سارا مقدسی در مجله الکترونیکی «تکراسا» از فرآیند خلاقیت نوشت. چکیدهای از مقاله او در ادامه تقدیم شده است: تقریباً همه ایدههای بزرگ از یک فرآیند خلاقانه مشابه پیروی میکنند. این مقاله قرار است چگونگی کارکرد این فرآیند را شرح دهد. شناخت و فهمیدن این فرآیند مهم است؛ چون تفکر خلاق یکی از کاربردیترین مهارتهایی است که شما میتوانید داشته باشید. تقریباً همه مشکلاتی که در محل کار یا در زندگی سر راه شما قرار میگیرند میتوانند از راهحلهای نوآورانه، تفکر جانبی (تفکر مبتنی بر حل مسئله به شیوه خلاقانه- Lateral Thinking) و ایدههای خلاقانه کمک بگیرند.
هر کسی میتواند خلاقیت را با استفاده از این پنج مرحله یاد بگیرد. این به معنای این نیست که خلاق بودن کار سادهای است. کشف نبوغ خلاقیتتان (یعنی توانایی خلق ایدههای جدید و نو) به جسارت و میزان زیادی تمرین نیاز دارد. با این حال، این رویکرد پنج مرحلهای فرآیند خلاقانه را واضحتر میکند و مسیر رسیدن به تفکر نوآورانهتر را روشن میسازد.... در سال ۱۹۴۰، یک مدیر تبلیغات به نام جیمز وب یانگ کتابی تحت عنوان «تکنیکی برای ایدهپردازی» منتشر کرد. او در این کتاب اظهاراتی ساده، اما عمیق درباره تولید ایدههای خلاقانه بیان کرده بود. به گفته یانگ ایدههای نوآورانه زمانی به ذهن میرسند که شما ترکیبهای جدیدی از اجزا و المانهای قدیمی بسازید. به عبارت دیگر، تفکر خلاقانه به معنای تولید یک چیز جدید از لوح سفید نیست، بلکه به معنای استفاده از چیزهای موجود و ترکیب اجزای مختلف آن به گونهای است که پیش از آن انجام نشده باشد. از این مهمتر، توانایی تولید ترکیبهای جدید، به توانایی شما در دیدن رابطه میان مفاهیم بستگی دارد. اگر بتوانید پیوند جدیدی میان دو دیدگاه قدیمی ایجاد کنید، شما کار خلاقانهای انجام دادهاید. یانگ باور داشت فرآیند ارتباط خلاقانه همیشه در پنج مرحله اتفاق میافتد:
۱) اطلاعات و مطالب جدید جمعآوری کنید: در این مرحله باید چیزهای جدید یاد بگیرید. شما هم باید روی مطالب تخصصی که مستقیم به کارتان مربوط است، تمرکز کنید و هم یادگیری مطالب عمومی.
۲) از زوایای مختلف به مطالب جمعآوریشده فکر کنید: در این مرحله باید آنچه را که یادگرفتهاید بررسی کنید. بنابراین لازم است به اطلاعات و مطالب گردآوریشده از زوایای مختلف نگاه کنید و سازگاری ایدههای مختلف را در کنار یکدیگر بسنجید.
۳) برای مدتی ذهنتان را مشغول مشکل نکنید: در مرحله بعدی باید مشکل را بهطور کامل از ذهنتان خارج کنید و کار دیگری انجام دهید که شما را هیجانزده میکند و به شما انرژی میدهد.
۴) به ایدهتان اجازه دهید خودش به سراغ شما بیاید: در یک نقطه از کار، درست زمانی که دیگر درباره مشکل فکر نمیکنید، ایدهتان به شکل یک جرقه به سراغ شما میآید.
۵) ایدهتان را به کمک بازخوردهای دیگران بازبینی و بهتر کنید: برای موفقیت هر ایدهای، شما باید آن را در معرض دنیای بیرون و نقد دیگران قرار دهید و در صورت نیاز آن را با توجه به دیدگاهها اصلاح کنید.
جان کلام: خلاقیت فرآیند ایجاد ارتباط بین دیدگاههای قدیمی است؛ فرآیند خلاقیت، فرآیند ایجاد ارتباطات جدید میان دیدگاههای قدیمی است. به همین دلیل، میتوانیم بگوییم تفکر خلاقانه در واقع تشخیص رابطه میان مفاهیم است.
یکی از روشهای حل چالشهای خلاقانه، دنبال کردن فرآیند پنج مرحلهای زیر است: ۱) گردآوری مطالب و اطلاعات؛ ۲) شدیداً روی این اطلاعات در ذهنتان کار کنید؛ ۳) مدتی دور شدن از مشکل؛ ۴) اجازه اینکه ایده بهصورت طبیعی به ذهن خطور کند و ۵) آزمایش کردن ایده در دنیای واقعی و اصلاح آن بر اساس بازخورد.
خلاق بودن به معنای این نیست که اولین یا تنها فردی باشیم که به یک ایده فکر کردهایم. اغلب اوقات خلاقیت به معنای ایجاد ارتباط میان دیدگاههاست.