کد خبر: 1181929
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
انتقاد یوسفعلی میرشکاک از اهمال در نگهداری گنجینه‌های خطی کشور
غربی‌ها نسخه‌های خطی ایرانی را می‌خرند و می‌برند! نسخه‌های خطی همواره به عنوان یکی از گنجینه‌ها و میراث مهم ما ایرانی‌ها مطرح بوده و هرچه زمان می‌گذرد، اهمیت موزه‌ای و پژوهشی آن بیشتر بر اهل فن معلوم می‌شود، اما این معادن گرانبهای فرهنگی که هم ارزش ملی و هم معنوی دارند همواره از سوی افراد سودجو و منفعت‌طلب مورد سوداگری و غارتگری نیز بوده‌اند. موضوعی که یوسفعلی میرشکاک، شاهنامه‌شناس ایرانی نیز به آن اشاره می‌کند و از اهمال‌کاری درباره حفظ و نگهداری از این میراث گلایه دارد.

یوسفعلی میرشکاک، شاعر و پژوهشگر در چهارمین جلسه از فصل اول سلسله درس‌گفتار‌های زیبایی‌شناسی زبان فارسی با اشاره به خریده شدن نسخ اصلی متون تاریخی ما توسط غربی‌ها و انتقاد از اهمال در این خصوص می‌گوید: خریداری شدن نسخه‌های خطی توسط غربی‌ها، نتیجه اهمال ما در حق مواریث گذشته است. هرچند اگر غربی‌ها نبودند، ما همین «فرامرزنامه» و «بانو گشسب‌نامه» ناقص را هم نداشتیم. به هر حال هنوز اساطیر ما به صورت دایره‌المعارف درنیامده و بخش اعظم حماسه‌های منظوم ما منتشر نشده است.
گرشاسب‌نامه پس از شاهنامه مهم‌ترین متن حماسی ماست
وی به گرشاسب‌نامه اسدی‌طوسی اشاره کرد و گفت: اسدی‌طوسی خواسته در سبک هندی حماسه‌سرایی کند. در حماسه بنا بر اغراق است و اسدی هم بنا را بر تصاویر پیچیده و استعاره گذاشته است. گرشاسب‌نامه پس از شاهنامه مهم‌ترین متن حماسی ماست و در جای خود اهمیت بسزایی دارد. همچنین بهمن‌نامه ایرانشاه ابن ابی الخیر و حماسه‌های دیگر.
میرشکاک گفت: فراموش نکنیم که در ساحت اسطوره‌شناسی، برجستگی شعر و شاعر در درجه چندم اهمیت است و آنچه مهم است شخصیت (قهرمان، پهلوان، شهریار) و ماجرا‌هایی است که برایش پیش می‌آید. نیاکان ما، چون به ظاهر شاهنامه توجه داشتند و هیچ‌کدام از شاعران دیگر را هم‌سنگ حکیم توس ندیدند از حفظ و حراست منظومه‌هایی، چون زال‌نامه، فرامرزنامه، بیژن‌نامه و بانو گشسب‌نامه غفلت کردند.
لزوم توجه به اسطوره‌شناسی تطبیقی
میرشکاک با اشاره به اهمیت و لزوم شناختن اساطیر افزود: اگر اساطیرمان را به درستی بشناسیم و به تمامی گردآوری کنیم، می‌توانیم به آسانی وارد ساحت اسطوره‌شناسی تطبیقی شویم و به شناخت اساطیر مصر، یونان، روم و حتی اساطیر اسکاندیناوی برسیم. سرزمین‌هایی که اسطوره داشته‌اند دین، پیامبر و تاریخ مدون داشته‌اند.
این شاعر در ادامه این جلسه از عدم توجه به ساخت شعر انتقاد کرد و گفت: ما عادت کرده‌ایم که شعر را بخوانیم و از آن لذت ببریم و دیگر به ساخت شعر و آنچه پشت الفاظ است، توجه نکنیم. وی افزود: ما بر سطح کلام حکما و شعرایمان می‌لغزیم و توقف نمی‌کنیم که چه می‌گویند و چگونه می‌گویند. سعدی را به کلی فراموش کرده‌ایم و حافظ هم به مرور دارد به حاشیه می‌رود.
میرشکاک در ادامه با اشاره به شعری از حنظله بادغیسی که در ادامه می‌آید به قافیه درونی در این شعر اشاره کرد و گفت: موسیقی درونی شعر حنظله بادغیسی در همان مصرع نخست پیچ می‌خورد و کلمات سپند و فکند بار موسیقایی و زیبایی شناسانه بدیعی دارند
یارم سپند اگرچه بر آتش همی فکند
ازبهر چشم، تا نرسد مر ورا گزند
او را سپند و مجمر ناید همی به کار
با روی همچو آتش و با خال، چون سپند
شاملو، قدر و شأن حروف اضافه را خوب می‌شناخت
این شاعر و پژوهشگر ضمن ابراز ناامیدی از تدریس شعر آزاد و غیرآزاد در دانشگاه به عبور شاعران از سطح و زیربنای کلام اشاره داشت و اظهار کرد: حروف اضافه را نباید اضافه پنداشت. اضافه شمردن این‌ها گزافه است. این حروف در شعر و نثر به منزله اسکلت فلزی ساختمان است و اسم و فعل به منزله دیوار، سقف و کف. اگر از شعر یا نثر همین حروف اضافه را واقعاً اضافه بشمریم و حذف کنیم، نظام شعر یا نثر فرو می‌ریزد. این‌ها معنا می‌بخشند و جهت معنا را از هر حیث معلوم می‌کنند. یکی از شاعرانی که قدر این حروف اضافه و شأن معنابخشی آن‌ها را خوب می‌شناخت شاملو بود که البته ایشان هم از نیما یاد گرفته بود.
عنصری، رودکی و بلخی مقدمه کار فردوسی را فراهم کردند
میرشکاک با اشاره به «سرخ بت و خنگ بت» از عنصری و «آفرین‌نامه» از ابوشکور بلخی و کلیله و دمنه منظوم از رودکی و دیگر منظومه‌سرایان افزود: هرچند آثار این شاعران امروز در دسترس ما نیست، اما همین‌ها مقدمات کار فردوسی را فراهم کردند. این مقدمات به فردوسی که می‌رسد آن را در قالب شاهنامه درمی‌آورد که حافظ هویت قومی و هویت دینی ماست.
حکمت در شرق و در تمام جهان باستان منظوم بوده است
میرشکاک در پایان گفت: حکمای ما قبل از اسلام هم «حکمت منظوم» داشته‌اند. گات‌ها و یشت‌ها هم منظوم بوده است. اصلاً حکمت در شرق و در تمام جهان باستان منظوم بوده است. وقتی به متون آیینی مصر عصر فراعنه یا چین و هند می‌نگریم، می‌بینیم آنچه درصدد انتقال و تعلیم آن بوده‌اند، صورت منظوم داشته است. حکمت در یونان هم تا قبل از سقراط منظوم است. نه تنها ایلیاد و ادیسه هومر، بلکه آثار پارمنیدس و دیگر حکمای قبل از سقراط موزون و منظوم است. شناخت هویت قومی هم جز از راه حکمت منظوم ممکن نیست. اگر فردوسی ۳۰ سال تلاش کرده تا شاهنامه را بسراید به این خاطر بوده که با این متن، قوم خود را به تعالی ببرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار