باز پخش سریال گاندو از شبکه آی فیلم باعث شد که این سریال را برای بار اول به صورت مداوم ببینم، البته که در پخش اولش هم این سریال را دنبال میکردم، اما نه به این دقت، مهمترین نکتهای که باید درباره گاندو نوشت، فیلمنامه آن است باز پخش سریال گاندو از شبکه آی فیلم باعث شد که این سریال را برای بار اول به صورت مداوم ببینم، البته که در پخش اولش هم این سریال را دنبال میکردم، اما نه به این دقت، مهمترین نکتهای که باید درباره گاندو نوشت، فیلمنامه آن است. در شرایطی که بیشتر سریالهای تلویزیونی و شبکه خانگی و حتی فیلمهای سینمای ما مشکل اساسی در فیلمنامه دارند، اما گاندو با رویکردی ضدجاسوسی به موضوع جدیدی پرداخته و فیلمنامه آن از سر و شکل دقیقی برخوردار است. با اینکه در تلویزیون و سینما آثار زیادی در این ژانر ساختهشدهاست، غلوپردازی و کلیشهسازی شاکله اصلی چنین آثاری بوده، اما در گاندو با یک عنصر مهم مواجهیم و آن قهرمانپروری است نه قهرمانی مانند مردآهنی بلکه قهرمانی تماماً ایرانی. مأمور اطلاعاتی که فارغ از دیالوگهای ناکارآمد در عمل یک الگو را نشان میدهد.
گاندو قصد ندارد با شخصیتپردازیهای بیمورد و غلوآمیز از محمد به عنوان یک مأمور اطلاعاتی تظاهرسازی کند. نوع رفتار او و مواجهه با جاسوسها و خرابکارها بر اساس واقعیت شکل گرفتهاست. از سوی دیگر در سریال گاندو نگاه درستی به مباحث امنیتی شده و این نشان میدهد جواد افشار با تحقیق و پژوهشهای درست و به قاعده به سراغ ساخت این سریال رفتهاست. موضوع حائز اهمیت این است که در هر قسمت از سریال گاندو نهتنها رشادتهای مأموران اطلاعات را میبینیم بلکه با تمهیدات هوشمندانه این ارگان آشنا میشویم. شاید خیلی از مخاطبان آشنایی با سیستم اطلاعاتی کشورمان نداشته باشند و فکر کنند که جواد افشار در نشان دادن تجهیزات و عملکردهای هوشمندانه غلو کردهاست، اما افشار بر خلاف تمامی فیلمهای اینچنینی جرئت و جسارت خاصی در نشان دادن حقیقتهای این ارگان داشته و نشان میدهد که مأموران زبده اطلاعات با چه روندهایی در حال مبارزه با جاسوسها هستند، در فصل اول این سریال نحوه زندانیشدن جیسون رضاییان و آزادی او در قبال پولهای بلوکه شده روایت میشود، این روایت اگر چه به مذاق برخی خوش نیامد، اما تأکید روی جزئیات و شخصیتپردازیهای درست همراه با یک کارگردانی دقیق مخاطب را قانع کرد. در فصل دوم جاسوسی را میبینیم که در وزارت خارجه میکوشد مذاکرات را تحتتأثیر قرار دهد. حتی میشود به سکانسی اشاره کرد که آقازادهای قصد دارد اموال بیتالمال را از ایران خارج کند که مأموران اطلاعات هواپیما را به زمین مینشانند، اینها از سیاسیترین سکانسهای یک سریال میتواند باشد که قطعاً روایتی مستند گونه نیاز دارد. دوتابعیتیهایی که در تلاشند صدمههای جدی به کشور وارد کنند، بحث اصلی گاندو در سری دوم بود.
باید بپذیریم که محمد به عنوان سر گروه تیم امنیتی هوشمندانه عمل میکند و افراد زیردست او اشراف کامل به مسائل امنیتی دارند. اگر گاندو با همین مختصات در امریکا ساخته میشد، قطعاً نقدهای کمتری به آن گرفته میشد. البته رسانههایی که از یک جریان نگاه سیاسی پررنگی دارند، سعی کردند بیشتر در مقابل گاندو از سیاست بایکوت خبری تبعیت کنند، چراکه سریال به لحاظ قوت تکنیکی قابلخدشه نبود.
افشار سعی کردهبود از مسائل احساسی که در روایت خلل وارد میکند، بکاهد و به هیجانی بودن سریالش اضافه کند با این حال از نشان دادن خانواده و احساسات خارج از حیطه شغلی نیز غافل نبوده و در این زمینه موفق هم عمل کردهبود. در بعضی از سکانسها نوع رفتار امیرحسین عبدی به عنوان معاون کل اطلاعات با دخترش هوشمندانه ارائه شدهبود و حتی نوع ارتباط محمد با مادر و همسرش در نشان دادن شخصیت او به مخاطب کمک میکرد. سریال گاندو راه خودش را درست و سرراست رفت. اگرچه میتواند ادامه هم داشتهباشد و نکات بهروزتری را به مخاطب نشانبدهد.
بازی وحید رهبانی و نوع اکتها و واکنشهای هوشمندانهاش از برگهای برنده گاندو بود. سریالی که رسانه ملی باید روی تولید سری سوم آن به طور جدی فکر کند و یک زیرکی مدیریتی قطعاً قائل به ادامه تولید آن خواهدبود. یادمان باشد این از معدود دفعاتی بود که یک سریال در رسانه ملی به مخاطب قهرمانی تمام ایرانی ارائه میداد.