جوان آنلاین: اگر تا همین چند سال پیش مراجعه به روانشناس و مشاور تابو بود و خیلیها از برچسب خوردن برای مراجعه به این کارشناسان میترسیدند، حالا این خدمات آنچنان گران شده که برخی افراد در فضای مجازی وقتی میخواهند لاکچری بودنشان را به تصویر بکشند روایتهایی از تراپیستشان را نقل میکنند و دریافت خدماتتراپی به ژستی لاکچری تبدیل شدهاست! در حال حاضر تعرفه مراجعه به روانشناس و مشاور ۲۳۰ هزار تومان به ازای هر ۴۵ دقیقه برای مشاوران دارای مدرک کارشناسی ارشد و ۲۷۰ هزار تومان برای مشاوران دارای مدرک دکتری تخصصی است. نکته قابلتأمل اینکه اغلب اوقات خدمات سلامت روان با یکی، دو بار مراجعه درمان نمیشود و گاهی بیمار ناگزیر است دهها جلسه به مشاور مراجعه کند که سرجمع آن عدد قابلتوجهی میشود. از سوی دیگر روانشناسان و مشاوران هم مانند دیگر گروههای پزشکی چندان به تعرفههای مصوب پایبند نیستند و در برخی مراکز برای یک جلسه مشاوره دستمزدهای میلیونی طلب میشود! از همه بدتر اینکه با وجود ضرورت ارائه خدمات سلامت روان در جامعه و چالش قدیمی بیمه برای این خدمات بند بیمه خدمات سلامت روان از برنامه هفتم توسعه حذف شد تا خدمات سلامت روان و تراپی هم مانند برخی دیگر از خدمات سلامت طبقاتی شود.
طبق آمارهای ارائهشده از سوی مراجع ذیصلاح چیزی نزدیک به یک سوم از مردم کشورمان دچار اختلالات روانشناختی هستند. وحید شریعت، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران با تأکید بر اینکه اضطراب و افسردگی شایعترین اختلالات روانی در کشور میگوید: «طبق مطالعه سال ۱۴۰۰ که در کشور انجام گرفتهاست، حدود ۳۰ درصد مردم در معرض ابتلا یا مبتلا به نوعی اختلال روانشناختی هستند که این آمار در ۲۰ سال قبل ۲۱ درصد بودهاست. بنابراین شیوع اختلالات روانی درصد قابلتوجهی در سالهای گذشته افزایش یافته که البته شیوع بیماری کرونا نیز باعث افزایش اختلالات روانشناختی شدهاست.»
از ۲۳۰ هزار تا... به ازای یک جلسه ۴۵ دقیقهای
اختلالات روانشناختی میتواند روی کیفیت زندگی افراد اثرگذار باشد به همینخاطر هم باید به آنها توجه داشت و برای پیشگیری و درمان آن اقدام کرد، اما هزینههای درمان این بیماریها خیلی بالاست و حمایت بیمهها را هم ندارد.
علی فتحی آشتیانی، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره با بیان تعرفههای مصوب هیئت دولت برای خدمات روانشناسی و مشاوره میگوید: «این تعرفه به ازای هر ۴۵ دقیقه، ۲۳۰ هزار تومان برای فرد دارای مدرک کارشناسی ارشد بوده و ۲۷۰ هزار تومان نیز تعرفه مشاور دارای مدرک دکتری تخصصی است.» از نگاه وی این هزینه پاسخگوی مخارج جاری افرادی نیست که مرکز مشاوره و کلینیک دارند. از طرفی مشکلات روانشناختی با یک جلسه حل نمیشود و نیازمند جلسات متعدد است و از سوی دیگر هزینهها بسیار بالاست و مشاوران و روانشناسان هم تحت فشار مشکلات اقتصادی و مسائلی در مراکز هستند.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره با اشاره به نظارت بر مراکزی که مبالغ بالاتر از این تعرفه دریافت میکنند، دریافت تعرفههای خارج از قانون را میپذیرد و میگوید: «موارد خاصی هستند که ساعتی ۸۰۰ هزار تومان دریافت کردهاند که این موارد را پذیرفته و رد نمیکنم. در برنامه داریم معاونت انتظامی سازمان فعالیت خود را بیشتر و بازرسیهای آشکار یا غیرآشکار انجام داده و یک ارزیابی از وضعیت موجود داشته باشیم.»
بازار داغ روانشناس نماها در بازار سیاه خدمات روانشناسی
نظارتها کمرنگ است و هزینهها سرسامآور! همین مسئله هم بازار روانشناسان زرد و مجازی را داغ کردهاست و مردم وقتی میبینند توان مراجعه به مشاور و روانپزشک را ندارند به سراغ صفحات روانشناسان زرد و قلابی میروند تا بلکه بتوانند با استفاده از توصیههای آنان به مشکلات خود سر و سامانی بدهند. بگذریم از اینکه این توصیهها خیلی وقتها اوضاع را بدتر و حتی هزینههای سنگینتری را به افراد تحمیل میکند.
فاطمه محمدبیگی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی هزینههای بالا در حوزه درمانهای روانشناختی را یکی از معضلات این حوزه میداند و میگوید: «یکی از معضلاتی که ما در عرصه روانشناسی در کشور داریم، هزینه بالا و سلسله مراتبی بودن این موضوع است که نیاز به مشاوره در جلسات متعدد، ترس از عدم پاسخگویی و به نتیجه نرسیدن در مشاوره است. از طرف دیگر وجود کانونهای متعدد مدیریتی در عرصه روانشناسی قسمتی در وزارت کشور است و قسمتی در بهزیستی و وزارت کار و قسمتی هم در وزارت بهداشت به شکل نظام شبکه است.» طبق توضیحات وی آنچه در نظام شبکه در شبکه بهداشتی و درمانی است رایگان است. مشکل مردم این قسمت نیست. تعداد مراکز بسیار کم است و ما نیاز به مراکز بسیار بیشتری از این در سطح تمامی شهرستانها داریم.
حذف بند بیمه سلامت روان از برنامه هفتم
محمد بیگی میافزاید: «بحث بودجه و اعتبارات برای ما در مجلس اولویت است و ما متأسفانه میبینیم به رغم پیشنهاداتی که وزارت بهداشت مطرح میکند، اما در سازمانهای برنامهریزی کشور این اتفاق رخ نمیدهد و تنها یک درصد از بودجه کشور صرف حوزه روانشناسی میشود که حوزه پیشگیری است. در صورتی که حوزه عدم ورود به دروازه بیماریهاست و میتواند بار بیماریها را کاهش دهد.» این عضو کمیسیون بهداشت مجلس میافزاید: «ما در برنامه ششم برای اولینبار از حوزه سلامت اجتماعی در قانون برنامه استفاده کردیم. مراجع تشخیص مصلحت نظام موافقت کردند که مصوبه مجلس برای تمدید شش ماهه برنامه ششم رخ دهد، اما آنچه تحت عنوان برنامه هفتم از دولت به مجلس رسید از نظر ما برنامه کارآمدی نبود و ما مجبور شدیم حذف و اضافهای را انجام دهیم. البته گلهمندی ما از همکاران مجلس هم هست، برای مثال در کمیسیون بهداشت ما بند بیمه خدمات سلامت روان اضافه و مصوبه کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شد، اما در کمیسیون تلفیق حذف شد. اگر قرار باشد نظام بیمهای را پشتیبان خدمات سنگین و گرانبهای خدمات مشاوره و روانشناسی قرار ندهیم حتی مردم در سطوح متوسط و بالا هم نمیتوانند از آن استفاده کنند. در حالی که هزینه پیشگیری کمتر از درمان است.»
استانداردسازی نشدن خدمات و منابع محدود بیمهها
حامد مصلحی، مدیر کل دفتر سلامت روانی وزارت بهداشت هم یکی از چالشهای این حوزه را فقدان استانداردسازی خدمات سلامت روان و محدودیت منابع بیمهها میداند و میافزاید: «مسئله اصلی این است که ارائه خدمات سلامت روان برای تأمین اعتبار نیاز به نظامنامه و راهنماهای استانداردسازی خود دارد که در حال حاضر این استانداردها نیست. الان یک روانشناس ممکن است یک مراجعهکننده را با اختلال مشخصی یا بدون اختلال ۱۰ یا ۲۰ یا ۴۰ یا ۱۰۰ جلسه ببیند. نیاز بوده که در آن زمان، سازمان نظام استانداردهای آنان را تعیین کند. قرارداد این مشاور و بیمهگر چیست؟ این کارها نشده و فقط نامهنگاری و اعتراض که چرا این خدمات بیمه نمیشود. بالاخره منابع بیمه هم یک محدودیتهایی دارد.»
وی نیز با اشاره به حذف بند بیمه سلامت روان از برنامه هفتم توسعه از تلاش سازمان نظام روانشناسی و وزارت و کمیسیون بهداشت برای بازگشت مجدد این قانون و مشخص شدن تکالیفش خبر میدهد.
در نهایت دود همه این اتفاقات به چشم طبقات متوسط و ضعیف جامعه میرود؛ طبقاتی که اتفاقاً بیشتر از طبقات اقتصادی بالاتر تحت فشارهای روانی قرار دارند، اما در موازنه خرج و دخل زندگی چیزی برای دریافت خدمات روانشناسی برایشان باقی نمیماند و هیچکس هم پشتشان نیست، حتی قانون!