عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جماعت مسجد مکی زاهدان در ادامه اظهارات شاذ و خلاف شعائر مذهبی اهل سنت، به دفاع از فرقه ضاله بهائیت پرداخت و خواستار به رسمیت شناختن این فرقه جعلی شد.
عبدالحمید در اظهارات دیروز خود در خطبههای نماز جمعه زاهدان که با استقبال تلویزیون بیبیسی مواجه شد، از آنچه او «اعزام پلیس ضدشورش به قبرستانها و ممانعت از برگزاری مراسم عزاداری برای کسانی که عزیزانشان را از دست دادهاند» نامیده، انتقاد کرد و از حاکمیت خواست در برابر انتقادات سعهصدر داشته باشد. اسماعیلزهی از حاکمیت اسلامی خواست «باید دیدش وسیع باشد و نسبت به تمام اقوام و ادیان نگاه پدرانه داشته باشد و صدای منتقدان و معترضان را بشنود.»
اشاره او به اقوام و ادیان، پیروان فرقه ضاله بهائیت است که البته نه یک دین که یک فرقه انحرافی است و هیچ یک از مذاهب اسلامی از شیعه و سنی آن را به رسمیت نمیشناسند و اساساً یک جریان ساختگی و استعماری است. او، اما به قاعده «کلمه حق یراد بها باطل» کوشیده است، به عنوان یک عالم به اصطلاح دینی، مدافع حقوق فرقهای شود که مشروعیت دینی ندارد. عبدالحمید با ادعای مشکلات جامعه بهائی در خاکسپاری خانوادههایشان در قبرستانها، گفته است افراد بهائی مسلمان نیستند، اما به عنوان یک انسان و شهروند از حقوقی برخوردارند و اسلام اجازه نداده است با دراویش، بهائی، زرتشتی و سایر ادیان و مذاهب تندروی صورت بگیرد.
اسماعیلزهی اگرچه به بهانه دفاع از حقوق شهروندان، پشت حمایت از فرق ضاله و انحرافی پنهان شده و از سیاست مدارای اسلام با حقوق ادیان دیگر دم میزند، اما نمیگوید یا نمیداند که این جریان در واقع با هدف ایجاد یک بازوی درونی برای اعمال سیاستهای غربی و شرقی به اسم مذهب و دین در ایران تأسیس شد. بهائیت نه یک مذهب که یک جریان سیاسی است و مرکزیت آن در حیفای رژیمصهیونیستی است، آنجا مرکز کنترل تشکیلات بهائیت در سراسر جهان است، بهائیت اینجا تغذیه میشود و به تکتک اعضا امر و نهی صورت میگیرد. این مرکزیت تحت عنوان بیتالعدل فعالیت میکند. از بیتالعدل به تناسب هر کشوری برای اعضا، دستور صادر میشود.
البته حمایتهای عبدالحمید از بهائیان تازگی ندارد و او مهرماه سال گذشته در خطبههای نماز جمعه به حمایت از این فرقه پرداخته بود. او در آن خطبه هم برای دفاع از بهائیها از در «حقوق شهروندی» وارد شده و گفته بود: «اگر در نسلهای گذشته مذاهبی مانند بهائیان هم مرتد شمرده میشدند، نباید این حکم را به نسلجدید تسری داد و در حق آنان تبعیض قائل شد»؛ اظهاراتی که البته برخلاف نظر علمای اهل سنت است و آنها رسماً حکم به ارتداد بهائیت دادهاند.
برای مثال «شیخ جادالحق علی جاد الحق» از معروفترین شیوخ الازهر مصر در عبارتی صریح چنین میگوید: «بهائیت مذهب باطلی است که نه تنها اسلام را رد میکند، بلکه ارتباطی با مسیحیت و یهود ندارد. بهائیت گروهی است که تابع صهیونیسم بینالملل بوده و مأموریت دارد برنامههای تبهکارانه آن را در کشورهای اسلامی و عربی به اجرا در آورد و دلیل آشکار آن، پذیرفتن حیفا به عنوان قبله بهائیان است.» مولوی عبدالحمید گویی مأموریت دارد یا به او دیکته شده است، هرازگاهی به بهانه دفاع از حقوق شهروندی مبلغ بهائیت باشد!