کد خبر: 1167424
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۴۰۲ - ۰۵:۰۰

دکتر هادی صمدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر فلسفه تکاملی در کانال تلگرامی خود نوشت: از کودکی به ما می‌گفتند: «عاقل باش!» ما نیز عموماً چنین می‌خواهیم، از خودمان، از کودکان‌مان و از انسان نوعی. گویا این پندی است همیشگی و همگانی. اگر این نصیحت‌ها را از منظری فلسفی تحلیل کنیم، سه پرسش اصلی پیش‌روی‌مان داریم: تفاوت «رفتار» عاقلانه و غیرعاقلانه در چیست؟ تفاوت «باورهای» معقول و نامعقول کدام است؟ چه رابطه‌ای میان باور و رفتار وجود دارد؟ نتیجه پاسخ فیلسوفان مکاتب مختلف ده‌ها نظر متفاوت و گاه متعارض است و پاسخ‌های روان‌درمانگران حیطه‌های گوناگون نیز به همین منوال.
آلبرت الیس، یکی از برجسته‌ترین روان‌درمانگران قرن بیستم به جای مباحثات صرفاً فلسفی، پا به عرصه عمل گذاشته و دسته‌ای از باور‌های مخرب نامعقول را که به نحوی جهانشمول گریبانگیر انسان امروز است، شناسایی کرده است. الیس به نحوی عمل‌گرایانه با چهار پیش‌فرض، در قالب یک استدلال، کار را پیش برده است: ۱) رفتار‌های نامعقول آن‌ها هستند که مانعی باشند بر شادکامی انسان ۲) رفتار‌های نامعقول ریشه در باور‌های نامعقول دارند ۳) برخی باور‌های نامعقول قابل ردیابی و حذف هستند. در نتیجه ۴) با حذف باور‌های نامعقول در مسیر شادکامی و شکوفایی قرار می‌گیریم. الیس آخرین نامی که بر مکتب خود می‌گذارد «رفتاردرمانی عقلانی هیجانی» است.
در کتاب «روانشناسی کاربردی شادکامی: روشی مبتنی بر رفتاردرمانی شناختی برای شادکامی در زندگی روزمره» که توسط راسل گریگر از صاحبنام‌ترین افراد این مکتب نگاشته شده است، نویسنده برخی از باور‌های نامعقول رایج در جوامع را رصد می‌کند؛ باور‌هایی که پیش از موشکافی، نامعقول بودن‌شان آشکار نیست. این کتابی ا‌ست که چندباره خواندنش نیز ارزشمند است چراکه عاقلانه درس زندگی می‌دهد و گرچه نویسنده خود بر پایه‌های فلسفی و روانشناسی تکیه داشته و از آن‌ها بهره برده، این کتاب را نه برای فیلسوفان بلکه برای عموم مردم نگاشته است.
ممکن است بگوییم «شادکامی» چیست که ما در پی آن سرگردانیم؟ و آیا به دنبال شادکامی بودن، خود امری معقول است؟! راسل گریگر، به عنوان یک روانشناس، در پاسخ به پرسش نخست جوابی پراگماتیستی، ساده و به تعبیر خود «جذاب» دارد: شادکامی این است که در راه هدفی که برای خود در نظر گرفته‌اید عمل کنید؛ هدفی که مبتنی باشد بر باور‌های عقلانی در مورد خود، دیگران و به طور کلی در مورد زندگی؛ و پاسخ او به پرسش دوم برگرفته از ارسطو است: چه چیزی معقول‌تر از آنکه به دنبال سعادت و شادکامی باشیم؟ توضیحی اضافه نیاز نیست، اما به نحوی عملی مرز‌هایی را برای‌مان مشخص می‌کند تا بیمارگونه به دنبال شادی لحظه‌ای نباشیم و در تله شادکامی گرفتار نشویم.
اگر خواننده‌ای با شمی فلسفی باشید، ممکن است بخواهید عقل‌گرایی عمل‌گرایانه الیس را نه فقط در ردیابی باور‌های معقول و نامعقول بلکه در برداشتن گامی جلوتر و تأملی عمیق‌تر در چیستی «شادکامی» به کار بندید.
لورین بسر در کتاب «فلسفه شادکامی» مقدمه‌ای میان‌رشته‌ای بیان کرده است. بسر شادکامی را به مثابه امری ناشناخته در اتاق تاریکی نهاده است و از هر کس، از روانشناس و فیلسوف گرفته تا اقتصاددان و عالم علوم سیاسی دعوت کرده است دست خود را در اتاق بچرخانند و از چیستی آنچه گمان دارند در اتاق است، سخن گویند، سپس خود چیره‌دستانه از گفته‌های ایشان روایتی کم‌نظیر عرضه می‌کند تا به درک بهتری از شادکامی برسیم. بسر علاوه بر تحلیل فلسفی شادکامی به تحلیل چیز‌هایی که باعث شادی انسان می‌شوند نیز می‌پردازد. مهم‌تر از این موارد بخش انتهایی کتاب است که بافتار شادکامی را مبتنی بر شواهد تجربی تحلیل می‌کند و به زیبایی نشان می‌دهد راهکار‌های عملی برای رسیدن به شادکامی چه شرایط اقتصادی و سیاسی را می‌طلبد.
گریگر راهنمایی‌های عملی‌اش را برای خوب‌زیستن، به رغم وجود ناملایمات پیرامونی عرضه می‌کند و بسر از معنای عام‌تری از خوب‌زیستن سخن می‌گوید تا ما را به درک بهتری از خوب‌زیستن در جهان مدرن برساند؛ دو منظری که مکمل هستند نه رقیب.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار