نقش فناوری در رشد اقتصادی در دهههای اخیر به عنوان یک عامل مهم و قدرتمند مورد توجه قرار گرفته است. از نیمه قرن بیستم با پیشرفت فناوری و علوم کاربردی، نقش فناوری در ایجاد رشد اقتصادی و افزایش بهرهوری به طور چشمگیری آشکار شد. مدل رشد سولو که به نام رابرت سولو، اقتصاددان امریکایی معروف است، به تحلیل نقش فناوری در رشد اقتصادی پرداخت. این مدل تأکید دارد رشد اقتصادی در بلندمدت به سرمایهگذاری در زیرساختهای فناورانه و بهرهگیری بهینه از تکنولوژی و نوآوری برمیگردد.
در دهههای بعدی، با توسعه مدلهای رشد درونزا، بر نقش داخلی عوامل رشد در اقتصاد تأکید بیشتری شد. این مدلها به عوامل داخلی اقتصادی مانند سرمایه انسانی، نوآوری، نیازهای داخلی بازار و تواناییهای فناورانه توجه کردند. آنها نشان دادند نوآوری، تحقیق و توسعه، آموزش و پرورش، بنیانگذاری شرکتهای دانشبنیان و فناوریهای جدید میتوانند به طور مستقل در رشد اقتصادی مؤثر باشند.
توسعه مدلهای رشد درونزا باعث شناخت بهتر نقش فناوری در رشد اقتصادی شد و توجه بیشتری به سیاستهای حمایتی و توسعه فناوری در کشورها جهت ایجاد شرایط ملایم برای نوآوری و کسبوکارهای دانشبنیان به همراه داشت. این مدلها مبنایی قوی برای سیاستگذاری در حوزه فناوری و نوآوری فراهم و توسعه اقتصادی را متکی بر دانش و فناوری تشویق کردند.
نقش فناوری در رشد اقتصادی: توسعه و استفاده از فناوریها و نوآوریها میتواند به طور قابل توجهی در رشد و توسعه اقتصادی کشورها مؤثر باشد. فناوریها میتوانند بهبود عملکرد تولید، افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها، ایجاد اشتغال، توسعه صنایع جدید و ایجاد بازارهای جدید را به همراه داشته باشند. نقش فناوری در رشد اقتصادی به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته است و ادبیات زیادی درباره این موضوع وجود دارد. مدل رشد سولو یا مدل نمایی سولو- سوانزو برای نخستین بار توسط رابرت سولو در دهه ۱۹۵۰ مطرح شد. این مدل، نقش تکنولوژی و پیشرفت تکنولوژیک را در رشد اقتصادی بررسی میکند. بر اساس این مدل، توسعه فناوری و نوآوری میتواند عوامل اصلی رشد اقتصادی باشد و باعث افزایش بهرهوری عوامل تولید، افزایش سرمایهگذاری و رشد اقتصادی در بلندمدت شود.
در ادبیات اقتصاد رشد، هر دو مدل رشد سولو و رشد درونزا مورد بررسی قرار گرفتهاند و تحقیقات زیادی برای بررسی تأثیرات این عوامل در رشد و توسعه اقتصادی انجام شده است. همچنین در سالهای اخیر، مدلهای پویاییشناسی مانند مدل رشد نوتونی و مدل رشد نظریههای سیستم نیز به عنوان تکمیلی برای مدلهای رشد اقتصادی مورد بررسی قرار گرفتهاند. اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه یک سیاست و مشوق مالیاتی است که به وسیله آن، دولتها تمایل دارند بخش تحقیق و توسعه کسبوکارها و سازمانها و ورود فناوری به صنعت را تشویق کنند. این سیاست معمولاً به منظور ترویج نوآوری، افزایش بهرهوری و پیشرفت فناوری در جامعه به کار گرفته میشود. تحقیق و توسعه (R&D) نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی دارد.
تبدیل هزینههای R&D به هزینههای قابل کسر مالیاتی: دولتها ممکن است به شرکتها اجازه دهند هزینههای مرتبط با تحقیق و توسعه را به عنوان هزینه قابل کسر مالیاتی در نظر بگیرند. این به شرکتها کمک میکند تا هزینههای R&D خود را کاهش دهند و بیشترین استفاده را از مالیاتهای قابل کسر ببرند.
اعمال نرخ مالیاتی کمتر برای درآمدهای مرتبط با R&D: برخی از کشورها نرخ مالیاتی پایینتری برای درآمدهای مرتبط با تحقیق و توسعه تعیین میکنند. این اقدام به شرکتها انگیزه میدهد سرمایهگذاری بیشتری در R&D انجام دهند.
کاهش ریسک نوآوری با استفاده از مشوقهای مالیاتی میتواند به شرکتها و سازمانها کمک کند تا برای انجام فعالیتهای نوآورانه و تحقیق و توسعه، ریسکهای مالی و مالیاتی کاهش یابند. این مشوقها میتوانند عواملی را فراهم کنند که شرکتها را ترغیب به انجام فعالیتهای نوآورانه و تحقیق و توسعه کنند و از این طریق به توسعه فناوری و ارتقای رشد اقتصادی کمک نمایند.
کسر هزینههای تحقیق و توسعه: دولتها ممکن است به شرکتها اجازه دهند هزینههای مرتبط با تحقیق و توسعه را به عنوان هزینه قابل کسر مالیاتی در نظر بگیرند. این کاهش در هزینهها میتواند به شرکتها کمک کند درآمد خالص بیشتری را در اختیار داشته باشند و ریسک مالی را کاهش دهند.
* کارشناس اقتصاد توسعه