ناتو نشست خود را در حاشیه نبرد جاری در اوکراین برگزار و رهبری ائتلاف مکانی نزدیک به این رویداد را انتخاب کرد تا پیامی ارسال کند درباره اینکه این جنگ یکی از اولویتهای فوری آن است، اما جو بایدن، رئیسجمهور امریکا با خود موضوع دیگری را هم به نشست آورد که کاملاً از منطقه و تمام این قاره فاصله داشت و آن را روی میز بحث و بررسی سران ائتلاف قرار داد ناتو نشست خود را در حاشیه نبرد جاری در اوکراین برگزار و رهبری ائتلاف مکانی نزدیک به این رویداد را انتخاب کرد تا پیامی ارسال کند درباره اینکه این جنگ یکی از اولویتهای فوری آن است، اما جو بایدن، رئیسجمهور امریکا با خود موضوع دیگری را هم به نشست آورد که کاملاً از منطقه و تمام این قاره فاصله داشت و آن را روی میز بحث و بررسی سران ائتلاف قرار داد. آن موضوع همان موضوع چین است. در بیانیه ناتو مسائلی مطرح شد که بر این مسئله دلالت دارد که امریکا دیدگاه خود را در مورد چین بر ائتلاف تحمیل کرده است. به این ترتیب که در بیانیه آمد چین تهدیدی برای منافع، امنیت و ارزشهای اعضاست. اعتراض به بیانیه باز بودن مشارکت سازنده با چین جواب نداد! چون که متن بیانیه مجدداً تأکید کرد اتحاد با همه اعضای خود به عنوان یک واحد هماهنگ برای رویارویی با چالشهای ناشی از چین کار میکند. این بیانیه (همچنین) با اشاره به ائتلاف روسیه و چین، خواستار توقف حمایت از روسیه و توقف بازپخش تبلیغات جنگی آن شد.
امریکا در حال تشدید تلاشهای خود در جبهه اوکراین است و پس از اینکه فنلاند و سوئد در لیست انتظار به آن اضافه شدند، چشمانش به سوی دیگری از جهان یعنی به سمت چین دوخته شده است. امریکا تمایل دارد متحدانش در ناتو در رویارویی ویژهاش با چین پشت سر این کشور بایستند. در این رویارویی ویژه ادعا شده است چهار «نَه» [ممنوعیت]از سوی رئیسجمهور بایدن ارائه شده که بر سیاستهای او در قبال چین حاکم است و آنها عبارتند از: امریکا درصدد جنگ سرد دوباره نیست، خواستار تغییر حکومت در چین نمیباشد و اینکه سیاست امریکا مشمول تشدید ائتلافها برای مقابله با چین نیست و در آخر امریکا از استقلال تایوان حمایت نمیکند.
امریکا در مدیریت بحران خود با چین از لحن متفاوتی استفاده میکند و در این مسیر ناتو را همراه خود میکشاند، در حالی که خود از توسعه چین، افزایش نفوذ این کشور و فعالیتهای پنهانیاش که به خاک امریکا نیز کشیده شد، زیان دیده است؛ زمانی که چین بالنهای جاسوسی را فرستاد و آزادانه و به راحتی در حریم هوایی امریکا شناور بودند که در آن زمان سؤالاتی را در مورد نحوه برخورد با چین ایجاد کرد. اکنون به نظر میرسد نتایج نشست ناتو یکی از این روشها و ابزارهاست، اما ائتلافی که جبهه خود را برای محاصره روسیه گسترش میدهد، احتمالاً با دشواریهایی برای برپایی این جبهه در منطقه دریای چین روبهرو میشود، چراکه کشورهای ائتلاف به ویژه فرانسه دیدگاه یکسانی در این خصوص ندارند. به علاوه اینکه نبرد اصلی ناتو در اروپا، حمایت از اوکراین است تا بتواند مقاومت کند و حمایت خود را افزایش دهد تا (اوکراین) بتواند پیروز شود. دستیابی به این، با توجه به تلقی روسها از حمایت اروپا و وجود تهدید هستهای پس از پایان تهدید قطع انرژی، کاری دشوار است. ممکن است سنگربندی طرفها آغاز شود. موضع ناتو در قبال چین ممکن است این کشور را به افزایش روابط خود با روسیه تشویق کند. ماه گذشته (ژوئن) شاهد بالاترین سطح مبادله (دو طرف) از زمان آغاز جنگ در اوکراین بودیم. چنین شرایطی ممکن است منجر به ازسرگیری جنگ سرد شود و این امر باعث میشود «نه»های بایدن به سه مورد کاهش یابد و ممکن است سیاست اعلامشده ناتو در راستای بسیج در برابر چین «نه» دوم را حذف کند. بایدن رئیسجمهور چین را دیکتاتور توصیف کرد و این اشارهای به مخالفت او با نظام سیاسی چین است و در اینجا «نه» سوم نیز حذف میشود و تنها یک مورد باقی میماند و آن اینکه امریکا همچنان استقلال تایوان را به رسمیت نمیشناسد. چنانچه این مورد نیز حذف شود، جبهههایی گشوده میشود که اثرات ویرانگر آن بسیار از آنچه در جنگ اوکراین میگذرد، فراتر میرود.
* العربی الجدید (انگلستان)
ترجمه: معاونت مطبوعاتی