در گذشته نه چندان دور و در چند دهه قبل، حوزههای علمیه ارتباط خوب و منسجمی با مردم برقرار کرده و ضمن ارتباط معنوی و چهره به چهره و آموزش قرآن و مسائل دینی، پاسخگوی احکام و سایر نیازهای مردم در حوزه دین و معنویت بودند. حوزههای علمیه علاوه بر برنامه جاری مساجد، در ایام خاص نظیر ماه مبارک رمضان و ایام محرم و صفر، به صورت برنامه ریزی شده و مستمر (سیستمی) اقدام به اعزام مبلغ به اقصی نقاط کشور (اعم از شهر و روستا) میکردند. در بازار نیز روحانیون در حجرههای مکاسب، مسائل و احکام مبتلابه کسب حلال و حقوق مشتری را به بازاریان و کسبه آموزش میدادند.
یادمان نرفته که در دهههای ۲۰ تا ۵۰ حوزههای علمیه در راستای ارتباط با نسل جوان، با راه اندازی مؤسساتی نظیر «نسل جوان» و «در راه حق» مستقیماً با نسل جوان ارتباط برقرار و معارف دین را در قالب جزوات مختصر و چند صفحهای برای جوانان سراسر کشور ارسال میکردند. بیشک کام بسیاری از مردان و زنان امروز در دهههای مذکور از شهد شیرین جزوات ارسالی دو مؤسسه فوق شیرین شده و استحکام دین خود را مدیون این حرکت ابتکاری حوزه علمیه هستند.
در سه دهه اخیر، دنیای ارتباطات دچار تحول عظیم شده و همه ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است به طوری که کمتر موردی از امور زندگی بشر میتوان تصور کرد که انجام آن به فضای مجازی منتقل نشده باشد. سرعت نوآوری در تأمین نیازهای مادی و معنوی بشر در دنیای مجازی آنقدر زیاد است که فاصله تغییرات و نوآوریها به روز و ساعت رسیده است. اما حوزههای علمیه که نسبت به فرهنگ جامعه و دین مردم مسئولیت دارند به نظر میرسد که از قافله پرسرعت ارتباطات جا ماندهاند. اگر چه در حوزههای علمیه در راستای استفاده از فضای اینترنت اقدام خوب و ارزشمندی انجام شده و گاهی برخی از روحانیون به صورت خودجوش و موردی اقدام به ارتباط با مردم از طریق سامانههای اینترنتی (اپلیکیشنها) نمودهاند، اما این اقدامات به هیچ وجه با نیازهای مردم بهویژه نسل جوان تناسب ندارد. جوان تشنه معارف دینی است و اگر به این تشنگی پاسخ درست و به موقع داده نشود، قطعاً فضای رها شده مجازی جوان را بلعیده و در محیط به شدت ناامن مجازی آلوده شده و با سرعت از دین و معنویت فاصله گرفته و در فضای پرمخاطره و آلوده و باتلاق گونه مجازی غرق خواهد شد. به عنوان نمونه در حالیکه قرآن کریم مسجد را محور زندگی و مایه برکت و هدایت میداند، اما دنیای مجازی بر قطع ارتباط مردم با مسجد تأکید دارد و در حالیکه الگوی زیست انسانی و الهی جوان باید شهیدانی از قبیل سلیمانی، باکری، همت و زینالدین باشد، در غفلت علما و روحانیون، دنیای پرمخاطره مجازی، مردم و جوانان را به الگوگیری از سبک زندگی افراد مشهوری (سلبریتی ها) که مروج سبک زندگی بیگانگان هستند دعوت میکنند.
علما و روحانیون میدانند که فضای مجازی انسانها را به زندگی در فضای مجازی و دنیای متاورس فرامیخواند و کدخدایان دهکدههای مجازی در دنیای متاورس سلبریتیهایی هستند که نه تنها هیچ سنخیتی با فرهنگ اسلامی و ملی ندارند بلکه آشکارا سبک زندگی بیگانگان و بی دینی و الحاد را تبلیغ میکنند، همین امر ضرورت و اهمیت توجه علمای دین به نجات مردم از درههای هولناک متاورس را دوصدچندان کرده است. حقیقت این است که نظام سلطه و شیاطین غربی (از غفلت ما در تشکیل مساجد مجازی و تحکیم پیوند با جوانان استفاده کرده و) سوراخ دعا را به خوبی یافتهاند و با صرف هزینههای گزاف در صدد سازماندهی جوانان در دهکدههایی هستند که کدخدایش و ریسمانش در دست خود آنها باشد و از این طریق برنامه واگرایی و متنفرسازی جوانان از دین، فرهنگ و هویت ملی و حرکت به سمت ولنگاری و لاابالی گری را محقق سازند.
هدف نگارنده در این وجیزه کوتاه صرفاً به صدا درآوردن زنگ خطر نسبت به آیندهای تاریک و هولناک است که شیاطین برای انسانها تدارک دیدهاند. آنچه که به صورت مختصر و به اجمال بیان شد، صرفاً منحصر در حوزههای علمیه نیست بلکه کلیه دستگاههای مرتبط با فرهنگ، دین و معنویت و همه اساتید و علمای بزرگوار مخاطب این زنگ خطر هستند. باید بدانیم که هم اینک با هدف واگرایی جوانان از دین و بی هویتسازی جامعه، بیش از یک سوم از ماهوارههای جهان بر روی ایران متمرکزند، حدود ۳۰۰ شبکه ماهوارهای جوانان را به بی دینی و الحاد دعوت میکنند و هزاران (بلکه میلیون ها) سایت در حال تولید محتوای ضد دینی، شبههآفرینی، ترویج ابتذال و فحشا، آموزش سبک زندگی غربی، تولید گسترده شبهات و اخبار جعلی و دروغ مشغولند که دعوت هنجارشکنان به هرزگی و بی بند و باری در پاییز سال ۱۴۰۱ مؤید این مدعا بوده و لزوم تشکیل شورای عالی راهبردی تبلیغ دین در فضای مجازی و پرداختن به این امر حیاتی و سرنوشت ساز را اجتنابناپذیر میسازد.