کیفیت داوری فوتبال ایران طی سالهای اخیر افت مشهودی داشته و این چیزی نیست که بتوان کتمان کرد. با وجود این، اما هنوز هیچ اقدام مثبتی برای برطرف کردن این مشکل انجام نشده است و با ادامه این روند و عدمتغییر نگاه، نمیتوان انتظار نتیجهای متفاوت در ادامه راه داشت. برای نمونه میتوان به برگزاری کلاسهای دانشافزایی پیش از آغاز رقابتهای لیگ اشاره کرد. دانشافزایی داوران به یک روز ختم نمیشود و دانشافزایی داوران در طول دوران کاری آنها هست چراکه داوران باید بهروز باشند. برخی ارگانها مثل فیفا و AFC که استانداردهای بالاتری دارند، مرتب با داورانشان با نرمافزارها در ارتباط هستند، فیلمهای آموزشی ارسال میکنند، تست میگیرند، اما جلساتی که دورهم جمع میشوند و کلاس حضوری است، به سالی یکی دو بار یا قبل از مسابقات مهم محدود میشود. برای نمونه AFC قبل از لیگ قهرمانان داوران خود را دعوت میکند، چند روزی کلاسهای توجیهی و تست دارند و مسائل آموزشی را سپری میکنند.
اما در اینکه سطح کیفی داوری فوتبال ایران پایین آمده است، هیچ شکی نیست. ما کشوری هستیم سرشار از استعداد در حوزههای مختلف و ورزش و داوری فوتبال نیز از آن مستثنی نیست. اگر میبینید امروز شاهد ظهور یا شکوفایی استعدادهای تازه در داوری نیستیم، این به مدیریت برمیگردد. یکی از وظایف مدیریت استعدادیابی و انتخاب افراد بر اساس شایستهسالاری است. باید قدمبهقدم پیش رفت و روی استعدادها سرمایهگذاری کرد تا فردا روز که دوران ستارهها و نامداران عرصه ورزش، داوری و هر حوزه دیگری به پایان میرسد، دستمان خالی نباشد و حرفی برای گفتن داشته باشیم و خلأیی حس نشود؛ اتفاقی که در داوری فوتبال ایران طی هفت تا ۱۰ سال گذشته رخ نداده و عملکردها بیشتر به شکل گزینشی، سفارشی و برپایه انتخاباتی که قرار بود برگزار شود، انجام شد، به طوری که با سفارش این هیئت، به سفارش آن استان، چند داور از این هیئت و چند داور از آن استان دور هم جمع شدند و باعث حضور داوران به این شکل در فوتبال و به خصوص لیگ برتر بودیم، در حالی که نمیشد به تمام داورانی که انتخاب شدند هم بازی داد، به همین دلیل کاری را که باید به طور اصولی انجام شود، شاهد نبودیم و همین مسئله باعث شد داوری ایران ضعف مشهودی را تجربه کند. در حالی که ما بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲ دوران طلایی و بیشترین الیت داوری را داشتیم. بازیهای لیگ قهرمانان آسیا یا مقدماتی جام جهانی توسط داوران ایرانی سوت زده شد و شاهد حضور موفق داوران در عرصههای بینالمللی علاوه بر لیگهای داخلی بودیم، اما با پایان این نسل، به دلیل عدمپشتوانهسازی خلأ جدی را شاهد هستیم. با وجود این فکر میکنم مهمترین عاملی که باعث پایین آمدن سطح کیفی داوران شد بدهبستانهای غیرکارشناسی بود. شاید بتوانیم با سفارش یک نفر را بیاوریم، اما شک نکنید وقتی توانایی و آمادگی لازم را نداشته باشد، به هر حال یک جایی متوقف میشود. ما شاهدیم در دورههای گذشته بیش از ۱۰۰ داور به کلاسهای توجیهی پیش از فصل دعوت میشوند، اما نهایتاً از ۲۰ داور میتوان استفاده کرد و در نهایت نیز مجبورید حداقل یکیدو بازی به هر داور بدهید. خب با این نگاه آن تعداد که باید بازی به داورهای تراز اول یا بااستعداد داده نمیشد و این باعث میشد نتوانند تجربه لازم را کسب کنند چراکه کار نیکو کردن از پر کردن است. اما نبود تعداد کافی قضاوت به دلیل کثرت داوران، روی کار نفراتی که میتوانند مهرههای تأثیرگذار و مطمئنی باشند اثر میگذارد و سطح کیفی داوری را تحتالشعاع قرار میدهد. حالا به همه این موارد عدماستفاده از VAR را هم اضافه کنیم؛ تکنولوژیای که در فوتبال دنیا به شکل خیلی عادی و روتین استفاده میشود، اما برای فوتبال ما مثل یک رؤیا میماند. یک زمانی هواداران اشتباهات داوری را میپذیرفتند و بر این باور بودند اشتباهات داوری هم جزئی از فوتبال است، اما امروزه با پیشرفتی که تکنولوژی داشته است، دیگر هیچ تماشاگری اشتباهات داوری را تاب نمیآورد و بالطبع تماشاگر ما هم انتظار دارد در صورت بروز اشتباهی، داور با رفتن پشت مانیتور صحنه در تصمیم خود بازنگری کند و بهترین برخورد ممکن را داشته باشد، اما متأسفانه در فوتبال ایران ابزار این کار وجود ندارد!