نمایش «آشیخ محمد» که مردادماه در سالن تئاتر شهر تبریز روی صحنه رفت، روایتی از زندگی مجاهدانه «شیخ محمد خیابانی» است؛ مردی که حضور پررنگ او در صحنه نهضت مشروطه، یکی از افتخارات دیار آذربایجان در تاریخ ایران به شمار میرود. نمایش «آشیخ محمد» که مردادماه در سالن تئاتر شهر تبریز روی صحنه رفت، روایتی از زندگی مجاهدانه «شیخ محمد خیابانی» است؛ مردی که حضور پررنگ او در صحنه نهضت مشروطه، یکی از افتخارات دیار آذربایجان در تاریخ ایران به شمار میرود. این نمایش که به همت حوزه هنری استان آذربایجانشرقی تولید شده است، با بازی هنرمندانی از جمله میثم حبیبی، احد مبصری، رحیم عباسزاده، مسعود سلیمانی، رضا موسوی، امید پوررضا، میلاد جوادی و یاشار اسکندری و به کارگردانی علی مجیدپور به نمایش درآمد و با استقبال مردم تبریز مواجه شد. در کوران اجراهای نمایش «آشیخ محمد» از علی مجیدپور، کارگردان نمایش خواستیم ساعتی را مجال گفتگو درباره این نمایش بدهد. برای کسی مثل او که در یک جا آرام و قرار ندارد، تعیین وقت سخت بود و با چند بار قرارومدار نافرجام، در نهایت این گفتگو انجام شد.
خودتان را معرفی کنید. کار نمایش را از کجا شروع و تا رسیدن به این مرحله چه مسیری را طی کردید؟
تحصیلاتم کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش است. در این مسیر استادانی بودند که به من کمک کردند و به رحمت خدا رفتند، مثل مرحوم اسد صادقی و استادانی که هنوز در قید حیات هستند مثل حمید فرجزاده، شهرام خدایی و سعید نجفیان که من این حضور را ارزشمند میدانم و قدردانشان هستم. این استادان دست مرا گرفتند و پا به پا جلو بردند و کمک کردند. بسیار خوشحال و شاکرم استادانی که در مسیر حرفهای من قرار گرفتند، انسانهای اخلاقمداری هستند و تأکیدشان این بود که اخلاقیات را به هنر ترجیح دهم. امیدوارم بتوانم شاگرد خوبی برای آنها باشم.
مهمترین کارهای نمایشی را که انجام دادهاید، بگویید.
من بعد از سالها شاگردی و یادگیری از استادانم، سال ۷۹ اولین نمایشم را روی صحنه بردم که اسم آن «بعد از یک نمایش» بود. برای انجام این کار هم از استادانم آقای خدایی و فرجزاده اجازه گرفتم. این کار همان سال در جشنواره تئاتر سوره مقام اول کارگردانی، طراحی صحنه و بازیگری را از آن خود کرد. به عنوان اولین تجربه برایم بسیار خوب بود. آخرین نمایش قبل از نمایش «آشیخ محمد» هم نمایش «یک حبه انگور» است که در جشنواره تئاتر رضوی مقام اول را به دست آورد و اولین اثری خواهد بود که در جشنواره فجر ۱۴۰۲ روی صحنه میرود.
نمایش «آشیخ محمد» چگونه در مسیر زندگی کاری شما قرار گرفت؟
من به چند نمایش که به جریانات دوران مشروطه ارتباط داشت، مثل نمایشهای ستارخان و باقرخان تعلق خاطر خاصی پیدا کرده بودم، نه فقط به خود مشروطه بلکه به تمام آن انسانهایی که برای پیشرفت جامعه زحمت کشیده بودند؛ کسانی که در زمانش از جان، مال، خانواده و وقتشان گذشتند تا جامعه ما امروز به اینجا برسد که روی پای خودش بایستد. شیخمحمد خیابانی هم یکی از پیشگامان انسانهای بزرگ بود. در وقایع تاریخی ۱۰۰ سال اخیر مثل انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس برخی افراد و قهرمانها بسیار زیاد و خوب مطرح شده، اما برخی در گمنامی ماندهاند. افرادی مثل ثقهالاسلام، علی مسیو و دواچی هم جزو همین گروه هستند. شیخمحمد خیابانی هم از این مظلومان دوران مشروطه است که حتی در خود تبریز هم زیاد به زندگیشان پرداخته نشده است. این شهید عزیز برای مشروطه زحمات زیادی کشیدند و به وقتش در برابر تبعید تمکین کردند و بعدها به مبارزاتشان ادامه دادند و در راه هدف از جانشان گذشتند. این مظلومیت و زیبایی زندگی ایشان مرا به این فکر انداخت که درباره ایشان مطالعه کنم و این مطالعات مظلومیتشان را بیشتر مشخص کرد. به عنوان کسی که سالها در زمینه هنرهای نمایشی کار کردهام، تصمیم گرفتم زندگی ایشان را در قالب هنر نمایش عرضه کنم.
با متن نمایش آشیخ محمد چگونه آشنا شدید، آیا خودتان آن را به نویسنده سفارش دادید؟
متن نمایش سفارش حوزه هنری آذربایجانشرقی به آقای نادر ساعیور بود. من به واسطه مدیر دفتر هنرهای نمایشی حوزه هنری استان با متن مواجه شدم و آن را خواندم. «آشیخ محمد» کار بسیار خوب و با رویکرد تازهای بود، نثر و ادبیاتی داشت که مخاطب را با خودش همراه میکرد. خوشحالم که با وجود سختیهای زیاد در طول انجام کار این نمایش در حال حاضر با استقبال خوب مخاطبان روی صحنه میرود.
با توجه به حواشی مرتبط با کارهای تاریخی به ویژه در منطقه آذربایجان و اینکه هر فکر و قشری سعی در مصادره شخصیتهای تاریخی به سمت خود دارد، آیا از اجرای چنین نمایشی ترس و واهمه نداشتید؟
من و دوستانم که در این کار همراهم هستند، به هر قیمتی پای اعتقادمان میایستیم. در موارد اینچنینی با انواع و اقسام روشها و راهها میخواهند با هنرمند مقابله کنند. به ویژه یک موضوع بسیار وحشتناک درباره کشتهشدن شیخ مطرح کردند. این باعث میشد دست به عصاتر راه برویم تا اینکه نامهای اصیل کشف شد که یک قزاق تبریزی به فرماندهاش مینویسد که در جریان کشتن و شهادت شیخ محمد خیابانی حاضر بودم. این موضوع باعث شفافتر شدن موضوع شهادت شیخ محمد خیابانی شد. خیالمان از این بابت راحت شد و مصممتر به راه خود ادامه دادیم و با خودم گفتم که این هم ستاره جدیدی است که مسیر ما را روشنتر میکند. شیخ محمد برای این شهر و کشور جانش را فدا کرده است، بنابراین هزینه دادن در راه چنین اشخاصی حداقلیترین کار ممکن است.
با توجه به محتوای سنگین کار از فرایند انتخاب بازیگر بگویید.
کار هر چقدر که سختتر و سنگینتر باشد، نتیجه آن لذتبخشتر است. در سلیقه کارگردانی خودم برای کاراکترهای مختلف دو بازیگر انتخاب میکنم. هیچ وقت به نفر سوم فکر نمیکنم. اگر نفر اول و دوم نباشند، کار را تعطیل میکنم، اما به انتخاب نفر سوم نمیرسم. انتخاب بازیگر برای یک نقش جزو اصلیترین مقولههای یک نمایش است. چون باورم این است که این فرد آن شخصیت را بازآفرینی میکند. برای مثال هیچ کس نمیتواند نقش مالک را مثل داریوش ارجمند بازی کند یا آقای فتحی توانست عمروعاص را در زندگی معاصر ما معنی ببخشد و زنده کند. ما مسیر سختی را رفتیم و این سختگیری در انتخاب بازیگر هم مزید بر علت بود. این کار به خاطر یکسری تأملات و اتفاقات متوقف شد و ما دوباره شروع کردیم. بعضی از دوستان نتوانستند کنار ما بمانند مجبور شدیم از دوستان دیگری دعوت به همکاری کنیم. برخی دوستان که از قبل به عنوان نفر دوم انتخاب شده بودند، اما برخی کاراکترها هم که نفر دوم نداشتند، در همین زمان به تیم اضافه شدند و به لطف خدا برای هیچ کاراکتری سراغ نفر سوم نرفتم.
کار «آشیخ محمد» دیالوگمحور است و بازیگران فعالیت زیادی در صحنه ندارند. این موضوع به طراحی خود شما مربوط است؟
من همین جا از آقای میثم حبیبی تشکر میکنم. این بازیگر در زمان بسیار اندکی به گروه اضافه شد و خیلی خوب پیش آمد. حبیبی با وجود داشتن تکنیک کاملاً ارتباط حسی با آشیخ محمد برقرار کرد و کار را هم خوب پیش برد. درباره موضوع تحرک صحنه بخشی از کار به تکنیک و سلیقه کارگردانی برمیگردد. من دوست نداشتم مخاطب وقتی از سالن نمایش بیرون میآید، خود را مجاهد و در جایگاه شیخ محمد بداند. بیشتر دوست دارم مخاطب به این نتیجه برسد که عجب! این وجه از زندگی شیخ هم وجود داشت. سیاست و مقاومت فردی هم وجود داشته و مشروطه صرفاً صدای توپ و تفنگ نبود. سنگینی در اجرای نمایش جزو درخواستهای من است و برای رسیدن به این سیستم چند صحنه را با اجازه نویسنده محترم حذف کردیم. با این سؤال شما به این نتیجه رسیدم که دوستان من به این موضوع واقف شدهاند و اجرا در مسیر درستی پیش میرود.
در این نمایش بسیاری از شخصیتهای مطرح گذشته این شهر مثل محمدعلی تربیت هم حضور دارند. چطور توانستید این شخصیتها را در کنار هم به این خوبی پرداخت کنید که مخاطب را راضی کند؟
من در این نمایشنامه با شخصیتهای بزرگ به مثابه دانههای تسبیح مواجه بودم که با نخی قوی به اسم شیخمحمد خیابانی آنها را کنار هم جمع کردم. من به توکل باور دارم و به شیخ گفتم ما را حمایت کن! برای نشان دادن و شناساندن شخصیتهای مهم زمان بسیار کمی هم در اختیار داشتیم و این موضوع خود به سختیهای کار میافزود.