خیابان کاپلان یکی از شاهراهها برای وارد شدن به تلآویو و خروج از آن است. سراسر این خیابان در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مملو از نهادهای دولتی و فرهنگی بود و در واقع این خیابان به وجود ساختمانهایی مثل آژانس یهود و انجمن روزنامهنگاران اسرائیل شناخته میشد خیابان کاپلان یکی از شاهراهها برای وارد شدن به تلآویو و خروج از آن است. سراسر این خیابان در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مملو از نهادهای دولتی و فرهنگی بود و در واقع این خیابان به وجود ساختمانهایی مثل آژانس یهود و انجمن روزنامهنگاران اسرائیل شناخته میشد، اما این روزها همه چیز فرق کرده و کاپلان همان خیابانی است که هر شنبه صدهاهزار اسرائیلی معترض به کودتای قضایی که بنیامین نتانیاهو آن را رهبری میکند، در آن تجمع میکنند. در واقع تمامی افراد یک نسل به خیابانها میآیند تا با حکومت افراطگرای مذهبی فاسد مقابله کنند.
برخلاف آنچه در رسانههای جهانی منعکس میشود، افرادی که در اعتراضات شرکت دارند، فقط افرادی نیستند که به تشکیلات برجسته و قدیمی معترضند. افرادی که به کاپلان میآیند، طیف گستردهای از افراد را شامل میشوند و آنهایی که از لحاظ مالی مشکلی ندارند هم در صفوف معترضان دیده میشوند. عدهای دیگر از معترضان را نخبگان نظامی و طیفی دیگر را صاحبان غولهای فناوری تشکیل میدهند و بسیاری دیگر هم جزو هیچکدام از این گروهها نیستند. آنهایی که از کودتای قضایی نتانیاهو از همه بیشتر آسیب میبینند، کسانی هستند که فرزندانشان در مدارس دولتی تحصیل میکنند و با انتقال بودجههای این مدارس به نهادهای یهودی و فوق ارتدوکس، باید فروپاشی نهادهای دولتی را نظارهگر باشند.
فرزندان چنین خانوادههایی برخلاف بیشتر ارتدوکسهای افراطی باید یک دوره کامل در نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) خدمت کنند و با طرح جدید خانهنشین میشوند. کمکهای دولتی به مادرانی که همسر ندارند هم به نفع خانوادههای ارتدوکس دارای چندین فرزند، کاهش خواهد یافت. افرادی که در نواحی پیرامونی زندگی میکنند باید برای اینکه ارتدوکسها، محل زندگی آنها را از چنگشان درنیاورند، با آنها مقابله کنند. اولین گام، تصرف سیاسی شهرداریها و به دنبال آن منافع گسترده برای جمعیت افراطی ارتدوکس خواهد بود. گزارشها حاکی است این روند در حال حاضر در شهرهایی مانند طبریه، صافد، آراد و میتسپه رامون در دست اجراست.
سکولارها فقط خشتند
معترضان شامل یهودیان، فلسطینیان، مردان، زنان، افراد بومی و مهاجرانی هستند که از کشورهای در حال توسعه از طریق قانون بازگشت وارد این سرزمین شدهاند. وجه مشترک همه آنها مبارزه با هدف جلوگیری از تبدیل شدن به آن چیزی است که به اصطلاح الاغ شناخته میشود. در سنت یهودی، الاغ مسیح به الاغی گفته میشود که مسیح در آخرالزمان سوار بر آن میآید. این عبارت به آموزههای «ابراهیم اسحاق کوک» اشاره دارد. به این ترتیب که یهودیان سکولار که نماینده جهان مادی هستند، ابزاری در دستان خدا هستند که هدفشان تأسیس دولت اسرائیل و آغاز روند آن بود. پس از تأسیس اسرائیل، یهودیان سکولار باید کنارهگیری کنند و به مذهبیها اجازه دهند بر کشور حکومت کنند.
ابراهیم اسحاق کوک در سال ۱۹۰۴ از لتونی کنونی که آن زمان بخشی از امپراتوری عثمانی بود، به فلسطین عثمانی مهاجرت کرد. او یکی از پدران معنوی صهیونیسم مذهبی به شمار میرود و معتقد است بنگاه صهیونیستی یک تحول تاریخی جدید در دوران رستگاری محسوب میشود. با وجود این، کوک از سکولاریسم وحشت داشت. او معتقد بود آموزشهای سکولار در برابر روح اسرائیل مرتکب گناه شده است و این نوع آموزش، نشاندهنده آغاز زوال و اساس همسانسازی بر مبنایی نادرست است. کوک به دنبال حلوفصل تناقض بود. او نوشت که صهیونیستهای سکولار میتوانند به عنوان خشتهای ساختمان رستگاری فعالیت کنند، اما هنگامی که راز صالحان آشکار شود، تشخیص بین بندگان خدا و کسانی که اینچنین نیستند، آسان خواهد بود.
برخلاف کوک، دیوید بن گوریون، بنیانگذار اسرائیل یک آتئیست بود. اگرچه او از پیشینه مذهبی برخوردار بود و به میراث یهودی احترام میگذاشت، به طوری که در پایان دهه ۱۹۵۰، یک گروه مطالعه کتاب مقدس در خانه او جمع شد و او گفت پیامبران شخصیتهای مورد علاقه او در کتاب مقدس بودند، اما در عین حال، بنگوریون به کنیسه نمیرفت و در روز شنبه سفر میکرد. او تنها به دلیل محدودیتهای سیاسی با احزاب افراطی ارتدوکس سازش کرد و این یک فاجعه برای اسرائیلیهای سکولار بود.
قوانین مذهبی در خدمت فساد عمیق
پیشبینی کوک در شرف تحقق است، با یک تفاوت: در اسرائیل حکومت دینی تشکیل نمیشود. این سرزمینی خواهد بود که از قوانین مذهبی برای مجاز شمردن فساد عمیق استفاده میکند. در شش ماه گذشته، گزارشهای زیادی مبنی بر انتصابات سیاسی نادرست در حزب لیکود و شرکای مذهبی آن منتشر شده است. برخی از اعضای ائتلاف، سابقه محکومیت جنایی داشتهاند و گزارشهایی از رفتار نادرست گذشته وجود دارد. یک دولت مذهبی فاسد رقبای ایدئولوژیک آن را تقویت میکند و از آنجا که اسرائیل همچنین یک مسیر بالقوه تجارت بینالمللی مواد مخدر است، چنین تغییری ممکن است جنایت سازمانیافته را تقویت کند. در یک دهه آینده، دولت قصد دارد بودجه مؤسسات آموزشی فوق ارتدکس را تا ۴۰ درصد افزایش دهد. این امر اسرائیل را به اولین کشور در جهان توسعه یافته تبدیل خواهد کرد که مشوق مدارسی است که به سختی دروس اصلی مانند ریاضی، علوم و انگلیسی را تدریس میکنند. از طرفی، نظارت دولتی بر مدارس افراطی ارتدوکس ضعیف است و اطلاعات مبهم در مورد برنامه درسی آنها در دسترس است، اما به گفته منابع وزارت آموزش و پرورش، این مدارس عمدتاً موضوعات مذهبی مانند تلمود و تورات را تدریس میکنند.
زبان انگلیسی، ریاضی و حتی عبری در سطح ابتدایی مطالعه میشود. علاوه بر این، بیش از ۶۰۰ میلیون دلار از بودجه ائتلاف به توانمندسازی هویت یهودی در میان دانشآموزان در ساختار آموزشی دولتی، سربازان ارتش اسرائیل، دانشجویان دانشگاهها و ساکنان شهرهای سکولار و لیبرال اختصاص خواهد یافت. «آریه دری» رئیس حزب افراطی ارتدوکس شاس در حالی مجموعهای از قوانین را برنامهریزی میکند که محکوم به فرار مالیاتی و یکی از قدرتمندترین سیاستمداران در ائتلاف است، حتی امکان دارد این شخص به افراطیان ارتدوکس خود اجازه دهد شهرهای سکولار را از نظر سیاسی تصرف کنند.
در همین حال، اسرائیلیهای سکولار شش برابر بیشتر از افراطیهای ارتدوکس که تنها ۸ درصد از نیروی کار اسرائیل را تشکیل میدهند، مالیات پرداخت خواهند کرد. فرزندان آنها مانند امروز موظف خواهند بود یک دوره کامل در ارتش خدمت کنند که شامل سه سال برای مردان و دو سال برای زنان است، در حالی که مردان به اصطلاح ملی- مذهبی میتوانند مدت کوتاهی در ارتش خدمت کنند و ارتدوکسها هم از خدمت معاف هستند. اسرائیل هیچ حملونقل عمومی رسمی در روزهای شنبه ندارد و میلیونها ساکن که ماشین ندارند سرگردان میشود. در واقع از زمان تأسیس اسرائیل، جمعیت سکولار از برخی آزادیهای اولیه محروم بودهاند.
«یایر نهورایی» وکیل دادگستری و نویسنده کتاب انقلاب سوم، کتابی که آموزههای مرشدان خاخام را مستند میکند، میگوید: «لیبرالها در مسیر درک این موضوع قرار گرفتهاند که تا لحظهای که اسرائیل تحت قوانین مذهبی قرار میگیرد، از آنها به عنوان الاغ استفاده میشود، البته درک این موضوع بسیار دشوار است.» نهورایی گفت: «آنها تا چند دهه دیگر در کشور اکثریت را به خود اختصاص نخواهند داد و باید بگویند این کشور من نیست.»
ایده تقسیم اسرائیل به کانتونها که سالها به دلیل کوچک بودن و چالشهای امنیتی این کشور مورد تمسخر قرار میگرفت، در چند ماه گذشته بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و لیبرالها با عصبانیت خواستار جدایی اسرائیل از «یهودیه» هستند. برای برخی، یهودیه به معنای سرزمینهای اشغالی است. برای دیگران، یهودیه نماینده همه یهودیان ارتدوکس افراطی و مسیحایی است، چه آنها که در بنی براک (در اسرائیل خاص) و چه در الخلیل (در کرانه باختری) زندگی میکنند.
اگر چه پایان فوریه، گزارش محرمانهای که به یوآو گالانت، وزیر دفاع ارائه شد، باعث توقف موقت کودتای قضایی فوریه شد، اما اکنون با تصویب قانونی که بازبینی قضایی را محدود میکند، آتش برپایی اعتراضهای بزرگتری روشن شده است. به همان اندازه که اعتراضات موفقیتآمیز بوده است. قانون اخیر میتواند به مجرمان یقه سفید (سرمایهداران)، اعضای خانوادههای جنایتکار سازمانیافته، معتادان به کوکائین یا بنیادگرایان قدرت نامحدود بدهد و بسیاری از اسرائیلیها خصوصاً جوانان نمیخواهند در ماجرای بازگشت مسیح روی الاغ، نقش آن الاغ را ایفا کنند.
منبع: فارین پالیسی
برگردان: امیرحسین ناصح