کانال «مؤسسه تاریخاندیشی قصص» در ایتا نوشت: در میانه راه از مکه تا کربلا، در یکی از منزلگاهها نامهای به امام حسین میرسد. از سوی عبداللهبنجعفر همسر حضرت زینب کبری. در نامه همان توصیههای همیشگی است که حسینجان نرو! به ضمیمـــــه اماننامهای از عمروبنسعیدبنعاص حاکم مکه. کسی که پیش از این برادرش یحییبنسعید را برای جلوگیری از خروج امام حسین از مکه فرستاده بود که پس از مختصر درگیری میان او و یاران سیدالشهدا نتوانستند مانع خروج امام از مکه شوند. ماجرای اماننامه از این قرار است:
عبداللهبنجعفر که دلسوزانه سعی داشت امام حسین را از رفتن به کوفه منصرف کند، نزد عمروبنسعید میرود و از عمرو امانی برای حسینبنعلی طلب میکند. عمرو به عبدالله در نوشتن متن اماننامه اختیار میدهد و به او میگوید «هرکار میکنی بکن، فقط جلوی رفتن حسین را بگیر.» در نامه به امام حسین هشدار داده شده که از ایجاد اختلاف و شقاق میان امت پرهیز کند و اگر برگردد، جان و مال او در مکه امنیت خواهد داشت. سیدالشهدا در جواب نامه مینویسد: «من اختلاف نمیافکنم، بلکه به خدا و عمل صالح دعوت کرده و به وظیفه مسلمانی خود عمل میکنم.» در برخی نقلها آمده که حضرت فرمود: من در رؤیا رسول خدا را دیدهام و باید به این مسیر بروم. یعنی حسین رؤیای خود را یافته و همانند یوسف نبی، به دنبال آن حرکت میکرد و رنجها را به جان میخرید. برخی معتقدند این نامه عبدالله را دو پسرش عون و محمد آوردند. اما با شنیدن جواب امام، به کاروان عاشوراییان پیوستند و به مکه بازنگشتند. این دو فرزند در کربلا به شهادت رسیدند. آنچه مهم است رفتار دلسوزانه، اما سادهلوحانه عبداللهبنجعفر و مواجهه غلطش با امام خویش است. او برای حسین از کسی امان گرفته که دستور مستقیم از یزید برای ترور امام حسین داشته و حتی اقداماتی هم کرده بود. نکته دیگر آنکه عبدالله به جای آنکه در رکاب حسین بایستد، مکرر در مقام امامت بر امام خویش قرار گرفته و تلاش میکرده حسین را از رفتن باز دارد.
بهراستی ما در مواردی نسبت به ولی زمان خویش همچون عبداللهبنجعفر عمل نمیکنیم؟
(منابع روایت: مقتلالحسین مقرم، ابصارالعین، الامام الحسین و اصحابه، مثیرالاحزان.)