مردی که از یک سال قبل به اتهام قتل در بازداشت به سر میبرد، مدعی است مادر مقتول به او فرمان قتل دادهاست. یک سال قبل زنی میانسال به مأموران پلیس شهرری خبر داد که پسر ۲۰ سالهاش گم شدهاست. او گفت: چند سال قبل شوهرم به اتهام خرید و فروش موادمخدر بازداشت شد و به زندان افتاد. مدتی بعد از آن هم پسرم محمود به همین اتهام بازداشت شد تا اینکه ۱۰ روز قبل پسرم دوران محکومیتش را سپری کرد و آزاد شد. شاکی ادامه داد: روز گذشته پسرم برای انجام کاری از خانه بیرون رفت و دیگر برنگشت. من هر جا که سراغ داشتم گشتم، اما خبری از او پیدا نکردم تا اینکه تصمیم گرفتم ماجرا به پلیس خبر دهم.
بعد از مطرحشدن شکایت، تحقیقات پلیس برای پیدا کردن محمود به جریان افتاد. بررسیهای پلیس نشان میداد که محمود آخرینبار حوالی فرودگاه امام دیده شدهاست. تحقیقات میدانی پلیس با جستوجو و تحقیق در همان منطقه به جایی نرسید. در شاخه دیگری از بررسی، مأموران پلیس به مردی به نام محمد مظنونشدند و او را بازداشت کردند. تحقیقات پلیس نشان میداد که محمد بعد از وقوع حادثه به خانه مرد گمشده رفت و آمد دارد. او وقتی در اینباره تحقیق شد گفت که از ماجرای گمشدن محمود خبر ندارد. وی ادامه داد: من مدتی قبل با خواهر محمود آشنا و به او علاقهمند شدم. مادرش فریبا هم در جریان ارتباط ما بود و من به خانهشان رفت و آمد میکردم. محمد، اما در تحقیقات فنی به قتل محمود اعتراف کرد. او گفت: در جریان رفت و آمد به خانه شهلا متوجه شدم که پدر و برادرش به اتهام خرید و فروش مواد زندان هستند. شهلا و مادرش این موضوع را از من پنهان کردهبودند. من میخواستم ارتباطم را با آنها قطع کنم، اما از طرفی به شهلا علاقه داشتم برای همین تصمیم گرفتم با شهلا ازدواج کنم. متهم ادامه داد: وقتی محمود از زندان آزاد شد، مادرش شرط گذاشت که برای ازدواج با شهلا باید کاری کنم که محمود دوباره به زندان بیفتد. من از این حرف تعجب کردم، اما فریبا اصرار به زندانیشدن پسرش داشت که قبول کردم. برای اجرای نقشه مقداری موادمخدر تهیه کردم و در خودروی محمود جاساز کردم و با پلیس تماس گرفتم، اما محمود بازداشت نشد و نقشهام ناکام ماند. بعد از آن فریبا از من خواست پسرش را به قتل برسانم. از این حرفش تعجب کردم، اما او اصرار به قتل داشت. برای اجرای نقشه قتل محمود، مادر و خواهرش را در پوشش مسافر سوار کردم و به سمت فرودگاه رانندگی کردم. حوالی فرودگاه و در محلی خلوت به بهانه خرابشدن خودرو توقف کردم و در فرصتی مناسب با ضربات چاقو محمود را به قتل رساندم و جسدش را در بیابان دفن کردم.
با اطلاعاتی که متهم در اختیار پلیس گذاشت مأموران راهی محل و موفق شدند بقایای جسد را کشف کنند.
در شاخه دیگری از بررسیها فریبا و شهلا هم به اتهام همدستی در قتل بازداشت شدند. آنها، اما در جریان بازجوییها اتهامشان را انکار کردند و گفتند نقشی در ماجرا ندارند. بررسیهای پلیس هم نشان داد که هر دو بیگناه هستند، برای همین آزاد شدند.
با کامل شدن بررسیها محمد به اتهام قتل مجرم شناخته شد و پرونده با صدور کیفرخواست در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران رسیدگی شد. ابتدای جلسه پدر مقتول برای متهم درخواست قصاص کرد.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و اتهامش را قبول کرد. او گفت: به فرمان فریبا مرتکب قتل شده و از این کار پشیمان است، چراکه نتوانسته با این کار با شهلا ازدواج کند. هیئت قضایی بعداً از شنیدن آخرین دفاع متهم وارد شور شد.