آفرین امامی، موزهدار، کارشناس ارشد پژوهش هنر، مدرس دانشگاه و اکنون مدیر مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان است. او در صفحه مجازی خود نوشته است: «آینده از آن ملتی است که گذشته خود را خوب میشناسد.» موزهها بهترین محل برای انتقال و نمایش فرهنگ و هنر کشور است و همین گزاره مهم، بهانه گفتوگوی ما با امامی شد که به رغم مشغلههای بسیار مشتاقانه از سوژه حمایت کرد و سؤالات را یکبهیک پاسخ داد. به اعتقاد وی جذب مخاطب کودک و دعوت از نسل جوانتر تضمینی برای آگاهی و احترام مردمان آن کشور در کهنسالی به میراث خود خواهد شد و کودک و نوجوانی که امروز به موزه نرود، فردا حافظ میراث فرهنگی کشور نخواهد بود.
عدمشناخت نسل جدید با میراث ایرانی اعم از ملموس و ناملموس چه لطمههایی به آینده فرهنگی کشور میزند؟
عدمشناخت نسل جدید از میراث فرهنگی موجب میشود در آینده هیچگونه تعهد و تعلق خاطری به حفظ و حراست و پاسداری کشور نداشته باشند و در حقیقت مانند درختی خواهند شد که ریشه در خاک ندارند. این موضوع لطمه جبرانناپذیری به تمام داشتههای کشور اعم از علم و هنر و صنعت وارد میکند. از طرفی عدمشناخت نسل جدید از میراث فرهنگی ملموس و ناملموس به عنوان پشتوانه فرهنگی و هویت ملی و به تبع آن نداشتن عِرق ملی موجب تمایل به جذابیتهای غیرایرانی و نتیجهاش تمایل بیشتر مهاجرت آیندهسازان کشور به خارج خواهد بود. افتخار کردن به سبقه تاریخی، تمدن و فرهنگ غنی علاوه بر حس افتخار و بالا رفتن اعتمادبهنفس نسل جوان در حفظ و حراست از داشتهها و ساختن آینده بهتر کشور اثرگذار است.
دلیل عدمآشنایی خانوادهها و به ویژه نسل کودک و نوجوان و جوان با مواریث فرهنگی ایران چیست؟ چرا خانوادهها استانبول و آنتالیا، برج ایفل و شانزلیزه و ویکتورهوگو و داوینچی را بیشتر از شوش، چغازنبیل، عودلاجان و حافظ و کمالالملک میشناسند؟
عدمانتشار، بازگویی، بازخوانی، تشریح و تبیین جذابیتهای مواریث فرهنگی برای هموطنها و ایجاد فضای غیرفعال و خشک و خستهکننده، عدممعرفی درست و تأثیرگذار، عدمایجاد و ثبت خاطره در این محوطهها و سایتهای تاریخی موجب میشود مردم رغبتی به حضور و بازدید از بناها و سایتهای تاریخی کشور نشان ندهند. مطمئناً اگر ارزشها و روایتهای مستتر در ابنیه و موزهها و اشیا به درستی و روش مناسب بیان شود، موجب گرایش مردم به آنها میشود. در واقع روایتمحورشدن میراث فرهنگی به جای تمرکز بر معرفی کالبد اماکن ابنیه و اشیای تاریخی میتواند فضا را برای مخاطب جذاب کند. همچنین سیاستها و نوع دیدگاه دولتها به مقوله میراث فرهنگی بسیار مهم است. نبودن میراث فرهنگی در کانون توجه دولتمردان یک کشور میتواند در عدمشناخت هموطنان از میراث فرهنگی اثر بگذارد. اولویت قرار دادن برنامههای خود به مواریث فرهنگی به شدت موجب تغییر نوع نگاه مردم و لزوم مراجعه و بهرهمندی از آنها را فراهم میکند، مثلاً باید آشنایی با میراث فرهنگی و تاریخ و تمدن در برنامههای آموزشی کشور باشد. به طور مثال بخشی از دروس و کتابهای درسی باید به آشنایی با میراث فرهنگی بپردازد و حتی میراث فرهنگی آنقدر مهم است که میتوان یک کتاب درسی با این عنوان به برنامه درسی دانشآموزان اضافه کرد و این نه فقط به صورت تئوری بلکه به طور میدانی جزو برنامههای مدارس باشد. همچنین ساخت برنامههای مستند تلویزیونی مرتبط و نمایش آثار تاریخی و مواریث فرهنگی ملموس و غیرملموس در فیلم و سریالها به صورت مستقیم و غیرمستقیم باید جزو شروط تهیهکنندگان خصوصاً فیلم و سریالهای خانگی قرار گیرد.
چگونه میتوان خانوادههای ایرانی را با موضوع میراث فرهنگی اعم از میراث ملموس یا ناملموس آشتی داد؟
در ادامه مسائل مطروحه به طور کلی هرگاه بتوانیم به گونهای درست میراث فرهنگی خود را معرفی کنیم و برای تمامی اقشار در این محیطها و موضوعات جذابیت ایجاد کنیم و بتوانیم خاطرسازی کنیم، مطمئناً توجه مردم هم به میراث بیشتر شده و در سبد هزینه و تفریح و نیاز خود حضور در محیطهای میراثی را قرار خواهند داد. با نمایش مداوم و صحیح مواریث از شبکهها و رسانههای جمعی ملکه ذهن مخاطب میشود. مشارکت دادن مردم در حفط آتار تاریخی میتواند خودش موجب ایجاد حس تعهد کند. توجه به ذینفعان یعنی همان جوامع محلی اطراف ابنیه و سایتهای تاریخی و مواریت فرهنگی و ایجاد رونق اقتصادی و بهبود کیفیت معیشتی آنها از دیگر روشهای آشتیدادن مردم به مواریث فرهنگی است چراکه متعهد به حفظ مواریث فرهنگی شده و خودشان به تبلیغ و معرفی به دیگر هموطنان کوشش میکنند.
نقش آموزشی میراث فرهنگی برای تربیت نسلها چیست و موزهها در این زمینه چه نقشی دارند؟
از مهمترین وظیفه موزهها بعد از حفاظت و نگهداری، آموزش و معرفی میراث فرهنگی به نسل کودک و نوجوان و جوانان است. اگر در سنین پایین کودکان و نوجوانان برای میراث خود ارزش قائل شوند، این امر در وجود آنها نهادینه شده و در بزرگسالی هم به آن توجه خواهند داشت و برعکس، کودک و نوجوانی که امروز به موزه نرود، فردا حافظ میراث فرهنگی کشور نخواهد بود، بنابراین جذب مخاطب کودک و دعوت از نسل جوانتر تضمینی برای آگاهی و احترام مردمان آن کشور در بزرگسالی به میراث خود خواهد شد. ایجاد واحد فعال و پویای کودک و نوجوان و استفاده از روشهای جذاب و تجربههای موفق موزههای مطرح دنیا برای برگزاری برنامههای آموزشی و معرفی برای کودکان از وظایف مهم موزههاست. همه موزهها باید بخش مهمی از فعالیتهای خود را متمرکز موضوع کودک و نوجوان کنند، حتی در صورت عدمتوجه مدارس و خانوادهها به این امر مهم موزهها خودشان باید برای ترغیب خانوادهها و مدارس برای بازدید تلاش کنند. ایجاد بازدیدهای هدفمند و روایت محور میتواند بسیار تأثیرگذار باشد. همچنین ایجاد بستر مناسب برای کودکان در موزهها یک سرمایهگذاری مطمئن برای نسل آینده است؛ نسلی که به واسطه شناخت گذشته آیندهساز خواهند شد. تشویق کودکانی که به آموزش مواریث ملموس و ناملموس به کمک خانوادهها میپردازند هم خیلی مهم است، مثلاً کودکان شاهنامهخوان در موزهها موجب ایجاد حس گرایش دیگر کودکان به مواریث فرهنگی خواهد شد.
بازدید از اماکن تاریخی و میراثی چه جایگاهی در سبد گردشگری خانوادههای ایرانی دارد و برای ترمیم کاستها و ضعفهای این بخش چه باید کرد؟
اخیراً آمار بازدید از موزهها و سایتهای تاریخی رو به افزایش است، اما تا نقطه ایدهآل فاصله دارد. همه ما به وضوح این موضوع را در اطرافیان خود میتوانیم لمس کنیم که رفتن به شهربازی، سینما و پارک، رستوران و مکانهای تفریحی طرفدار بیشتری دارد، چون برای خانوادهها جذابتر و سرگرمکنندهتر است و همچنین تبلیغات بیشتر، استفاده از روشهای نوین در معرفی اماکن و تسهیل شرایط دسترسپذیرتر از دیگر مواردی است که میتواند به استقبال مردم کمک کند. انجام برنامههای متنوع فرهنگی، هنری، اجتماعی و برگزاری کلاسهای درس در موزه، معرفی درست، اصولی و مداوم، توجه دولتها و بسیاری روشهای دیگر موجب توجه خانوادهها به میراث خواهد شد. در سریالهای ترکیهای دیدهایم که نماهایی از بناهای تاریخی به طور مداوم در میان سریال تکرار میشود. این تعمدی است. ساخت محصولات فرهنگی با استفاده از عناصر میراث فرهنگی به عنوان هدیه و یادگاری بسیار رواج دارد که به تازگی در ایران هم دیده میشود. تمام شرکتهای خصوصی هدیه و بسته معرفی خود را بر پایه میراث فرهنگی تهیه میکنند، مثلاً شرکتی در فرانسه سرکلیدی برج ایفا را در بسته هدیه خود قرار میدهد. معرفی مفاخر فرهنگ و هنر و ادبیات بسیار در جذب مردم به میراث خصوصاً ناملموس کمک میکند. چرا نباید پدر خانواده دقایقی از هفته را با خواندن داستانهای شاهنامه با فرزندانش صرف نکند و به جای آن پلیاستیشن بازی کند، چون ابزار معرفی هنر، ادبیات و فرهنگ در ایران با شیوه روز دنیا پیش نرفته و قابل رقابت نیست. امروزه در تمام دنیا از روشهای نوینی استفاده میکنند که اگر در معرفی میراث فرهنگی استفاده شود، بسیار کمکرسان است. پخش انیمه جذاب است، اما برنامههای کودک مزین به داستان شاهنامه آنقدر طراحی گرافیکی ابتدایی دارند که کودک امروز در مقایسه با سایر برنامهها از انتخاب آن صرفنظر میکند. شخصیتپردازیها در روایتگری برنامهها باید اسطورههای ادب، هنر و فرهنگ ایرانی را طوری جذاب معرفی کنند که شخصیتهای خیالی کشورهای دیگر مثل بتمن و اسپایدر من اسطوره کودکان نباشند. آیا آرش کمانگیر و سیاوش نمیتوانند جای این شخصیتهای بیگانه را بگیرند؟! چرا نباید برخی دروس مدارس و دانشگاهها در موزهها و سایتهای تاریخی باشد؟
و سخن یا پیشنهاد پایانی.
تشویق و مشارکت بخش خصوصی در معرفی میراث فرهنگی با استفاده از ابزارهای میراثی، میتواند یک منبع درآمدزا باشد تا علاوه بر کارآفرینی موجب توسعه مواریث فرهنگی شود. تولید لباس و پوشاک با استفاده از نمادها و طرحهای فرهنگی- هنری و میراثی به عنوان ابزار معرفی مواریث فرهنگی ملموس و غیرملموس میتواند تبدیل به یک رسانه جمعی شود، مثلاً طرح کاشیهای کاخ گلستان روی لباس بانوان خودش یک رسانه فرهنگی است، در حالی که کارگاهها، رستورانها، اماکن تفریحی بهترین زیرساخت گردشگری را دارند، اما هنوز هم در بسیاری از اماکن فرهنگی- تاریخی زیرساختهای مناسب گردشگری از جمله سرویسهای بهداشتی، نمازخانه، کافه و غرفههای مناسب پذیرایی وجود ندارد، هر چند اخیراً توجه ویژهای به آن شده است، اما هنوز جای کار دارد. مناسبسازی برای اقشار با نیازهای خاص و توانیابان مثل نابینایان و ناشنوایان باید در برنامه موزهها قرار گیرد. انجام اقدامات خلاقانه از سوی موزه برای جذب مخاطب و تشویق از سوی دولت بسیار کارساز است.