کد خبر: 1182777
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۴۰۲ - ۲۰:۲۹
در گفت‌وگوی «جوان» با ناصر شفق تهیه‌کننده سینما و فعال تئاتری پیشکسوت مطرح شد
گروه تئاتری که تا صبح کنار پیکر شهدا خوابیدند ناصر حاجی حسینلو، مشهور به ناصر شفق، بنیانگذار و رئیس هیئت‌مدیره و مدیر عامل انجمن سینمای دفاع مقدس از سال ۱۳۷۱ الی۱۳۷۷ بوده‌است. او در سال ۱۳۶۱ با نوشتن نمایشنامه حدیث عشق در اولین دوره جشنواره تئاتر ایران برنده بهترین نمایشنامه شد. شفق تاکنون در حوزه سینما و تلویزیون همچنین باشگاه ورزشی فعالیت‌های زیادی داشته که ماندگار شده‌است. او تاکنون جشنواره‌های متعددی را نیز ایجاد یا مدیریت کرده‌است. گفت‌وگوی «جوان» با وی را می‌خوانید.


انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هنر نمایش و تئاتر را در کشور زنده و مردمی کرد. چطور شد شما وارد دنیای هنر و به ویژه تئاتر شدید؟
سال‌های آغازین انقلاب در شهرستان خوی سکونت داشتیم و آنجا چه در تئاتر و چه در سینما هنرمندان زیادی از جامعه هنری بودند. به خاطر همین، کار تئاتر در خوی رونق خوبی داشت. هشت ساله بودم که در سال ۴۸ در تئاتر «آن‌که گفت نه و آن که گفت آری» در ارومیه نقشی کوتاه داشتم. در مدرسه فعالیت‌های تئاتری داشتم. یادم می‌آید نمایشنامه «فزت و رب الکعبه» را در مسجد اجرا کردیم و قریب به ۲۰ هزار نفر برای دیدن آمدند. بازیگران با بلندگو دیالوگ‌هایشان را می‌گفتند. سال ۵۷ این فعالیت‌ها ادامه پیدا کرد و نمایشنامه‌های متعددی برگزار کردیم. من متون نمایشی را می‌نوشتم و کارگردانی می‌کردم. ظرفیت بسیار خوبی برای تئاتر به وجود آمد و ما توانستیم این نمایشنامه‌ها را با توجه به سوق‌الجیشی بودن و شلوغی‌های کردستان در اوایل انقلاب در شهر‌های مختلف اجرا کنیم.

جشنواره تئاتر ۱۷ شهریور چگونه شکل گرفت؟
این جشنواره را با مرحوم کاسه‌ساز، حسن موسی‌پور، شهید حجت ایرجی، بهروز فرید، علیرضا لطف خدایی و بچه‌های واحد تبلیغات که در دفاع مقدس بودند، تشکیل دادیم. آن زمان همکاری‌های خیلی خوبی بین همه بود و تئاتر ۱۷ شهریور یک طلیعه‌ای برای جدی گرفتن تئاتر در کشور شد. سال‌های ۵۸ و ۵۹ سال‌های به نوعی شکوفایی تئاتر کشور بود. تئاتر شامل بازیگران و گروه‌های حرفه‌ای بود که در خانه تئاتر ایران فعالیت داشتند؛ مثل عزت‌الله انتظامی و علی نصیریان. سال ۵۹ نمایش «شنگون و منگول» را در تالار وحدت کارگردانی کردم. آن زمان هنوز حوزه هنری شکل نگرفته‌بود. سال ۵۸ در زمینه‌های ادبیات، هنر‌های تجسمی، نقاشی و گرافیک زودتر فعال شده‌بودند، ولی در زمینه تئاتر این تشکل ۱۷ شهریور باعث شد تا یک جامعه‌ای با تعریف نوینی شکل بگیرد. چون آن سال‌ها، سال‌های پرتلاطمی بود و خیلی‌ها برداشت‌های متفاوتی درباره تئاتر داشتند و مسئولان با احتیاط وارد می‌شدند. جشنواره ۱۷ شهریور با پیام مقام معظم رهبری که رئیس‌جمهور بودند در تبریز شروع شد. این اولین پیام هنری در کشور بود. در افتتاحیه استاد شهریار هم حضور داشت و شعری سرود، قیصر امین‌پور، سیمین‌دخت وحیدی، علی مردانی و دیگر شاعران هم حضور داشتند. خیلی از چهره‌های مطرح تئاتر از اینجا شروع کردند. سال ۶۱ اولین جشنواره تئاتر ۱۷ شهریور برای تئاتر مقاومت شکل گرفت. همه جشنواره‌های ۱۷ شهریور در تبریز بود. ۹۰ درصد سوژه‌ها دفاع مقدسی بود. سال اول به نام شهید مدنی، سال دوم به نام شهید دستغیب و سال سوم شهید اشرفی اصفهانی برگزار شد.

روند کار چگونه بود؟
آن موقع هر کسی متنی می‌نوشت، سعی می‌کرد اسم خودش را نیاورد و کار به اسم گروهی باشد تا منت در کارش نباشد. مقاله‌ای از حسین نوری، هنرمند جانبازمان هست که نوشته‌بود: «جشنواره ۱۷ شهریور یک مسابقه دو است که کسی نمی‌خواهد اول بشود؛ همه می‌خواهند دست دیگری را بگیرند و دسته‌جمعی از خط پایان عبور کنند.» بعد از جشنواره ۱۷ شهریور و جشنواره فیلم وحدت پیشنهاد جشنواره فجر را سال ۶۰ دادیم که ابتدا دوستان وزارت ارشاد گفتند این چیزی نیست که امکان داشته باشد. در این شرایط جنگی گروه‌ها ثبات ندارند، ولی با اصرار ما قبول کردند تا جشنواره برگزار شود. همین باعث شد تا جشنواره فجر سه ماه بعد اجرا شود.

در خط مقدم هم اجرای نمایش داشتید؟!
بله؛ بعد از عملیات بیت‌المقدس زخمی شده‌بودم که طرح برگزاری جشنواره تئاتر به ذهنم رسید؛ البته در اوایل سال ۶۰ نمایشنامه‌ای در گیلانغرب داشتیم که بچه‌ها هم بازیگر بودند هم رزمنده و باید آماده به خط می‌شدند، اما در تئاتر هم اجرا داشتند. نمایشنامه‌ای را نوشتم که بیش از ۹۰۰ اجرا در جبهه‌ها داشت. برای خیلی‌ها که هنری هستند، ممکن است بگویند محال است، اما واقعیت این است که با واحد‌های تبلیغاتی جبهه‌ها صحبت کرده‌بودم و گروه‌های تئاتری را که از هر استانی می‌آمدند، استفاده می‌کردیم. ۴۰ تا ۵۰ گروه بودند. چند گروه به شمال غرب و چند گروه برای جبهه‌های جنوب می‌فرستادیم. خمیر‌مایه این فعالیت، راه‌اندازی جشنواره دفاع‌مقدس شد.

جشنواره تئاتر جنگ همان دوران تشکیل شد؟
اولین جشنواره تئاتر جنگ را آن موقع راه انداختیم؛ البته کلمه دفاع مقدس آن زمان هم مرسوم بود، ولی واژه‌ها در طول تاریخ دفاع مقدس تغییر می‌کرد. من دبیر جشنواره بودم. مرحوم کاسه‌ساز، قائم‌مقام بود و در کرمانشاه جشنواره برگزار شد. ۱۰ تا ۱۲ گروه نمایشی از سرتاسر ایران آمده‌بودند و برگزیدگانی انتخاب کردیم. یک جشنواره مردمی با تلفیقی از تئاتر روز بودیم. گروهی که اجرا داشتند به خط مقدم و تجمعی که نزدیک‌ترین جا برای استراحت رزمندگان بود، می‌رفتند و همان غذایی را که رزمنده‌ها می‌خوردند، به گروه‌ها می‌دادند. اگر چیزی بود، می‌خوردند، اگر هم نبود باید صبر می‌کردند فرستاده بشود. مثلاً سال ۶۰ جبهه گیلانغرب گاه یک هفته طول می‌کشید برای ما غذا بیاورند. آقای سلطانیان نقل می‌کرد شب اول گروهی از تهران با یک نمایشنامه‌ای به منطقه آمده‌بود، بچه‌ها خسته بودند، آن‌ها صبح که بلند شدند، متوجه شدند در سردخانه خوابیده‌اند و شوکه شده‌بودند. تا صبح کنار پیکر شهدا خوابیده‌بودند.

خاطره‌ای هم دارید؟
مرحوم کاسه‌ساز خیلی برای جشنواره زحمت کشید. بچه‌ها شوخی می‌کردند هر بار کفش‌های او را برمی‌داشتند به طوری که پنج جفت از کفش‌هایش را برده‌بودند. در مراسم اختتامیه خواستیم او را شگفت‌زده کنیم. قرار شد مراسمی برای تقدیر از او داشته باشیم. همه مسئولان کشوری هم آمده‌بودند در پایان اعلام کردم به پاس خدمات کاسه‌ساز به او هدیه‌ای داده‌می‌شود. یک جعبه بسته‌بندی شده به او دادیم. بنده خدا راضی نمی‌شد، ولی قبول کرد من هم دبیر جشنواره هم مجری بودم. گفتم هدیه را باز کنید تا باز کرد، دید همه کفش‌هایش است. بعد‌ها می‌گفت تا سال ۷۰ همان کفش‌ها را هنوز دارد و می‌پوشد.

جشنواره دفاع مقدس چگونه راه‌اندازی شد؟
در زمان جنگ هم تئاتر بود هم فیلم، که حدود ۲ هزار فیلم از جنگ به صورت واقعی داشتیم. همان آرشیو روایت فتح است. عموماً تولیدی‌ها را به صداوسیما می‌فرستادیم، آن‌هایی که بار هنری بیشتری داشتند برای معاونت جنگ وزارت ارشاد و ستاد معاونت جنگ می‌دادیم تا خوراک تبلیغات برای آحاد جامعه باشد. من در عرصه سینما چند فیلم دفاع مقدس ساختم. همان طور که در جنگ گروه چهل شاهد با همراهی دوستانی شکل گرفت که در خط مقدم رزم حضور داشت و اکثراً از بچه‌های واحد‌های تبلیغاتی، تیپ، لشکر و گردان استفاده کرده‌بودند. من هم یادم است وقتی فیلم «پرواز بی‌نهایت» را در ارومیه ساختم هوای کوهستانی به قدری سرد و یخبندان بود که دوربین حرکت نمی‌کرد. برای همین زیر آن علاء‌الدین روشن کردیم تا کار کند. سال ۶۸ به ناچار فیلم را از ارومیه به تهران آوردیم. آن زمان فرمانده قرارگاه حمزه سید‌الشهدا امیرهدایت لطفیان بود، یک نظامی بسیار فیلسوف، از ایشان درخواست امکانات برای فیلمبرداری کردیم. ساخت این فیلم باعث شد ایده انجمن سینمای دفاع مقدس به ذهنم خطور کند. با امیر در میان گذاشتم، موافقت و خیلی هم ما را حمایت کرد تا انجمن شکل بگیرد. دو سال فعالیت انجمن غیرآشکار بود تا بتوانیم تشکیلات را پیوند بدهیم و کادر‌سازی کنیم. تعداد فیلم‌های دفاع مقدسی به انجمن زیاد شده‌بود که اوج آن‌ها «آژانس شیشه‌ای» و «سفر به چذابه» بود و به این طریق فعالیت‌هایی در عرصه سینمای دفاع مقدس شکل گرفت. مانند «تقاطع» برای سینما و «زیارت» و «خشاب خالی» برای تلویزیون فرستاده‌شد. اخیراً هم قرار بود فیلمی برای شهید شیرودی و خلبانان هوانیروز پایگاه همدان بسازیم که با کرونا کار متوقف شد.

جشنواره تئاتر جنگ از چه زمانی کلید خورد؟
سال ۶۵ اولین جشنواره تئاتر جنگ از سوی وزارت ارشاد به من واگذار شد. ما جشنواره فیلم مقاومت را در اهواز برگزار کردیم و سال ۶۹ انجمنی تأسیس کردم و ۲۷ جشنواره داشتیم. اولین‌بار همراه مرحوم حبیب‌الله کاسه‌ساز و امیر لطفیان با دوستان جلساتی داشتیم تا سال ۷۱ که انجمن شکل گرفت و رسماً علنی شد.

جشنواره فیلم میلاد کوثر بر چه اساسی ایجاد شد؟
این جشنواره درباره بانوان است، چون تعداد فیلم‌سازان زن در ایران خیلی زیاد است و احساس کردیم می‌تواند یک ژانر باشد. اولین جشنواره را در اصفهان سال ۷۶ راه‌اندازی کردیم، ولی، چون آنجا جشنواره کودک را داشت، میلاد کوثر را مشهد بردیم.

جشنواره فیلم کودک ابتدا در شهرستان خوی برگزار شد؟
بله، به نام شهید حسین فهمیده و با حضور خانواده شهید بود. سال بعد جشنواره کودک به نام اسیران جنگی مهدی طهانیان و علیرضا رحیمی بود که با حضور خانواده‌های آن‌ها در مهاباد برگزار شد. جشنواره در سال ۶۴ انجام شد. یک گروه تئاتری به سنندج رفتند که سالن بمب‌گذاری شده‌بود و گروه نمایش در حال آماده کردن کار شهید شدند.

چطور شد از سینما به ورزش رفتید؟
سال ۷۷ جشنواره میلاد کوثر را به مشهد برده‌بودیم، آن زمان در مشهد مسابقه پرسپولیس و ابومسلم بود که ابومسلم نمی‌خواست بازی کند. علی اکبر میثاقیان گفته‌بود، پول نداریم گفتم چقدر تیم شما هزینه دارد، گفت ۱۵ میلیون تومان نیاز دارم ما هم تصمیم گرفتیم برای پیوند و رابطه دوجانبه به ورزش آن‌ها را حمایت کنیم. اتفاقاً امیر لطفیان آن زمان ناجا بودند و متوجه شدند مشهد هستم، گفتند مگر شما فوتبالی هستید؟ گفتم من همیشه فوتبالی بودم در جبهه‌ها با بچه‌ها فوتبال بازی می‌کردم. یادم است با شهید احمد کاظمی در فراغت فوتبال بازی می‌کردم که همان سوژه را در فیلم تونل دارم که حسن برزیده در نقش شهید بازی می‌کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار