کد خبر: 1166085
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۴۰۲ - ۰۵:۴۰

کانال تلگرامی «شفیعی کدکنی» در زادروز زنده‌یاد استاد دکتر منوچهر مرتضوی بخشی از مقاله ایشان را درخصوص شاهنامه به اشتراک گذاشت. استاد مرتضوی نوشته‌اند: در شاهنامه به عنوان حماسه ملی سرزمین ما، جریان کامل زندگی آرمانی انسان از رزم و بزم، عشق، پند، اندرز، حکمت، تعلیم، تربیت و مبارزه با دشواری‌ها و مبارزه خیر و شر و تعادل واقع‌گرایانه جبر، سرنوشت، کوشش، مجاهدت، شادی و غم تصویر شده است. در این میان «عشق» نیز جایگاهی سزاوار دارد با انواع تجلیات و آثار و نتایج مترتب بر آنها. داستان «زال و رودابه» و «رستم و تهمینه» نوع اصلی و طبیعی عشق انسانی را نشان می‌دهد که ظاهراً خود مقدمه‌ای است ضروری برای آفرینش حماسه بی‌نظیر رستم و غمنامه «پر آب چشم» سهراب. داستان «بیژن و منیژه» نیز اگرچه از داستانی عشقی تمام‌عیار حکایت می‌کند، ولی به هر حال بیرون از انسجام کلی طرح حوادث نیست. داستان «سهراب و گردآفرید» که چاشنی شبه‌عاشقانه‌ای بیش نیست، جزئی از حوادث گوناگون طبیعی و شامل نکاتی در چارچوب طرح کلی از قبیل روابط ایرانیان و ترکان (تورانیان) و تأکید شجاعت و شهامت ایرانیان و خصلت زن ایرانی و نظایر این نکات است.
ماجرای عشق و هوس «سودابه» در داستان «سیاوش» که شباهت گونه‌ای به عشق زلیخا دارد (با رنگ و بوی واقعی‌تر و انطباق بیشتر با طبیعت عشق و هوس و کینه زن) از یک سوی تمهیدی بایسته برای حماسه غم‌انگیز «کین سیاوش» و از سویی نمایشی شایسته از تضاد شخصیت‌ها (کیکاووس، سودابه، سیاوش و رستم) و به‌خصوص تشخص اخلاقی و استقلال شخصیت رستم در برابر شهریاری ایران و رابطه ویژه و پیچیده رستم و فرمانروایان رسمی ایران از جهات گوناگون به شمار می‌رود.
ظاهراً ماجرا‌های «لیریک» دوره ساسانی شاهنامه به‌خصوص بهرام گور و خسروپرویز را باید نماینده تعهد سخنور بزرگ ایران به دو اصل دانست: نخست، تعهد به پیروی کامل از روایات مستند دوم، تعهد آگاهانه یا ناخودآگاه به رعایت جامعیت مظاهر حیات انسانی و اجتماعی در قالب یک حماسه بزرگ. خواستاری «فریبرز» برادر سیاوش از «فرنگیس» مادر کیخسرو به وساطت رستم داستان دیگری است که جوهر عشقی و لمْح غنائی را در پرده شرم و آزرم و ستر و عفاف نهفته دارد. در مجموع می‌توان چند نکته را در مورد داستان‌های عاشقانه شاهنامه ذکر کرد:
اولاً، وحدت روح حماسی/ تاریخی شاهنامه و پایبند بودن به روایات و داستان‌های کهن مقتضی بیان داستان‌های عشقی در هماهنگی با روح کلی شاهنامه بوده و مجالی برای داستان‌پردازی شورانگیز عاشقانه و مستقل از چارچوب سبکی و موضوعی حماسه ملی باقی نگذاشته است.
ثانیاً، ویژگی‌های شاهنامه که علی الاصول ناظر به مطابقت در حد امکان با روایات و اسناد و رعایت وحدت روح و انسجام کلی در سرتاسر حماسه است، اجازه نمی‌دهد از چنین اثری انتظار افسانه‌های عاشقانه ابداعی و شاعرانه و عشق‌های افلاطونی و عشق‌های اساطیری نامعقول داشته باشیم. گرایش فطری فردوسی به واقع‌گرایی و آزرم اخلاقی و عفت بیان وی - که ظاهراً انعکاسی مشخص از همین ویژگی‌ها در فرهنگ باستانی ایران است- نیز در پرداختن و سرودن داستان‌های عشقی شاهنامه با مختصاتی که برشمردیم بی‌تأثیر نبوده است.
داستان خسرو و شیرین که شورانگیزترین روایت آن را در اثر جاودان نظامی می‌بینیم، در شاهنامه جریانی معقول و طبیعی دارد و نمونه بارز همین متانت و آزرم و پیروی فردوسی از روایت منابع است. این قصه که جزئی از سرگذشت خسروپرویز و با توصیف مهر و وفای خسرو و شیرین به جای افسانه‌سرایی شاعرانه دارای جاذبه خاص غنایی و اخلاقی است با چاشنی داستان مستقل باربد و مویه‌گری و شیون او بر خسرو به اوج لطف و تأثیر می‌رسد. پایان داستان و خودکشی شیرین با زهر هلاهل در دخمه پرویز یادآور بعضی تراژدی‌های عشقی مشهور جهان است. شاید تنها مورد بارز عشق و شیدایی جنون‌آمیز در شاهنامه مربوط به سودابه باشد که در حقیقت عشق نیست، بلکه هوس و شهوتی است که منجر به کینه و نفرت و با سرانجام و سرنوشتی سزاوار برای سودابه.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار