پنج مجرم سابقهدار که پس از زورگیریهای سریالی طعمههای خود را آزار میدادند در دام مأموران پلیس تهران گرفتار شدند. اوایل زمستان سال گذشته زن جوانی وحشتزده به اداره پلیس رفت و از سه مرد مسافرکشنما به اتهام زورگیری شکایت کرد.
وی در توضیح ماجرا گفت: «ساعتی قبل از محل کارم بیرون آمدم و در خیابان منتظر تاکسی بودم که خودروی پرایدی جلوی پایم ترمز و رانندهاش ادعا کرد مسافرکش است. پس از گفتن مسیر در صندلی عقب نشستم و راننده جوان هم شروع به حرکت کرد. کمی آنطرفتر هم راننده دو مرد جوان را با فاصله اندکی از یکدیگر به عنوان مسافر سوار کرد و یکی از آنها در صندلی جلو و دیگری در صندلی عقب کنار من نشست.»
زورگیری مسلحانه
وی ادامه داد: «هنوز راننده مسافت زیادی را طی نکرده بود که تغییر مسیر داد. من به او اعتراض کردم. راننده گفت به خاطر ترافیک مسیرش را تغییر داده، اما من به او و افرادی که داخل خودرو بودند مشکوک شدم و درخواست کردم خودرو را متوقف کند تا پیاده شوم، ولی راننده سرعتش را زیاد کرد. همان لحظه تصمیم گرفتم در خودرو را باز کنم و خودم را به بیرون پرت کنم که یکی از آنها کلت کمری به پهلویم گذاشت و تهدید کرد حرفی نزنم. آنها مسلح به سلاح سرد هم بودند، من از ترس حرکتی نکردم تا اینکه راننده در مکان خلوتی خودرویش را متوقف کرد و پس از سرقت اموالم، مرا از خودرو به داخل خیابان پرت و فرار کردند. آنها همه ماسک به صورت داشتند و من چهره آنها را ندیدم.»
با شکایت زن جوان، پرونده به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت برای شناسایی و دستگیری زورگیران مسلح در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
مأموران پلیس در تحقیقات خود با زورگیریهای مشابه و متعددی روبهرو شدند که متهمان در پوشش مسافرکش با تهدید چاقو و اسلحه اموال مسافران را سرقت میکردند. بررسیها حکایت از آن داشت سارقان باند پنج نفرهای هستند که در تیمهای سه و دو نفره و با خودروهای سرقتی مانند پراید و پژو از مسافران زورگیری میکنند. مأموران پلیس در یکی از زورگیریها دریافتند ماسک صورت یکی از زورگیران در جدال با یکی از شاکیان افتاده و شاکی چهره او را به خاطر دارد. بدین ترتیب مأموران با چهرهنگاری متهم به نام کامبیز را که از سارقان سابقهدار بود، شناسایی کردند.
تغییر شیوه زورگیری
در حالی که تحقیقات برای دستگیری کامبیز ادامه داشت، شکایتهای متعدد زورگیری از دختران و پسران جوان در پارکهای تهران به مأموران پلیس گزارش شد.
این شکایتها در حالی صورت گرفت که شکایتهای زورگیری از مسافران به صفر رسیده بود. بررسیها نشان داد متهمان پنج مرد جوان نقابدار هستند که با تهدید اسلحه اموال دختران و پسران جوان را در پارکها سرقت میکنند. یکی از شاکیان که دختر جوانی بود به مأموران گفت: همراه دوستانم در پارک نشسته بودیم که ناگهان پنج مرد نقابدار به ما حملهور شدند، آنها با تهدید اسلحه اموال ما را سرقت کردند و پس از سرقت همه ما را مورد آزار و اذیت قرار دادند و از محل گریختند.
مأموران پلیس در تحقیقات فنی دریافتند زورگیران پارکها همان زورگیران مسافرکشنما هستند که چندی قبل به خاطر اینکه شناسایی نشوند شیوه زورگیری خود را تغییر دادهاند. همین سرنخ کافی بود تا مأموران پلیس تحقیقات خود را برای دستگیری کامبیز ادامه دهند و در نهایت هم چندی قبل وی را در مخفیگاهش بازداشت کردند. متهم پس از دستگیری به زورگیریهای سریالی با همدستی چهار نفر از دوستانش اعتراف و همدستانش را به مأموران پلیس معرفی کرد. سپس مأموران همه اعضای این باند را دستگیر و به اداره پلیس منتقل کردند. تحقیقات از متهمان ادامه دارد.
گفتگو با سردسته باند
کامبیز سابقه داری؟
بله، من چند بار دستگیر شدهام و به زندان رفتهام و تمامی اعضای باند ما سابقه دارند.
چطور باند زورگیری را تشکیل دادی؟
ما پنج نفر در زندان با هم آشنا شدیم و در یک بند زندانی بودیم. هر کدام از ما به اتهامی بازداشت شده بودیم که تصمیم گرفتیم وقتی از زندان آزاد شدیم باند زورگیری را تشکیل دهیم و در پوشش مسافرکش اموال شهروندان را سرقت کنیم.
چرا زندان شما را متنبه نکرد؟
واقعیتش ما وقتی آزاد میشویم کاری نداریم و از طرفی هم من فکر میکنم چرا نباید ما مثل افراد پولدار زندگی و خوشگذرانی کنیم. بههرحال با کارگری نمیشود به پول آنچنانی رسید و این عقده همیشه همراه من بود و در نهایت هم تصمیم گرفتم از این راه پولدار شوم.
چرا شیوه زورگیریتان را تغییر دادید؟
ما از اول تصمیم گرفتیم مدتی به این شیوه سرقت کنیم و پس از آن برای اینکه شناسایی نشویم شیوهمان را تغییر دهیم. از همه مهمتر زمانی بود که من در درگیری با یکی از طعمهها ماسک از صورتم افتاد و مالباخته چهره مرا دید. همان روز احتمال دادم شناسایی شویم و به همدستانم دستور دادم شیوه سرقتمان را عوض کنیم. بعد از آن روز به پارک میرفتیم و از دختران و پسران جوان زورگیری میکردیم.
چرا هنگام زورگیری دختران جوان را آزار میدادید؟
وسوسه شیطانی بود. وقتی میدیدیم پارک خلوت است و کسی نیست این وسوسه پس از سرقت به سراغمان میآمد.
فکر میکردی دستگیر شوی؟
نه. ما با خودروهای سرقتی اقدام به زورگیری میکردیم و بعد هم شیوهمان را تغییر داده بودیم، فکر نمیکردیم به این زودی شناسایی و دستگیر شویم.