در چند ماه اخیر قاره اروپا در جایجای خود شاهد افزایش خشونتها علیه مهاجران و پناهجویان بوده است در چند ماه اخیر قاره اروپا در جایجای خود شاهد افزایش خشونتها علیه مهاجران و پناهجویان بوده است. کشورهای عضو اتحادیه اروپا و به طور کلی اروپایغربی در چند دهه اخیر و به ویژه پس از فروپاشی شوروی همیشه به عنوان مقصدی برای مهاجرت شناخته شدهاند، اما تفاوتهای فرهنگی و معضلات اقتصادی- امنیتی مسئله مهاجران و پذیرش پناهجویان همیشه از مسائل چالشبرانگیز بین کشورهای اروپایی بوده و است. در بین کشورهای عضو اتحادیه این چالش کمتر بوده و اتحادیه اروپا سعی کرده است با اتخاذ سیاستی مشترک این مسئله را مدیریت کند، با این حال کشورهایی مانند یونان، اسپانیا و ایتالیا که گذرگاه ورود پناهجویان به اتحادیه هستند، این بستههای سیاستی را ناعادلانه میدانند و معتقدند کشورهایی همچون آلمان و فرانسه در حال قربانیکردن منافع آنان برای درامانماندن از بحرانهای حول مسئله مهاجران هستند. علاوه بر این نبودنگاه مشترک سیاسی بین کشورهای عضو اتحادیه و کشورهای اروپایشرقی مانند بلاروس و اوکراین که عضو اتحادیه نیستند نیز چالشهای خاص خود را آفریده است. برای مثال در سال ۲۰۲۰ پس از آنکه اتحادیه اروپا انتخابات ریاستجمهوری بلاروس را به رسمیت نشناخت و متعاقباً تحریمهایی بر این کشور وضع کرد، این کشور سعی کرد با ایجاد کریدوری برای ورود مهاجران به اتحادیه از طریق کشور لهستان اتحادیه اروپا را تحتفشار قرار دهد. همچنین تفاوتی نیز بین مهاجرتهای متقدم و متأخر به قاره وجود دارد که ناشی از شدت امواج مهاجرتی است. در موجهای ابتدایی مهاجرتها، مهاجران و پناهجویان به علت کمی جمعیت پس از نسل اول تا حدودی در جامعه مقصد حل میشدند، اما با پیرشدن جوامع اروپایی و افزایش تعداد مهاجران، کوره ذوب فرهنگی این کشورها توانایی حلکردن این افراد را در خود از دست داده است و باعث به وجود آمدن کلونیها و کاستهای فرهنگی گوناگون در درون کشورهای اروپایی شده که به چالشیترشدن موضوع کمک کرده است. با وجود همه اختلافنظرها در داخل قاره، کشورهای اروپایی تا حدودی توانسته بودند این چالش را مهار کنند، اما وقوع جنگ داخلی سوریه و بیداری اسلامی در کشورهای شمال آفریقا وضعیت را به نقطه بحرانی رساند، درست در زمانی که اتحادیه خیال میکرد توانسته است بر این بحران فائق بیاید، فتح افغانستان توسط طالبان و شروع بحران نظامی اوکراین وضعیت را از کنترل خارج کرد. با بهوجودآمدن چالشهای اخیر سه مسئله به موازات افزایش تعداد مهاجران به وجود آمد که میتوان مجموعه آنها را علت اصلی وضعیت افراطگری افسارگسیخته امروز اروپا دانست. تا پیش از بحران اوکراین مهاجران واردشده به اروپا عمدتاً از کشورهای درحالتوسعه بودند و کشورهای اروپایی سیاستی برای تفاوت رفتاری در بین مهاجران قائل نبودند، اما پس از شروع درگیری در اوکراین و مهاجرت اوکراینیها به کشورهای اروپایغربی وضعیت برای مهاجران از مبدأ کشورهای توسعهنیافته و درحالتوسعه سختتر شد و خیلی از آنان حتی مشاغل و موقعیتهای اجتماعی خود را از دست دادند چراکه کشورها و شهروندان اروپایی به صورت واضح بین آنان و اوکراینیها تفاوت قائل میشدند. این نکته اخیر را میتوان نقطه آغاز شکاف جدید مسئله مهاجرت دانست. همچنین نباید چالشها و مصائب اقتصادی بحران اوکراین را که باعث افزایش تورم در کشورهایی، چون آلمان شده است، در این بین فراموش کرد. در نهایت نیز باید به قدرتگیری احزاب راست افراطی اشاره کرد. افزایش تعداد مهاجران، افزایش تورم به علت تحریم انرژی روسیه همزمان با افزایش هزینههای نظامی بیشازپیش باعث سوق یافتن جوامع اروپایی به سمت احزاب راست شد و بر هیچکس پوشیده نیست که این احزاب به تأکید خود بر ناسیونالیسم ملی و مخالفت با مهاجران شهرت دارند. با قدرت گرفتن این احزاب فشارها بر پناهجویان و مهاجران افزایش یافته که این مسئله نیز ضلع چهارم بحران امروز اروپاست. آنچه مسلم است اینکه اروپا به دلیل غرور کاذب در پیشبرد سیاستهای خود امروز درگیر افراطگرایی خودساختهای شده که دائماً در حال بغرنجتر شدن است.
* پژوهشگر مطالعات اروپا