میراث فرهنگی بر امر انسانی استوار بوده و ارزشهای قدمت (دیرینگی)، ندرت (یگانگی) و اصالت (یکپارچگی) را دنبال میکند. بازتاب توأمان این سه شاخصه مهم، ارزشمندی و اهمیت فرهنگی آثاری را نشان میدهند که در یک گاهِ زمانی و مکانی مبتنی بر یک باور انسانی به وجود آمدهاند و حالات و روحیات پیشینیان زیسته در این سرزمین را روایت میکنند. مؤلفههای سازنده هویت هر ملتی، مبتنی بر همین سه اصل بوده است و حکایت از درک عمیق اینهمانی یک فرد با بسترهای فرهنگی و اجتماعی خویش دارد. اساساً میراث فرهنگی، آینه تمامنمای هویت فرهنگی هر جامعهای است و به تثبیت ریشهها و تداوم آن در خاستگاه مربوط میانجامد.
خاطرات و تجربیات غنی زیستی در بسترهای تاریخی از یک سو و تضادهای برجسته آن با شرایط پیچیده متأثر از اقتضائات زندگی معاصر از سوی دیگر، موجب عدمانطباق سطح انتظارات از قابلیتهای میراث فرهنگی با ضرورتهای امروزین شده است، از همین رو، اقبال عمومی مردم برای برونرفت از آشفتگی به سوی تجربه متفاوت فرهنگی است. به بیان دیگر، درک تفاوتهای فرهنگی از طریق تجربه مظاهر آن، میتواند یکی از روشهای فهم عمیقتر مناسبات فرهنگی خویش باشد. در این میان هر چند برای هدایت هدفمند و انس نسل جوانتر با میراث ناملموس، خانوادهها نقش بسزایی دارند، اما بیشتر از آنکه مخاطب نهاد آموزش، صرفاً کودکان و نوجوانان باشند، لازم است برای کلیت خانوادهها برنامهریزی کرد. خوشبختانه زندگی در فرهنگ ایرانی آمیخته با آداب و سنتهایی است که در بطن جامعه ما
نهادینه شدهاند.
چیزی که شاید در شرایط کنونی به فراموشی گراید، عدمشناخت صحیح از مبناهای فرهنگی در خانوادهها و اصرار بر ترویج رفتارهای کلیشهای از طریق برخی مراجع متولی فرهنگ است، به ویژه هنگامی که انگیزههای اقتصادی در ترویج این رفتارها، یکجانبه نقش محوری مییابند. به نظر میرسد باید در وهله نخست زمینه تحقق میراث ناملموس را در بستر میراث ملموس با درجه انطباق حداکثری فراهم آورد و تجربه پیوسته و معنیدار آن را فراگیر کرد. آنگاه از طریق رسانهها به ویژه صدا و سیما، بازخوردهای شایسته آن را به خانوادهها انتقال داد و این اهتمام را به استمرار کشید.
بدیهی است جامعه عاری از احساس قرابت با میراث فرهنگی، جامعهای بیگانه از خویش خواهد بود و رکن تربیتی و آموزش در این حوزه، متوجه نهاد عمومی است.
*دکترای معماری و عضو هیئت علمی دانشگاه