در این برهه از تاریخ معاصر که وقایع از یک پیچیدگی، گستردگی و درهمتنیدگی موضوعات به هم برخوردار است، افکار عمومی به سادگی نمیتواند برداشت صحیح و روشنی از مسائل و وقایع داشته باشد، از این رو نیاز است علما، نخبگان و صاحبان اندیشه با همکاری و همراهی رسانهها به تبیین موضوعات مهم و اساسی داخلی و بینالمللی به منظور آگاهسازی جامعه اقدام کنند. از جمله این وقایع موضوع محور مقاومت و موضوع جنگ اخیر رزمندگان حماس با دشمن صهیونیستی است. دشمن صهیونیستی از طریق بازوهای رسانهای خود سعی میکند جای ظالم و مظلوم را تغییر دهد و از رژیم کودککش اسرائیل یک تصویر تطهیر شده و مظلوم به جهان القا کند، البته این مسئله را مقام معظم رهبری با هوشمندی پیشبینی کردند و در مراسم مشترک دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری نیروهای مسلح به صراحت نسبت به آن هشدار دادند. رهبر معظم انقلاب در این سخنرانی میفرمایند: «دشمن خبیث و ظالم حالا که سیلی را خورده، سیاست مظلومنمایی در پیش گرفته، دیگران هم کمکش میکنند. رسانههای دنیای استکبار کمکش میکنند، این مظلومنمایی صددرصد خلاف واقع و دروغ است. هیچکس نمیتواند از این هیولای دیوسیرت چهره یک مظلوم بسازد.»
آنچه در این میان باید مورد تأمل و بررسی قرار گیرد، پرداختن به این پرسش است که چرا دشمن صهیونیستی با وجود اینکه در بدترین شرایط موجودیت و سختترین شرایط حیاتی خود قرار دارد، اما باز تلاش میکند افکار عمومی جهانی را به سمت خود جلب کند؟
به باور نگارنده پاسخ این پرسش چند دلیل دارد که به تفصیل به تکتک آنها میپردازیم.
دلیل نخست این است که رژیمصهیونیستی با مظلومنمایی میخواهد افکار عمومی جهان را به سمت خود جلب کند. این اقدام دو هدف اصلی را دنبال میکند؛ هدف نخست این است که صهیونیستها میخواهند با پروپاگاندا و دروغپراکنی برای جنایتهای آتی خود نظیر کشتار زنان و کودکان فلسطینی به شکلی مشروعیت ایجاد کنند، مانند آنچه رسانههای صهیونیستی با کلی هیاهو تبلیغ کردند که نیروهای حماس ۴۰کودک را در سرزمینهای اشغالی سر بریدند، اما بعد از چند روز این خبر از سوی منتشرکننده آن تکذیب شد. هدف دوم آنها این است که با جلب افکار عمومی، مردم جهان را به حمایت و پشتیبانیشان تشویق شوند، چراکه دشمن صهیونیستی این جلب توجه افکار عمومی جهان را راهی برای تضعیف جبهه مقاومت و همچنین ایجاد دودستگی یا چنددستگی در میان فلسطینیها میداند. این سیاست را پیشتر در نوار غزه و کرانه باختری ایجاد کرده بودند، به طوری که شهید فتحیشقاقی از مقاومت سخن میگفت، اما یاسر عرفات از مذاکره دم میزد.
دلیل دوم این است تنها قدرت و نیرویی که موجودیت صهیونیستها را تهدید میکند، نیروی مقاومت و به طور خاص نیروهای حماس در نوار غزه است، در حالی که سایر کشورها به دلیل ضعف سیاسی و نداشتن استقلال و همچنین وجود رهبران دستنشانده نه تنها جرئت و توان مقابله با رژیمصهیونیستی را ندارند بلکه پیشتر یا روابط دیپلماتیک با این رژیم جعلی برقرار کرده بودند یا در پی عادیسازی با رژیمصهیونیستی بودند. بر این اساس طبق اظهارات صهیونیستها تنها گروهی که میتواند آنها را نابود و از میان بردارد، محور مقاومت در منطقه است.
این نیروها بازدارندگی خود را در مقابل رژیم جعلی صهیونیستی نه بر اساس حمایت بینالمللی یا تجهیزات نظامی، بلکه نشئتگرفته از تفکر حماسه حسینی و جهاد در راه خدا که همان شهادتطلبی است، تعریف میکنند. با این توضیح صهیونیستها تلاش میکنند به هر طریقی این نیرو را نابود کنند و این باور را از بین ببرند. حملات گسترده و کشتار بیرحمانه مردم فلسطین و همچنین ایجاد گروههایی مثل داعش نتیجه همین موضوع است.
دلیل سوم اینکه سالها صهیونیستها توانسته بودند با توجه به پایگاههای اطلاعاتی و دستگاههای عظیم جاسوسی و اتکا بر دانش و تخصص علمی خود یک تصویر ماورایی در ذهن مردم جهان ایجاد کنند، اما این هیمنه و شکستناپذیری با حماسه طوفانالاقصی فروپاشید و تهی شد. حال صهیونیستها در تلاش هستند این هیمنه پوشالی را از طریق رسانهها در افکار عمومی جهان بازسازی کنند، چراکه اگر نتوانند آن را بازسازی کنند، بیتردید بعد از این هیچ صهیونیستی نه اعتمادی به این رژیم جعلی میکند و نه کسی حاضر میشود در این شهرکها سکونت کند. در همین ارتباط رهبر معظم انقلاب فرمودند: «رژیم غاصب صهیونیستی، هم از لحاظ نظامی، هم از لحاظ اطلاعاتی، یک شکست غیرقابل ترمیم خورده. این زلزله ویرانگر توانسته است بعضی از سازههای اصلی حاکمیت رژیم غاصب را ویران کند که تجدید بنای آن سازهها با همه حمایتهایی که امروز در دنیا از سوی غربیها از او میشود، امکان ترمیم آن سازهها وجود ندارد.»