واقعیت این است که وقتی تاریخ به زبان قصه و داستان بیان میشود، برای مخاطب جذابتر است و تأثیر ماندگارتری هم دارد. من به خود اجازه نمیدهم وارد حوزه رمان و بحث درباره آن بشوم، اگر هم رمانی تاریخی را میخوانم، از منظر یک معلم تاریخ به آن نگاه میکنم و معمولاً هم آثار ادبی و تاریخی برایم جذاب هستند.
اما در نقل وقایع تاریخی در آثار معروفی که با نگاه ادبی و داستانی درباره عاشورا نوشته شدهاند، عنصر مسیحی به شکل جدی وجود دارد. راوی و شاهد فردی مسیحی و کسی است که به جریان مسیحیت تعلق دارد و اوست که در جریان عاشورا حاضر است. درباره واقعه عاشورا دوسه کار جدی درباره سیدالشهدا (ع) به صورت داستان نوشته شدهاند. یکی «واقعه کربلا» نوشته جرجی زیدان است که اتفاقاً با داستان شماس شامی نوشته مجید قیصری قرابت و نزدیکی زیادی دارد. کتاب شماس شامی رمان تاریخی از وقایع سال ۶۱ هجری یا ﻫ.. ق و قیام امام حسین (ع) است و قصه کربلا از زبان شخصیتهای مسیحیای که در آن زمان در شام حضور داشتند، روایت میشود. این کتاب نثر روان و زیبایی دارد و خواننده را جذب میکند که قصه را تا آخر دنبال کند.
جرجی زیدان با نگاه ویژه خود «واقعه کربلا» را نوشته و همان نگاه را در کتاب «فاجعه رمضان» تکرار کرده است، البته در این کتاب سروکار ما با پدیدهای به نام قطام است و خواننده حوادث را از دریچهای که او پشت آن ایستاده است، دنبال میکند.
در دوره پهلوی، مسیحی جلوه دادن نویسنده اینگونه آثار، به ویژه در آثار ذبیحالله منصوری نمود بیشتری داشت. او نوشتههای خود را به نام نویسندگان مسیحی معرفی میکرد. از جمله کتاب «محمد (ص) پیامبری که باید از نو شناخت» روایتی است از یک کشیش مسیحی علاقهمند به خاندان پیامبر (ص). این نگاه، یعنی وقایع را از منظر یک مسیحی دیدن در قصهها و داستانهای تاریخی و سپس آثار تصویری در ایران، رواج بسیار داشت. از جمله فیلم «روز واقعه» شهرام اسدی، «معصومیت از دست رفته» داوود میرباقری و حتی شخصیت وهب در مختارنامه، این سیر را مشاهده میکنیم.
در کتاب شماس شامی مقایسهای بین اباعبدالله (ع) و حضرت یحیی (ع) صورت گرفته که از نکات برجسته این کتاب است و به انسان در برابر شبهات آرامش میبخشد. مهمتر اینکه در آن شعارهای درشت داده نشده و نویسنده برای رفتن به صحنه عاشورا دلیری به خرج داده که قابل ستایش است.