مرد جوانی که متهم است دو سال قبل در شهرستان کرج پسر نوجوانی را ربوده و پس از آزار و اذیت او را به قتل رسانده است در دادگاه محاکمه شد. متهم در جلسه دادگاه ادعا کرد از بیماری روحی و روانی رنج میبرد، به همین دلیل برای اثبات ادعایش به پزشکی قانونی معرفی شد. به گزارش جوان، اوایل تابستان سال ۱۴۰۰، زن و مرد جوانی در شهرستان کرج سراسیمه به اداره پلیس رفتند و از مرد ناشناسی به اتهام ربودن پسر ۱۱ سالهشان به نام پژمان شکایت کردند.
زن جوان به مأموران پلیس گفت: «خانه ما در محله چهارباغ کرج است و پسرم هر روز همراه دوستانش به کوچه میرفت و بازی میکرد. امروز مانند همیشه همراه دوستانش در کوچه بازی میکرد، اما به خانه برنگشت. نگرانش شدم و به دنبالش گشتم، ولی ردی از او پیدا نکردم تا اینکه دوستانش گفتند مرد جوانی پسرم را به بهانه خرید خوراکی با خودش برده است. الان نگرانم برای پسرم اتفاق بدی رخ داده باشد و درخواست کمک دارم.»
با شکایت زن و مرد جوان، تیمی از مأموران پلیس کرج برای پیدا کردن ردی از پسر نوجوان وارد عمل شدند.
راز قتل
بررسیهای میدانی مأموران پلیس نشان داد گفتههای دوستان پسر گمشده درست است و روز حادثه پژمان برای خرید خوراکی با مرد جوانی به داخل خیابان رفته است. بدین ترتیب مأموران تحقیقات خود را درباره این حادثه ادامه دادند، اما هر چقدر تلاش کردند موفق به شناسایی مرد ناشناس نشدند و ردی از پسر گمشده هم پیدا نکردند.
در حالی که یک ماه از حادثه گذشته بود و مأموران همچنان در تلاش بودند تا پسر گمشده را پیدا کنند، مرد مغازهداری با اداره پلیس تماس گرفت و راز قتل پسر نوجوان را برملا کرد.
وی به مأموران گفت: «من دوستی ۲۵ ساله به نام کامبیز دارم که هر روز به مغازه سوپرمارکتم در منطقه چهارباغ کرج میآید و پس از ساعتی صحبت کردن دوباره به خانهشان برمیگردد. چند روز قبل به مغازهام آمد و من برای او خاطرهای قدیمی تعریف کردم و او هم خاطر عجیبی را برایم تعریف کرد. او گفت یک ماه قبل پسر نوجوانی را ربوده و پس از آزار و اذیت او را خفه کرده است. ابتدا فکر کردم شوخی میکند، اما وقتی تحقیق کردم متوجه شدم یک ماه قبل پسر نوجوانی به نام پژمان ناپدید شده است، به همین دلیل تصمیم گرفتم موضوع را به پلیس خبر بدهم.»
بازداشت
با اطلاعاتی که مرد مغازهدار به مأموران داده بود، کامبیز خیلی زود شناسایی و در خانه پدریاش بازداشت و به اداره پلیس منتقل شد.
متهم در بازجویی به آدمربایی و قتل پسر نوجوان اعتراف کرد و گفت جسد مقتول را در بیابانهای اطراف کرج رها کرده است.
او گفت: «آن روز شیطان فریبم داد و وقتی پسر نوجوان را دیدم او را به بهانه خرید خوراکی فریب دادم و به اطراف کرج بردم و در خرابهای آزارش دادم و به خاطر اینکه او ماجرا را به خانوادهاش نگوید، خفهاش کردم و بعد هم جسدش را در بیابانهای اطراف کرج رها کردم.»
پس از اعتراف متهم، مأموران به نشانی که کامبیز اعلام کرده بود، رفتند و بقایایی از جسد پژمان را کشف و به پزشکی قانونی منتقل کردند. پزشکی قانونی هم اعلام کرد آزمایشها حکایت از آن دارد مقتول بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به قتل رسیده است.
ادعای عجیب
متهم پس از اعتراف به قتل و صدور کیفرخواست در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد.
در ابتدای جلسه پدر و مادر پژمان برای قاتل درخواست اشد مجازات کردند و در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و در توضیح ماجرا گفت: «من بیماری اعصاب و روان دارم و دارو مصرف میکنم. مدتی بود دارو مصرف نمیکردم، به همین دلیل حالم خوب نبود و گاهی روی کارهایم کنترل نداشتم. روز حادثه در حال پرسه زدن بودم که پژمان را برای اولین بار دیدم. او با دوستانش بازی میکرد که یک لحظه شیطان به سراغم آمد و مرا وسوسه کرد تا نقشه آزار و اذیت پژمان را طراحی کنم. به او نزدیک شدم و به بهانه خرید خوراکی او را از دوستانش جدا کردم. سپس پژمان را به بیابانهای اطراف چهار باغ بردم و آزارش دادم. او گریه میکرد و میگفت اگر پدر و مادرش بفهمند دعوایش میکنند. گریهها و فریادهای پسر نوجوان به آسمان بلند شده بود که از ترس او را خفه و جسدش را در بیابان رها کردم و به خانه برگشتم.» وی ادامه داد: «در این مدت با کسی درباره حادثه صحبتی نکردم تا اینکه یک روز خاطره قتل را برای دوستم تعریف کردم و بعد هم مأموران مرا بازداشت کردند. من بیمار بودم و کنترلی روی کارهایم نداشتم.»
با طرح این ادعا، قضات دادگاه در پایان جلسه متهم را به کمیسیون پزشکی قانونی معرفی کردند تا وضعیت سلامت روحی و روانی او از سوی کارشناسان بررسی شود و پس از اعلام نظر آنها رأی نهایی را صادر کنند.