قتل داریوش مهرجویی، کارگردان فقید سینما و همسرش، حادثهای جنایی بود که روز گذشته فضای رسانهای را به شدت تکان داد و اندوه زیادی بر جای گذاشت. از زمان پخش فیلم «گاو» در سال ۱۳۴۸ تا نمایش آخرین ساختهاش «لامینور» در اردیبهشتماه سال گذشته، چندین نسل با دیدن آثار این هنرمند، او را ستودهاند. از همینرو مرگ مهرجویی و همسرش در جریان حادثهای جنایی برای دوستداران او و آثارش باورپذیر نبود، همانگونه که خودکشی کیومرث پوراحمد، هنرمند فقید که فروردینماه امسال به زندگی خود پایان داد را کسی باور نداشت. با این حال اینها حوادثی بود که رقم خورد و حاشیههای بسیاری را به همراه داشت. همراه شدن حاشیهها و دامن زدن به آن به سیاق گذشته با وقوع چنین حوادثی به دلیل نبودن سازوکاری مناسب برای اطلاعرسانی درست از سوی پلیس و قوه قضائیه صورت میگیرد. با وجود اینکه پلیس و بازپرس لحظاتی بعد از حادثه از ماجرا باخبر شدند و به دلیل حساسیت ماجرا تلاش برای رمزگشایی از پرونده را در دستور کار خود قرار دادند، اما ناکام ماندن تلاشهای اولیه برای بازداشت عاملان حادثه منجر به دامن زدن به حاشیههای مطرح شده گردید. طبیعی است در چنین شرایطی مردم بخواهند درباره جزئیات حادثهای که اتفاق افتاده باخبر شوند، اما از آنجا که مرجعی برای پاسخگویی به پرسشهای مطرح شده وجود ندارد، مجال برای ایجاد سناریو و دامن زدن به آن در شبکههای اجتماعی و دیگر شبکههای خبری فراهم میشود.
تجربه نشان میدهد اطلاعرسانی پلیس و دستگاه قضایی درباره حوادثی از این دست به سبک دهههای قبل صورت میگیرد، مگر اینکه در حوادثی مثل پرونده محمدعلی نجفی، شهردار اسبق تهران که همسرش را به ضرب گلوله به قتل رساند، خبرنگاران رسانههای رسمی این امکان را پیدا کنند که روایتهای میدانی خود را منتشر کنند و به خوبی به پرسشهایی که در بدنه اجتماعی مطرح میشود، پاسخ دهند.
با وجود اینکه پلیس و قوه قضائیه دارای سخنگو هستند، اما دسترسی به سخنگویان برای خبرنگاران ساده نیست و در چنین شرایطی طبیعی است که مدیریت اطلاعرسانی درست از دست رسانههای رسمی خارج شود و رسانههای غیررسمی فرصت به دست آورند که روایتهای خود را وارد ماجرا کنند و حتی در روایتهای اولیه بخواهند آن را به بدنه حاکمیت منتسب کنند و با گمراه کردن ذهنیت بخشی از دنبالکنندگان خود به حاشیههای ایجاد شده دامن بزنند. همچنین تجربه نشان داده هرچه حادثه دورتر از پایتخت اتفاق بیفتد منابع رسمی در پاسخگویی به رسانهها با دشواری بیشتری عمل میکنند و ترجیحشان این است که حادثه روی داده مشمول مرور زمان شود به امید اینکه گذشت زمان بتواند بر حاشیههای ایجاد شده غلبه پیدا کند.
در مقام عمل همزمان با وقوع قتل، کارآگاهان پلیس آگاهی به سیاق پروندههایی که مدام در حال تشکیل است، تحقیقات خود را با بررسیهای اولیه صحنه جرم، دوربینهای مداربسته، تحقیق از شاهدان، خانواده مقتول و تماسهای تلفنی دنبال و با دنبال کردن سرنخهای پیدا شده از پرونده رمزگشایی میکنند. اگر این حادثه برای فردی غیر از مهرجویی و همسرش اتفاق میافتاد، همانگونه که در پروندههای جاری جریان دارد، همین رویه دنبال میشد، با این حال طبیعی است به دلیل شهرت کارگردان فقید، تلاشهای جمعی پلیس و دستگاه قضایی برای ادای دین به کارنامه هنری او و پاسخگویی به افکار عمومی با شدت بیشتری دنبال شود تا با رمزگشایی اولیه از پرونده، زوایای پنهان آن روشن شود.
اطلاع رسانی کار رسانه است و سخنگوی هر نهادی هم باید پاسخگوی پرسش های رسانه ها باشند