کد خبر: 1181143
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۴۰۲ - ۰۲:۲۰
کارآگاه بازی دختر جوان سارقان مسلح را به دام انداخت دختر جوان وقتی سارقان مسلح به خانه‌شان دستبرد زدند با کارآگاه‌بازی رد سارقان را به دست آورد و به پلیس معرفی کرد.

اوایل مردادماه امسال دختر جوانی با اداره پلیس تهران تماس گرفت و در حالی که صدایش می‌لرزید، گفت که دو سارق مسلح، او و مادرش را در خانه‌شان گروگان گرفته و پس از سرقت چند میلیارد تومان فرار کرده‌اند.
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران پلیس راهی خانه ویلایی در یکی از خیابان‌های شمالی شدند و دریافتند سارقان مسلح ساعتی قبل وارد خانه مادر و دختر شده و پس از بستن دست و پای آن‌ها با طناب و سرقت اموالشان از محل گریخته‌اند.
حلیم نذری
دختر جوان که وحشت در چهره‌اش موج می‌زد در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «مادرم پزشک است و ما با هم زندگی می‌کنیم. ساعتی قبل زنگ خانه‌مان را زدند. من آیفون را برداشتم تا ببینم چه کسی پشت در است. زن جوانی پشت در ظرفی در دست داشت و گفت حلیم نذری برایمان آورده است و من هم برای گرفتن حلیم نذری جلوی در رفتم، اما خبر نداشتم سه سارق مسلح پشت در کمین کرده‌اند. وقتی در را باز کردم سه مرد مسلح به کلت کمری به زور وارد خانه شدند و با تهدید اسلحه دست و پایمان را با طناب بستند. من و مادرم خیلی ترسیده بودیم، به‌طوری‌که می‌لرزیدیم و توان حرف زدن نداشتیم. گریه و التماس می‌کردیم تا ما را رها کنند، اما فایده‌ای نداشت و در نهایت هم سارقان با تهدید اسلحه کلید و رمز گاوصندوق را از مادرم گرفتند و به سراغ گاوصندوق رفتند. آن‌ها تمام طلا و جواهرات، سکه و پول‌های ما را که بیش از ۵ میلیارد تومان ارزش داشت، سرقت کردند و بدون اینکه دست و پای ما را باز کنند از خانه‌مان رفتند. پس از این به سختی دست و پای خودم و مادرم را باز کردم و به پلیس خبر دادم.»
زیرکی دختر جوان
با طرح این شکایت، پرونده به دستور قاضی اکبری، بازپرس شعبه اول دادسرای ویژه سرقت برای شناسایی سارقان در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
بررسی‌های کارآگاهان پلیس آگاهی نشان داد سارقان مسلح، ماسک بهداشتی به صورت داشتند و هیچ ردی هم از خود در محل حادثه بجا نگذاشته‌اند. همچنین مشخص شد زن جوان که به بهانه حلیم نذری با سارقان همدستی کرده است دوربین‌های مداربسته چهره او را ضبط نکرده‌اند.
در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، مأموران پلیس دریافتند دختر جوان پس از سرقت میلیاردی از خانه‌شان بیکار ننشسته و با کارآگاه‌بازی رد یکی از سارقان را به دست آورده است.
وی به مأموران پلیس گفت: «پس از حادثه از همسایه‌ها پرس‌و‌جو کردم و فهمیدم هیچ خانواده‌ای در محله ما حلیم نذری نپخته است، از طرفی هم مطمئن بودم از پشت آیفون در دست زن جوان ظرفی پر از حلیم دیدم، به همین دلیل تحقیق کردم و متوجه شدم در نزدیکی خانه‌مان مغازه حلیم‌فروشی وجود دارد و بعد هم دیدم ظرف حلیم دست زن ناشناس با ظرف حلیم آن مغازه یکی است. من فیلم دوربین مداربسته مغازه حلیم‌فروشی را دیدم و زن جوان را هنگام خریدن حلیم شناسایی کردم. احتمال می‌دهم او همان مستخدم سابق خانه‌مان به نام شهره باشد. البته او چهره‌اش را گریم کرده بود تا شناسایی نشود، اما من او را شناختم.»
بازداشت
بدین ترتیب مأموران هم فیلم دوربین مداربسته مغازه حلیم‌فروشی را بازبینی کردند و پس از شناسایی زن جوان به سراغ او رفتند و وی را بازداشت کردند. متهم در بازجویی‌ها به جرم خود‌اقرار کرد و همدستان خود به نام‌های مسعود، بهروز و فریدون را به پلیس معرفی کرد و مأموران هم سه متهم را بازداشت کردند. متهمان چند روز قبل به دادسرا منتقل شدند و به جرم خود اقرار کردند و سپس برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند.
رؤیای زندگی در اروپا
شهره دختر جوانی است که به گفته خودش هیچ سابقه‌ای در پرونده‌اش نداشته، اما رؤیای زندگی در اروپا باعث شده تا با همدستی پسر مورد علاقه‌اش تصمیم به سرقت مسلحانه از خانه خانم پزشک بگیرد. او خیال می‌کرد به زودی در اسپانیا زندگی‌اش را آغاز می‌کند، اما الان باید پشت میله‌های زندان برای آزادی‌اش روزشماری کند.

گفتگو با متهم
شهره شاکی را می‌شناختی؟
بله، یک سال قبل به عنوان مستخدم به خانه‌شان رفت و آمد داشتم و کار‌های آن‌ها را انجام می‌دادم.
چرا تصمیم به سرقت گرفتی؟
شاکی پزشک بود و وضع مالی خوبی داشت. من فکر کردم با سرقت از خانه آن‌ها چیزی از مال و اموالش کم نمی‌شود. می‌دانستم همراه دخترش تنها زندگی می‌کند و به راحتی می‌شود از خانه‌شان سرقت کرد. از طرفی پول نیاز داشتم و مجبور بودم برای اینکه به رؤیاهایم برسم، دست به سرقت بزنم.
چه رؤیایی داشتی؟
من همیشه آرزو داشتم در اسپانیا زندگی کنم و زندگی در اروپا رؤیای همیشگی‌ام بود. می‌خواستم به اروپا بروم و در یکی از دانشگاه آن کشور ادامه تحصیل بدهم و زندگی رؤیایی برای خودم و همسر فراهم کنم.
با پول دزدی می‌خواستی ادامه تحصیل بدهی؟
اگر مثل من از بچگی حقارت کشیده و محبت پدر و مادر را نچشیده بودی با پول دزدی هم همه کار می‌کردی. پدرم خلافکار و تمام عمرش را پشت میله‌های زندان بود و در نهایت هم به خاطر مصرف مواد فوت کرد. مادرم هم به خاطر آبرویش طلاق گرفت و دق کرد و مرد. من مجبور بودم برای هزینه زندگی‌ام در خانه افراد پولدار کار کنم. با بدبختی دیپلم گرفتم و بعد هم تصمیم داشتم برای ادامه تحصیل به اروپا بروم.
چطور با همدستانت آشنا شدی؟
یک‌سال قبل با مسعود در اینستاگرام آشنا شدم. او درباره مهاجرت اطلاعات می‌گذاشت و بعد هم قرار شد دو نفری مهاجرت کنیم. وقتی به او پیشنهاد دادم از خانه خانم دکتر سرقت کنیم و بعد با پول زیادی مهاجرت کنیم، قبول کرد و با دو نفر از دوستانش نقشه را اجرا کردند.
فکر نمی‌کردی صاحب خانه تو را شناسایی کند؟
من گریم کرده بودم و آن‌ها هم ماسک داشتند، فکر نمی‌کردیم شناسایی شویم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار