«انکار» و «خود را به دیوانگی زدن» اولین چیزهایی است که قاتلان پس از ورود به زندان از سابقهدارها یاد میگیرند، مانند مرد معتادی که همسر سرایدارش را داخل مدرسهای در تهرانسر با چاقو به قتل رسانده بود، اما در ادعایی جدید گفت، صدایی در سرش به او دستور داد که همسرش را به قتل برساند! به گزارش «جوان»، عصر روز چهارشنبه ۲۲ شهریورماه امسال اهالی خیابانی در تهرانسر با شنیدن فریادهای کمکخواهی دختر جوانی سراسیمه داخل خیابان رفتند و متوجه شدند مادر دختر جوان که سرایدار مدرسه است در درگیری با شوهرش به قتل رسیده است. با اعلام این خبر، مأموران کلانتری ۱۵۰ تهرانسر راهی محل و در پاگرد پلههای طبقه اول ساختمان پنج طبقه مدرسه با جسد خونین زن ۴۰ سالهای به نام پروین روبهرو شدند.
بررسیها نشان داد پروین لحظاتی قبل به دست شوهر معتادش با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است.
دختر مقتول به مأموران گفت: «مادرم سرایدار مدرسه بود و همگی در طبقه سوم این مدرسه زندگی میکنیم. پدرم معتاد به موادمخدر است، به خاطر همین موضوع با مادرم اختلاف داشت تا اینکه دقایقی قبل پدرم به خانه آمد و به طبقه سوم رفت و با مادرم درگیر شد. مادر فرار کرد، اما پدرم او را نزدیکی در ورودی مدرسه گرفت و با چاقو به قتل رساند.» همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، مأموران قاتل فراری را تحت تعقیب قرار دادند و در نهایت ساعتی بعد وی را هنگام مصرف موادمخدر در انباری شناسایی و بازداشت کردند.
متهم در بازجوییها به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: «وقتی معتاد شدم، احساس کردم همسرم از من جدا میشود و همراه دختر ۱۷ و پسر ۹ سالهام مرا تنها میگذارد، به همین دلیل او را به قتل رساندم.»
ادعای جدید
در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه دارد، متهم صبح دیروز برای بازجویی به دادسرای امور جنایی منتقل شد و اینبار ادعا کرد مشکل روحی و روانی دارد و هنگام قتل صدایی شنیده که به او دستور داده همسرش را به قتل برساند.
وی گفت: «زندگی خوبی داشتم، اما از ۱۵ سال قبل وقتی معتاد به شیشه شدم و زندگیام تیره و تار شد. وقتی شیشه مصرف میکردم، دچار توهم میشدم و حال خوبی نداشتم، اما همسرم مرا تحمل میکرد و به خاطر فرزندانمان ۱۰ بار مرا در کمپ ترک اعتیاد بستری کرد تا اعتیادم را ترک کنم. هر بار که از کمپ بیرون میآمدم دوباره شروع به مصرف میکردم تا اینکه از پنج سال قبل احساسی به سراغم آمد که فکر میکردم همسرم به من خیانت میکند. هرچند روز یکبار صدای همسر و پسر صاحبخانه قبلیمان در گوشم میپیچید که میگفتند بیشتر مواظب همسرم باشم، چون او به تو خیانت میکند و حرفهایش همه دروغ است. این صدا حتی به من دستور میداد فرزندانم را کتک بزنم و من هم آنها را کتک میزدم. حتی زمانی که اعتیادم را ترک میکردم، این صدا در گوشم نجوا میکرد و میگفت این داروست و باید مصرف کنی.»
وی ادامه داد: «صداها و دستورات همیشه در سرم بود و باعث میشد همسر و فرزندانم را اذیت کنم. آنقدر این صدا در گوشم زمزمه میشد که واقعاً فکر میکردم همسرم به من خیانت میکند و قصد دارد از من جدا شود و با فرد دیگری ازدواج کند. روز حادثه همین صدا در سرم بود و وقتی به خانه رسیدم، دیدم همسرم در حال آشپزی است. ناگهان همان صدای همیشگی دستور داد همسرم را به قتل برسانم. با او درگیر شدم و او فرار کرد، اما در پلهها به همسرم رسیدم و با چاقو چند ضربه به او زدم. صدا مدام میگفت همسرت را بکش و آنقدر صدا قوی و زیاد بود که التماسهای فرزندانم را نمیشنیدم. وقتی فرار کردم داخل خیابان یکی از همسایهها راه مرا سد کرد، اما با تهدید چاقو موفق به فرار شدم. سپس به انبار محل کارم رفتم و مواد کشیدم. آنجا هم آن صدا به من گفت کار خوبی کردی که همسرت را به قتل رساندی، وگرنه او بلایی سرت میآورد و بعد دستور داد خودم را به پلیس معرفی نکنم، اما خیلی زود بازداشت شدم. الان پشیمان هستم و میخواهم هرچه زودتر قصاص شوم.»
بدین ترتیب با ادعای جدید متهم، قاضی محمدرضا صاحبجمعی، بازپرس شعبه ششم دادسرا متهم را برای بررسی سلامت روحی و روانی در اختیار پزشکی قانونی قرار داد.