منتقد و کارشناس سینما: شرایط اقتصادی با همه تأثیراتش، آنقدر وخیم و دردناک نبود که بخواهیم ۹۰ درصد فیلمهایمان را با این موضوع بسازیم.
سعید قطبیزاده منتقد و کارشناس فیلم و سینمای کشورمان در نشست «بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران» در خصوص تعلق ارتباط طبقه فرودست به سینمای رئالیستی سخن گفته است.
اساساً آبشخور سینمای اجتماعی، سینمای رئالیستی است، حتی در کمدیها نیز بخش عمدهای از آثار باستر کیتون و چارلی چاپلین رئالیستی هستند. در سینمای کشورهای دیگر نیز از شوروی تا ایتالیا این یک امر ناگزیر بود. در سینمای اجتماعی که امروز در دنیا به عنوان یک شیوه فیلمسازی مطرح است، مکان، زمان و موضوع فیلمها اموری کاملاً متعین هستند.
سینمای رئالیستی مادامی که دلیل محکم داشته باشد نیاز جامعه است و مورد استقبال قرار میگیرد، در غیر این صورت سینمای اصیل و پایداری نخواهد بود. مثلاً وقتی درباره بحران اقتصادی دهه ۳۰ در امریکا صحبت میکنیم، یک بحران بزرگ بود که مردم امریکا با همه وجود آن را تجربه میکردند و طبیعتاً سینما باید بازنمایی مناسبی از آن در تولیداتش ارائه میداد، اما در ایران شرایط اقتصادی با همه تأثیراتش، آنقدر وخیم و دردناک نبود که بخواهیم ۹۰ درصد فیلمهایمان را با این موضوع بسازیم.
در سینمای شوروی به عنوان مثال میان وضعیت زندگی خود ژیگا ورتوف و ساختههایش نوعی رابطه نزدیک و آیینهوار برقرار بود و از همین رو است که تصویر ارائهشده از جامعه در آن فیلمها صادقانه است و فیلمسازی پاسخ او و دیگرانی، چون روبرتو روسلینی و رابرت فلاهرتی بود به شرایطی که در آن زندگی میکردند. امروز، اما اوضاع در ایران کاملاً دگرگون است. فیلمساز مرفه درباره فقر فیلم میسازد. این فینفسه اشکالی ندارد و من نمیگویم آدمها الزاماً باید فقیر باشند تا بتوانند درباره فقر فیلم بسازند، اما کاملاً میتوان دید که کیفیت انعکاس تصویر فقر در آثار ایرانی تا چه اندازه خیالپردازانه است.