ليگ ملتها براي ايران در شرايطي به پايان رسيد كه ما عملكرد قابل دفاعي نداشتيم. تيم ايران جزو تيمهاي ناكام اين دوره بود، در حالي كه سال گذشته در جمع هشت تيم پاياني بودیم و مقام هفتم را به دست آورديم. متأسفانه امسال در رتبه چهاردهم قرار گرفتيم! بدون احتساب باختهاي زياد و دو بردي كه به دست آورديم و تنها با در نظر گرفتن بعد فني، عملكردمان نسبت به سالهاي گذشته ضعيفتر بود. مدنظر قراردادن تغيير ساختار و جوان شدن تيم استدلال خوبي براي نتايج امسال تيمملي نيست چراكه در مورد تيم بزرگسالان ايران صحبت ميكنيم و سال آينده بازيهاي المپيك را پيشرو داريم. براي انتخاب نفرات اصلي تيمملي باید بحث شايستهسالاري در نظر گرفته شود، يعني بدون در نظر گرفتن شرايط سني بهترين بازيكن در پستهاي مختلف را انتخاب كنيم تا بتوانند به عملكرد بهتر تيمملي كمك كنند. خروجي اين كار با رسيدن به المپيك پاريس به پايان ميرسد. پس از آن فرصت جوانگرايي يا تغيير ساختار را خواهيم داشت و ميتوانيم اين پروژه را طي يكيدو سال اعمال كنيم. بازيكنان حاضر در اين دوره ليگملتها به صورت انفرادي و از نظر فني شرايط خوبي دارند. آمار و ارقام همه چيز را نشان ميدهد و نيازي نيست كارشناسان عملكرد بازيكنان را ارزيابي كنند. آمار فدراسيون جهاني كامل است و همين آمار نشان ميدهد عملكرد كلي فني تيم ما ضعيف بوده است، به همين خاطر تيمملي نتوانست نتايجي مشابه سال گذشته و سالهاي پيش از آن كسب كند. در همه ادوار ليگ جهاني و پس از آن ليگ ملتها، حداقل يكيدو تيم تراز اول جهان يا حتي بيشتر را شكست داديم، تيمهایي مثل لهستان، برزيل و ايتاليا، در مقابل تيمهاي درجه دوم و همسطح خودمان از جمله صربستان و اسلووني هم به پيروزي رسيديم، منتها اين دوره خبري از غلبه بر تيمهاي درجه يك و 2 دنيا نشد. فقط دو پيروزي آن هم برابر تيمهاي ضعيفتر از خودمان كسب كرديم. به هيچ عنوان با اين ادعا كه «تيمملي به باختن عادت كرده» موافق نيستم. اين جمله را مربي تيم بعد از بازي با بلغارستان بيان كرد. در حالي كه اگر اينطور باشد، چطور مقابل آرژانتين يكي از تيمهاي صعودكننده به مرحله نهايي توانستيم 2 بر يك پيش بیفتيم و تا آستانه شكست اين تيم نيز پيش رفتيم؟ تيمي كه توان بردن ندارد بايد هر ست را با اختلافهاي زياد ميباخت، ولي در آن مسابقه تيم ايران عملكرد پاياپايي با آرژانتين داشت و شانسمان با آنها براي بردن يكسان بود. نميتوان چنين ادعايي را مطرح كرد. اتفاقاً تيمملي ايران راه پيروزي را خيلي خوب بلد است و پتانسيل بالايي هم دارد، اما امسال موفق به كسب نتايج خوب نشديم و نبايد گفت بردن را فراموش كردهايم. متأسفانه كادرفني بعد از هر باخت مباحثي را مطرح كرد و روي آن مانور دادند و به عنوان توجيه باخت به كار بردند، در حالي كه كادرفني نبايد دنبال توجيه باشد. مردم واقعيتها را ميدانند و خوب ميفهمند در تيمملي چه خبر است. هر بچهاي اين را ميداند وقتي تيمي ميبازد، قطعاً عملكردش ضعيف بوده و ايراداتي داشته است. لزومي ندارد با فرافكني اصل ماجرا را انكار کنند و پشت توجيهات مختلف پنهان شوند. بهتر است كادرفني به جاي آنكه دنبال بهانه باشد دنبال حقايق و رفع مشكلات تيم باشد. آنقدر مسائل غيرفني مطرح شد كه بازيكنان در زمين تحتتأثير مسائل حاشيهاي بود، در حالي كه اين وظيفه كادرفني است كه ذهن بازيكنان درگير مسائل ديگر نشود.