کانال تلگرامی «آب و آتش» بخشی از کتاب کیمیای محبت که شرح و حال سالک و عارف جناب شیخ رجبعلی خیاط است، به اشتراک گذاشت. در این پست میخوانیم: جناب شیخ بر مبنای روش و ادب اجاره در اسلام، اجرت کارش را با مشتری تمام میکرد، اما از آنجا که نمیخواست بیش از آنچه کار کرده از مشتری اجرتی دریافت کرده باشد، اگر پس از انجام کار میدید کمتر از مقداری که پیشبینی کرده بوده کار انجام داده، مبلغی را که به نظرش اضافه گرفته بود به مشتری باز پس میداد!
یکی از روحانیون نقل میکند که عبا و قبا و لبادهای را بردم و به جناب شیخ دادم بدوزد، گفتم: چقدر بدهم؟ گفت: «دو روز کار میبرد؛ ۴۰ تومان.» روزی که رفتم لباسها را بگیرم، گفت: «اجرتش ۲۰ تومان میشود.» گفتم: فرموده بودید ۴۰ تومان؟ گفت: «فکر کردم دو روز کار میبرد، ولی یک روز کار برد.»
دیگری میگفت: شلواری بردم بدوزد. گفتم: چقدر باید بدهم؟ گفت: «۱۰ تومان»، همان وقت اجرت او را دادم. موقعی که برای تحویل گرفتن لباس رفتم، دیدم که دو تومان روی آن گذاشت و گفت: «اجرتش شد هشت تومان.»
فرزند شیخ میگوید: روزی عبایی را که با مشتری طی کرده بود به ۳۵ریال بدوزد، مشتری آمد و عبای خود را برد. مقداری که دور شد، دیدیم پدرم به دنبال او دوید و پنج ریال به او پس داد و گفت: «من خیال میکردم این عبا فرصت بیشتری را از من میگیرد ولی اینطور نبود.»