میراث فرهنگی به آثار ارزشمندی گفته میشود که مربوط به فرهنگ هر ملت و از گذشتگان باقیمانده است. میراث فرهنگی میتواند حقیقت و اسراری از گذشته را برای نسل امروز مشخص کند و راهی را پیش رویمان قرار دهد که باعث موفقیت و گرفتن هویت و ارزش شود. همین تعاریف کافی است تا بدانیم آشتی با میراث فرهنگی چقدر مفید است و قهر و فاصله از آن چه آسیبهایی را خواهد داشت. نسل جوان باید ریشههای تاریخی و هویت بخش خود را بداند تا اگر به او بگوییم انجام این کار طبق فرهنگ و آیین ما ریشه در گذشته و اصالت ما دارد، قبول کند. بداند پایهگذار این فرهنگ، روش زندگی، سبک زندگی و هنر مردم ایران بوده و از آن پاسداری کنند. اجازه ندهیم این فرهنگ قربانی تهاجم فرهنگی شود و این هویت از دست برود، چراکه ریشه تاریخی با عظمتی دارد که نسل به نسل، سینه به سینه به دست ما رسیده است.
به طور مثال در موضوع حجاب، شاید دختران و زنان ما فکر کنند حجاب فقط در اسلام ۱۴۰۰ سال قبل پدید آمده است. در حالی که پیشینیان ما از هزاران سال پیش حجاب و پوشش را انتخاب کردهاند و در حقیقت این پدیده به عنوان یک میراث فرهنگی به ما رسیده است. این تنها مثالی از بین هزاران مورد بود که در آن تلاش میشود با هجمه به هویت خانوادهها در نهایت هویت یک ملت گرفته شود. در این باره «جوان» با دکتر محسن نصری جامعهشناس گفتوگویی داشته است که پیش رو دارید.
یکی از عناصر اصلی هویت و اصالت یک ملت میراث فرهنگی است. نظر شما در این باره چیست؟
هویت یعنی شناخت فرد. اینکه از کجا آمده و سابقه او چیست و چه عظمتی در قبل داشته است. هویت یک ملت را فرهنگ و تاریخ آن ملت میسازد. قطعاً میراث فرهنگی، چون گذشته و تاریخ قبل و آثار پیشین یک ملت را معرفی میکند، به هویتبخشی یک ملت کمک میکند. به عنوان مثال تاریخ ایران ۷ هزار سال تمدن دارد و از قدیمیترین تمدنهای دنیا محسوب میشود، اما کشور امریکا با این همه ادعا تنها ۵۰۰ سال تاریخ دارد و در ۲۴۰ سال قبل حکومت پیدا کرده است. بنابراین آثار باقیمانده در ایران مثل شهر شوش، شهر سوخته در سیستانوبلوچستان، فرهنگ و هویتی ریشهدار است. ملتی که سابقه باعظمتی دارد، اگر به گذشته خود افتخار کند در ایستادگی، پایداری و سربلندی مردم مؤثر است. وقتی نسل جوان بداند اولین انیمیشن دنیا در شهر سوخته است که ۷ هزار سال قدمت دارد احساس هویت، ارزشمندی و عظمت به او دست میدهد.
آشتی خانوادهها با میراث فرهنگی اعم از ملموس و غیرملموس چگونه اتفاق میافتد؟
تعریف و حرف از میراث فرهنگی باید در کتابهای درسی گنجانده شود که جای خالی آن احساس میشود. توجه به آن باعث میشود تا نسل جدید با خواندن آن بداند چه کشوری با تاریخ و با عظمت دارد و چه عظمتهایی را خلق کرده است که کمتر جایی دیده میشود. اگر او بداند حدود هزار سال پیش در دوران سلجوقیان، دانشگاهی در تمدن ایرانی ایجاد شده است به نام نظامیه و ۷۰۰ سال بعد از تأسیس این نظامیه ایرانی، یعنی حدود ۳۰۰ سال قبل اولین دانشگاه اروپاییان میشود آکسفورد انگلیس که آن هم الگو گرفته از خواجه نظامالملک است، بیتردید با آن احساس نشاط، افتخار و عظمت میکند. با این دانستنیها، جوان امروز گرفتار فرهنگ منحط غربی میشود، زیرا میداند تاریخش آنقدر عظمت دارد که اروپاییان ۷ هزار سال بعد از ما یاد گرفتهاند. بنابراین نظام آموزش و پروش در این آشتی مؤثر است و بعد نظام علمی ما در دانشگاهها. اروپاییان دنبال آن هستند تاریخ علم ما را سرقت کنند و فارغالتحصیلان و دانشمندان و عالمان ما را مطرح نکنند، آنها دانشمندان خودشان که بعضاً از شاگردان دانشمندان مطرح در گذشته ما بودهاند را معرفی میکنند. اگر دانشگاهی با فرهنگ خود آشنا شود، این خودباوری و اعتماد به نفس در او ایجاد میکند و یک حرکت مثبت در جامعه راه میافتد، بنابراین میطلبد رسانهها، فضای مجازی و ملی با ایجاد برنامههای هنری جذاب، میراث فرهنگی را به نسل امروز معرفی کنند. در این صورت ما کمتر با مشکلات و ناهنجاریها در جامعه مواجه خواهیم شد.
چگونه میتوان علاوه بر مسئولان و نگهبانان رسمی میراث فرهنگی، خود مردم را حافظان میراث فرهنگی کرد؟
آنها باید با عظمت میراث فرهنگی و با تاریخ و ویژگیهای ارزشمند آن آشنا شوند. به عنوان مثال ۴۰۰ سال قبل که مسجد امام با ارتفاع ۵۴ متر ساخته شد تازه رنسانس در اروپا رخ داد و قاره امریکا کشف شد. اگر مردم با این حقیقتها آشنا شوند و بدانند ساخت این اثر با وجود دانش و انرژی امروز چقدر زحمت و هزینه دارد قطعاً از آن حفاظت میکنند. وقتی بدانند چقدر از مردم سراسر دنیا به عنوان گردشگر میآیند تا عظمت، هیبت و تاریخ ایران و هنر ایرانی را مشاهده کنند، آن وقت در حفظ آن تلاش میکنند. گام دوم سازمانهای مسئول در وزارت فرهنگ و وزارت میراث فرهنگی کشور است. آنها باید مثل سازمان هلالاحمر بکوشند از میان مردم داوطلبانی را برای حفظ میراث فرهنگی به کار بگیرند تا با روش نگهداری این آثار آموزش ببینند و آشنا شوند. گام دیگر رشتههای مربوط به مرمت این آثار است که باید در رشته هنر گنجانیده شود و روشهای نگهداری و حفظ این آثار آموزش داده شود. لازم است رشتههای علمی در این زمینه فعالتر و متنوعتر شوند تا اثرگذاری آن نیز بیشتر شود.
با توجه به تعاریفی که داشتید، آیا میتوان گفت آشتی خانوادهها با میراث فرهنگی باعث سلامت و آرامش خانواده میشود؟
بله. دقیقاً همینطور است. توجه به میراث فرهنگی با اعتماد به نفس و خودباوری که همراه دارد ما را به آرامش در زندگی میرساند. اینکه بدانیم فرهنگ جامعه ایرانی در دنیا، قدمت طولانی و باعظمتی دارد، آن وقت تحت تأثیر جامعه غرب و تهاجم غربی، تحت تأثیر سبک زندگی فرهنگ بیگانه قرار نمیگیریم و این عین آرامش است و زندگی با اصالت و آرامش ادامه پیدا میکند. هرچند فرهنگ ایرانی و اسلامی میگوید هر جای دنیا نکته با اهمیتی بود، استفاده شود، اما منافاتی با این ندارد که به فرهنگ خودمان و تاریخ خود بیتوجه شویم. به عنوان مثال، امریکا با ساخت فیلم ۳۰۰ تلاش کرد تاریخ چند هزار سال پیش ایران (خشایار) را مورد حمله قرار دهد. به همه بگوید ایرانیان از آن زمان وحشی بوده و هستند. آنها با ساخت این فیلم در آن برهه سیاسی میخواستند تاریخ ایران را تحریف کنند تا هویت را بگیرند. وقتی هویت گرفته شد به راحتی آن کشور را نابود و فرهنگ خود را غالب کنند. میراث فرهنگی، نقش و کارکردش در زندگی اجتماعی، نقش باسوادکردن، مقاومکردن، پایدارکردن و هویت بخشی به ملت و مردم است و آشنایی با تاریخ گذشته، قدمت و آثار ارزشمندی که برای امروزش باقیمانده است، آرامش، طمأنینه و اعتماد به نفس به مردم تزریق میشود.