بیبی فاطمه حقیرالسادات بانوی دانشمند ایرانی است. بیش از ۱۵ سال در حال سفر به کشورهای مختلف اروپایی بوده و در هیچ کشوری هرگز چادر خود را زمین نگذاشته است.
وی دارای دکترای تخصصی نانوپزشکی از دانشگاه هلند و دکترای تخصصی نانوبیوتکنولوژی از تهران و کارآفرین موفق در تولید محصولات نانویی است. ۱۲ اختراع و بیش از ۷۰ پروژه داخلی و بینالمللی دارد. او پایاننامه برتر دانشگاه آمستردام هلند در حوزه درمان سرطان را از آن خود کرده و اکنون مدیر یک شرکت دانشبنیان و البته عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد است.
بیبی فاطمه را باید زن مسلمانی بدانیم که نقشهای همسری، مادری و دختری و نقش اجتماعی خود را به نحو احسن ایفا کرده است و اکنون در شهر یزد به کشورش خدمت میکند. این بانوی پرتلاش عنوانهای بسیاری را در کارنامه خود دارد؛ دانشجوی نمونه کشوری و استاد نمونه را کسب کرده و مقالات زیادی در سطح ملی و بینالمللی منتشر کرده است.
حقیرالسادات در همه کنفرانسها و نشستهای علمی داخل و خارج کشور، با حجاب چادر حضور پیدا میکند و معتقد است حجاب و سادگی هیچوقت مانع پیشرفت او در کار و تحصیل نشده و به آن افتخار میکند. متواضع و مملو از ایده و دغدغه برای کشور است. تمایل و گرایش بانوان ایرانی به افراط و تنوع در آرایش و عملهای جراحی بهانهای بود تا گفتوگویی با این بانوی نخبه داشته باشیم؛ فردی که نگران آینده مادران این سرزمین است و میگوید جامعه ایران و زنان و دختران ایرانی درگیر مدگرایی و مصرفگرایی شدهاند و باید برای آن فکر جدی کرد.
افزایش بیرویه جراحیهای زیبایی طی چند دهه گذشته در ایران قابل تأمل و بررسی است. سالهاست گفته میشود وضعیت مصرف لوازم آرایشی و عمل جراحی در میان زنان ایرانی نگرانکننده است. با توجه به تجربه حضور شما در کشورهای مختلف، اگر بخواهیم مقایسهای با سبک زندگی زنان در کشورهای اروپایی داشته باشیم، وضعیت در دو بعد جراحیهای زیبایی و مصرف لوازم آرایشی چگونه است؟
هیچ کس مخالف زیبایی و زیبادوستی نیست، اما در کشور ما ابتدا این گرایش با آرایش زیاد کلید خورد و حتی برخی خانمهای محجبه هم به مصرف بیش از اندازه لوازم آرایشی روی آوردند. از سالهای ۸۷ و ۸۸ که سفرهای اروپایی من شروع شد، خاطرهای دارم. وقتی در مترو و اتوبوس و مکانهای مختلف و کنفرانسها حضور داشتم، افراد عمدتاً ساده بودند و جوانان آرایش نمیکردند و از خود میپرسیدم این کشورها تولیدکننده بهترین لوازم آرایشی هستند، اما جامعه آنها مصرفکننده نیست، حتی وقتی نگاه میکردیم افراد مسن که بالای ۷۰ تا ۸۰ ساله هستند یک رژ لب ساده میزدند و آرایش افراطی که در کشور ما هست، در این کشورها وجود نداشت و آرایشی ملایم آن هم تنها در جشنها و میهمانیها استفاده میشد. در کشور ما هیچ گونه تفکیکی نسبت به جایگاه، سطح و فضا برای آرایش وجود ندارد و بسیاری از مواقع مشخص نیست که فرد با آن آرایش غلیظ در محیط کار و دانشگاه است یا در مراسم خاص؟! من در کشورهای دیگر ندیدم کودکان تمایل به مصرف لوازم آرایشی داشته باشد در حالی که در کشور ما دختربچههای کوچک متمایل به مصرف لوازم آرایشی هستند که خود ناشی از رفتار بزرگترهاست.
چرا زنان جامعه ایرانی در مصرف لوازم آرایشی و عملهای زیبایی رکورددار شدند؟
من احساس میکنم نبود اعتمادبهنفس و فقدان خودباوری منجر به مصرف افراطی لوازم آرایشی شده است. نه در کشورهای امریکایی و نه اروپایی چنین وضعیت مصرفی در لوازم آرایشی وجود ندارد، در حالی که در ایران بعضاً میبینیم در جلسات مختلف کاری گویی افراد مستقیم از آرایشگاه آمدهاند. متأسفانه بسیاری از زنان و دختران ایرانی برای اثبات خود درگیر ظاهر شدهاند. ایران در حال حاضر جزو یکی از کشورهایی است که در عملهای جراحی صدرنشین شده است و این برمیگردد به الگوگیریهای غلط که همچنان هم ادامه دارد.
با توجه به الگوگیریهای غلط و تأثیر رسانه، چگونه باید جامعه ایرانی را از پدیده مصرفگرایی دور کرد یا چگونه میتوان از انتقال آن به نسلهای جدید پیشگیری به عمل آورد؟
بسیاری از دختران نسل جدید ما از سریالهای کرهای الگوگیری میکنند و در واقع میتوان گفت رسانه در این زمینه تأثیرگذاری زیادی دارد. از سوی دیگر اعتمادبهنفس در برخی افراد به صفر رسیده است. افراد فرق مرتب بودن و آراستگی را از مصرف افراطی لوازم آرایشی تشخیص نمیدهند. در برخی دختران ما نیز توانمندی و صفات مثبتی هست که مجال بروز پیدا نکرده و همین باعث میشود از سمت دیگر دغدغه شود و در قالبهای دیگر خود را نمایان کند. اولین چیزی که در حال حاضر دختران ما سراغش میروند، عمل جراحی بینی است تا حدی که کاملاً در کشور ما طبیعی جلوه میکند در حالی که در کشورهای اروپایی چنین چیزی وجود ندارد.
ما مخالف زیبایی و شیک بودن نیستیم، اما چه کار کردیم که همه چیز یک دانشآموز و دانشجو در ظواهر و چنین مواردی خلاصه شده است؟! چرا تمایل به جلب توجه تا این اندازه افزایش پیدا کرده است، در حالی که تا همین چند سال پیش ملاک برتری در موارد دیگری جز رسیدگی به ظاهر بود، حتی معلمان و استادان ما در این چرخه دخیل هستند.
حسب تجربه میگویم که بارها در گفتگوها با دوستان یا استادان در کشورهای مختلف صحبت میکردیم، اما همه در هر شرایطی از چهره و ظاهر خود راضی بودند و نارضایتی در صحبتها دیده نمیشد و معتقد بودند ما همانگونه که به دنیا آمدیم، خود را قبول داریم، بنابراین اگر نقصی هم داریم، بخشی از زندگی ماست و حتی درصدد برطرف ساختن نقص خود نبودند. زنان ایرانی وقتی به سن جا افتادگی و پختگی میرسند، اصرار دارند خود را یک خانم ۳۵ ساله جا بزنند، در صورتی این پختگی کولهباری از تجربه بوده و ارزش بیشتری دارد. متأسفانه در کشور ما سطح دغدغه به ناخن کاشتن رسیده است و حتی در محل کار و تحصیل برخلاف شرایط و وظایف تعریفشده برای آن، از مدلهای جدید و مکانهای مختلف انجام این خدمات صحبت میشود.
بسیاری از دوستان من که در کشورهای خارجی زندگی میکنند حتی وقتی به کشور خودمان میآیند بسیار ساده هستند. یکی از دوستان من که سالها در امریکا زندگی و تحصیل کرده است، مانتویی بسیار ساده به همراه روسری سر کرده بود و حتی وقتی دلیل رنگنکردن موهایش را جویا شدم، به من گفت این مو نشانه پختگی من است.
با توجه به جایگاه مهم و مؤثر زن ایرانی در نهاد خانواده، جامعه زنان ایران چگونه میتوانند با عزم و اراده در اصلاح الگوی مصرف پیشرو باشند و انگ مدگرایی و ظاهرگرایی را از خود دور کنند؟
مصرفگرایی و ظاهرگرایی مسئله بسیار مهمی است و باید بررسی شود. در برخی مراسمها وقتی خانمها را میبینم تعجب میکنم که با مژه مصنوعی و ... چهره خود را غیرطبیعی میکنند و این نشئت گرفته از الگوهای غلط است. تلویزیون ملی ما که میتواند در ارائه الگوی صحیح دخیل باشد، متأسفانه مخاطب ندارد، اما در مقابل مخاطبان شبکههای نمایش خانگی پرمخاطب است که اتفاقاً در حال ارائه الگوی غلط هستند و ذهنیت رؤیاپردازانه به مخاطب میدهند. در فضای مجازی هم مراسمهای عروسی الگوی صحیحی ارائه نمیکنند و مروج روحیه تجملگرایی هستند. در کشورهای اروپایی افتخار یک سلبریتی داشتن بچههای بیشتر و جو صمیمانه در خانواده است، اما الگوی غلط باعث شده که ایرانیها سگ را افتخار بدانند. اگر خاطرتان باشد تا سالها پیش زمان رأی دادن، افراد بعضاً بیسواد از روی چهره بودن طرف رأی میدادند و کسی به سایر توانمندیها نگاه نمیکرد، اما به هر حال بعد از سالها روال تغییر کرد و در حال حاضر به کارآمدی توجه میشود. متأسفانه ما خوراک اشتباه به فرزندان خود میدهیم و نتیجه غلط هم میگیریم و باید الگوی درست را به نسل جدید انتقال دهیم تا خروجیاش را ببینیم. همچنین باید فضای شناخت و بررسی درست و آسیبشناسانه را برای آنان فراهم کنیم.