مرد جوانی که پس از قتل برادرش، جسد او را همراه خانوادهاش به روستای محل تولدش برده و در آنجا دفن کرده بود در جلسه دادگاه ابراز پشیمانی کرد. به گزارش جوان، یکی از روزهای پایانی خردادماه ۱۴۰۰ مرد جوانی در تهران به اداره پلیس رفت و راز قتل برادرش را پس از شش ماه برملا کرد.
وی در توضیح ماجرا گفت: «برادر کوچکترم به نام بهروز بداخلاق بود و همیشه زن و فرزندانش را کتک میزد. همسر برادرم بارها از من خواسته بود او را نصیحت کنم، اما نصیحتهای من فایدهای نداشت و بداخلاقیهای او ادامه داشت تا اینکه روز حادثه وقتی به خانهشان رفتم، دیدم با همسرش درگیر شده است. وقتی میانجیگری کردم، او گفت موضوع خانوادگی است و من دخالت نکنم. برادرم عصبانی شد و با هم یقه به یقه شدیم. در این میان همسرش دسته تی فلزی را به سوی او پرتاب کرد که به سرش خورد. بهروز میخواست همسرش را کتک بزند که گلویش را گرفتم و دهانش را چسب زدم و او هم خفه شد. همسر بهروز و مادرم هر دو شاهد ماجرا بودند و میدانستند من قصد قتل نداشتم، به همین خاطر با صحنهسازی جسد برادرم را به روستای محل تولدم در غرب تهران بردیم و در آنجا مدعی شدیم او تصادف کرده و بعد هم دفنش کردیم. در این مدت عذابوجدان داشتم تا اینکه تصمیم گرفتم راز قتل را برملا کنم.» پس از این مأموران، همسر مقتول را بازداشت کردند و وی هم اظهارات قاتل را تأیید کرد.
با اعتراف متهم، مأموران به دستور بازپرس جنایی نبش قبر کردند و جسد مرد جوان را به پزشکی قانونی فرستادند و پزشکی قانونی هم علت مرگ را خفگی اعلام کرد.
بخشش
همزمان با ادامه تحقیقات از متهم، مادر مقتول به دادسرا رفت و قاتل را بخشید و رئیس قوه قضائیه هم از طرف دو فرزند صغیر مقتول درخواست دیه را مطرح کرد.
با اعلام گذشت اولیای دم، پرونده دو متهم کامل و برای رسیدگی از جنبه عمومی جرم به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
متهم چند روز قبل در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. وی گفت: «برادرم دست بزن داشت و بداخلاق بود. همسرش بارها از من کمک خواسته بود و روز حادثه هم برای صحبت با او به خانهاش رفته بودم. بهروز آن روز خیلی عصبانی بود و به من حمله کرد. در درگیری ما، همسرش دسته تی را به سویش پرت کرد و به سرش خورد. این موضوع عصبانیت او را بیشتر کرد و میخواست همسرش را کتک بزند که من گردنش را گرفتم.»
وی ادامه داد: «من قصد قتل برادرم را نداشتم و حتی چسب را هم به آرامی روی دهانش زدم و فکر نمیکردم باعث مرگ او شود. من اگر خودم را معرفی نمیکردم این راز برای همیشه مخفی میماند، اما از قتل برادرم به شدت پشیمان شده بودم، به همین دلیل تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم.»
همسر مقتول هم که با وثیقه آزاد بود در جلسه محاکمه گفت: «برادرشوهرم قصد قتل نداشت و میخواست با میانجیگری زندگی ما را آرام کند. آن روز شوهرم به سمت او حملهور شد، من ترسیدم که اتفاق بدی بیفتد برای همین دسته تی را به سوی او پرت کردم که به سر شوهرم خورد. او عصبانی شد و به طرف من حمله کرد و میخواست مرا کتک بزند. برادرشوهرم به کمک من آمد و با او درگیر شد. شوهرم روی زمین افتاد، او دهانش را چسب زد و شوهرم ناخواسته به قتل رسید. من راضی به مرگ شوهرم نبودم و الان هم خیلی پشیمان هستم.»
پس از دفاعیات متهمان، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.