رئیس کمیته ملی المپیک ایران اخیراً مسئله مهمی را یادآور شده است؛ خسرویوفا با اشاره به اینکه دیپلماسی میتواند به ورزش کمک کند، تأکید دارد ورزش فرصتی برای کشور است تا از طریق مسابقات بینالمللی ظرفیتها را بیشتر کند. تردیدی نیست که صحبتهای او عین واقعیت است، چه در مورد اهمیت دیپلماسی در ورزش و چه در خصوص فرصتی که ورزش برای شکوفایی ظرفیتهای کشور در عرصههای بینالمللی ایجاد میکند. با این وجود رئیس کمیته ملی المپیک کوچکترین اشارهای به این مقوله ندارد که در ورزش ایران اهمیت چندانی به دیپلماسی داده نمیشود و کمتر از این مهم استفاده میشود. همانطور که هیچ اشارهای به نابودی ظرفیتهای بالقوه ورزش در ایران نمیکند!
ورزش ایران پتانسیل قابل توجهی دارد و این مسئله بارها و بارها ثابت شده است. با این حال طی سالهای اخیر تورم و فشارهای مالی از یکسو و تصمیمات خلقالساعه و بهانهتراشیهای مسئولان از سوی دیگر دامنه ورزش در کشور را کوچک و کوچکتر کرده است. بیتوجهی و عدم حمایت مسئولان از یک طرف و نبود امکانات کافی و توجه به استعدادیابی از طرف دیگر باعث شده آنطور که باید از ظرفیتهای ورزش کشور استفاده نشود. حال آنکه ورزش بهترین ابزار برای خودنمایی در عرصههای بینالمللی است. اما در کنار مسائل و مشکلاتی که در این حوزه وجود دارد، بهانههای مالی طی سالهای اخیر باعث شده آقایان از جمله شخص خسرویوفا تصمیم به اعزام کیفی ورزشکاران به رقابتهای مختلف بگیرند، چه زمانی که در رأس کمیته پارالمپیک بود و چه امروز که ریاست کمیته ملی المپیک ایران بر عهده دارد. تصمیمی که نه فقط باعث سرخوردگی ورزشکاران میشود، بلکه انگیزه بسیاری را هم کاهش میدهد و فرصت توانمندسازی آنها را که نتیجه حضور پرتعداد در مسابقات مختلف است، میگیرد و پرواضح است که حاصل این روند چیزی نیست جز افت ورزش و موفقیتهای آن!
حال آنکه همانطور که خسرویوفا نیز بدان اشاره دارد، ورزش فرصتی عالی برای حکمرانان تمام کشورهاست که به واسطه آن میتوانند توانمندیهای خود را به نمایش بگذارند، اما این مهم کمتر در تصمیمگیریهای آقایان لحاظ شده است!
همانطور که گفتیم دیپلماسی در ورزش خیلی مورد توجه قرار نمیگیرد، مقوله مهمی که میتواند نتایج قابل توجهی در پی داشته باشد که نمونه آن را میتوان در کارشکنی امریکاییها در صدور ویزا برای تمامی اعزای تیم ملی والیبال ایران دید. رفتار غیرورزشی و غیرحرفهای که فدراسیون جهانی والیبال را بر آن داشت تا در حمایت از ایران تصمیم قابل توجهی اتخاذ کند. FIVB بعد از بررسی کارشکنی میزبان سومین هفته از رقابتهای لیگ ملتها تأکید کرد در صورت عدم حضور ایران در امریکا، امتیاز منفی برای تیم کشورمان در نظر گرفته نمیشود. این دقیقاً همان دیپلماسی در ورزش است که میتواند نقشی اینچنین مهم ایفا کند.
دیپلماسی میتواند مشکلات بسیاری را از سد راه بردارد، اما در ورزش ایران عمدتاً ترجیح داده میشود در موارد سطحی و پیشپاافتاده از این مهم استفاده شود تا موارد حیاتی و قابل توجه! برای نمونه میتوان به لابی چند سال پیش رئیسجمهور وقت ایران با همتای خود در خصوص پرونده طارمی اشاره کرد.
پادرمیانی که در واقع حمایت از بیقانونی بود و میتوانست در مواردی مهمتر، چون بازی در زمین بیطرف با عربستانیها در لیگ قهرمانان یا گرفتن ضرر و زیان تیمهای باشگاهی ایران از فیفا در همین راستا استفاده کرد، اما استفاده از دیپلماسی در ورزش کاربرد چندانی ندارد و آقایان با وجود اشرافی که به نتیجه مثبت آن دارند کمتر به صرافت استفاده از آن افتادهاند.