شهید احسان پارسی اولین شهید ایرانی بود که مرحوم محمدسرور رجایی با زندگی او آشنا میشود و پس از این آشنایی تصمیم میگیرد در خصوص شهدای مشترک ایران و افغانستان تحقیق کند، اما شهید پارسی چه خدماتی انجام داده بود؟ شهید احسان پارسی متولد دوم خرداد ۱۳۳۹ در روستای مود از توابع شهرستان سربیشه در خانوادهای مذهبی بود. او سال۱۳۵۶ در دانشگاه سیستانوبلوچستان پذیرفته میشود. همزمان با ورودش به دانشگاه، به همراه چند نفر از دوستان، اقدام به تشکیل انجمن اسلامی میکند که کارشان رفع شبهات مذهبی و دینی دانشجویان، ایستادگی در برابر استادانی که منحرف یا وابسته به ایادی دستنشانده بودند و از بین بردن تلویزیون ناهارخوری دانشگاه به خاطر پخش فیلمهای مستهجن برای دانشجویان، از جمله اقداماتی بود که شهید احسان پارسی و دوستانش انجام میدهند. چند ماهی از تحصیل احسان نگذشته بود که قیام انقلابی مردم قم، تبریز و یزد شروع میشود و شهید پارسی نیز به جریان انقلابی مردم میپیوندد. بعد از پیروزی انقلاب، او جزو اولین نفراتی بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در زاهدان تأسیس و پروندههای ساواک را در آنجا بررسی میکرد. او در زاهدان با گروهکهای مختلفی در مبارزه بود، اما با هجوم شوروی به افغانستان و آواره کردن مسلمانان افغانستانی، شهید پارسی بسیار از این موضوع متأثر میشود و تصمیم میگیرد کاری برای این مردم مظلوم انجام دهد، بنابراین تصمیم میگیرد هستههای آموزش را برای مجاهدان افغانستانی ایجاد کند. در آن زمان، جنگ رژیم بعث عراق علیه ملت ایران آغاز شده بود، بنابراین شهید احسان پارسی ابتدا تصمیم میگیرد به جبهههای جنگ تحمیلی برود. او برای آموزش جنگهای چریکی و نامنظم به فرماندهی شهید چمران، عازم اهواز میشود. یکی از کارهای وی، جمع کردن و اعزام نیروهای افغانستانی و ایرانی به اهواز برای آموزش دورههای چریکی و جنگهای نامنظم بود. در مرحله آخر که به بیرجند برمیگردد، خبر شهادت دکتر چمران او را بسیار متأثر میکند و تصمیم میگیرد به همراه همسرش به اهواز برود و در آن گرمای طاقتفرسای خوزستان در تیرماه، مبارزه خود را در مقابل بعثیها ادامه دهد. پس از مدتی به مشهد و بیرجند بازمیگردد و مجدداً در سپاه پاسداران بیرجند فعالیت خود را از سرمیگیرد. پس از آشوبهای منافقین در شهرستان آمل، وجود او برای دستگیری منافقین شدیداً احساس میشود، به همین جهت به زاهدان میرود و، چون اعضای این گروه خاطی به پاکستان گریخته بودند، بنابراین به مدت دو ماه به یادگیری زبان اردو میپردازد و برای مبارزه و دستگیری منافقین به مناطق مختلف پاکستان و افغانستان سفر میکند تا اینکه در یک مأموریت برای دستگیری ژنرال شوروی به پاسگاههای مرزی جنوب افغانستان اعزام شده بود که سرانجام در تاریخ هشتم اسفند
۱۳۶۰ در مرز افغانستان به فیض شهادت نائل میشود.»