مرد میانسالی که ۲۴ سال قبل راننده اتوبوسی را به خاطر سرقت اموالش به قتل رساندهبود، با تلاش تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران به شرط پرداخت دیه بخشیده میشود. خردادماه سال ۷۸ زنی در شهرستان کرج به اداره پلیس رفت و اعلام کرد شوهرش حمید که راننده اتوبوس است به طرز مرموزی گمشده است و از خودش و اتوبوسش خبری نیست.
وی گفت: «شوهرم با اتوبوسش، سرویس مدارس و ادارات را انجام میداد و گاهی هم مسافر به شهرستانها جابهجا میکرد. یک روز قبل قرار بود تعدادی مسافر به شهرستان ببرد که ناگهان ناپدید شد. وقتی خبری از او نشد، به پایانه مسافربری رفتیم، اما مسئولان پایانه گفتند که شوهرم به پایانه مراجعه نکردهاست. الان نگرانش هستیم و احتمال میدهیم برای او اتفاق بدی رخ داده باشد.»
فروش اتوبوس
با شکایت زن جوان، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات خود را برای پیدا کردن ردی از مرد گمشده و اتوبوسش آغاز کردند.
مأموران پلیس در تحقیقات میدانی متوجه شدند یک روز بعد از حادثه اتوبوس مرد گمشده در نمایشگاه خودرو فروخته شدهاست. مأموران پلیس در بررسیهای بعدی به رد پای مرد جوانی به نام ستار رسیدند که برای آخرینبار با مرد گمشده دیده شدهبود. از سوی دیگر مأموران دریافتند ستار همان مردی است که با مرد جوان دیگری اتوبوس حمید را همراه مدارکش به نمایشگاه خودرو برده و به مرد خریداری فروختهاست.
بازداشت
بدین ترتیب مأموران پلیس برای پیدا کردن ردی از مرد گمشده ستار را تحت تعقیب قرار دادند و مدتی بعد هم وی را دستگیر و به اداره پلیس منتقل کردند. متهم در بازجوییها با اظهار پشیمانی به قتل راننده اتوبوس با همدستی مرد خلافکاری به نام فرشاد اعتراف کرد.
وی در توضیح ماجرا گفت: «من و حمید با هم دوست صمیمی بودیم، اما دو سالی بود یکدیگر را ندیده بودیم تا اینکه مدتی قبل از حادثه، او را با اتوبوسش در یکی از خیابانها دیدم. حمید اتوبوس خریدهبود و سرویس مدارس و ادارات را انجام میداد و وضع مالیاش هم خوب بود. از طرفی من مدتی بود بیکار شدهبودم و وضع مالی خوبی نداشتم و از عهده هزینه دو فرزند و همسرم بر نمیآمدم. من مشکلاتم را برای حمید گفتم و او قول داد به من کمک کند تا اینکه یک روز به من پیشنهاد داد مقداری تریاک برای او بخرم. گفت به خاطر رانندگی استخوان درد گرفته و پاهایش به شدت درد میکند و میخواهد مواد را مصرف کند تا درد پایش خوب شود. او گفت هر سرویسی که مسافر به شهرستان میبرد ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان گیرش میآید و قرار شد وقتی از شهرستان بازگشت به سراغش بروم و از او پول بگیرم و برایش تریاک بخرم.»
سرقت مرگبار
ستار ادامه داد: «من دوست دیگری به نام فر شاد داشتم که خلافکار و معتاد بود و به همینخاطر به او گفتم که یکی از دوستانم به نام حمید از من خواسته برای او مواد مخدر بخرم. او خبر داشت من با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکنم و از طرفی هم میدانست درآمد راننده اتوبوس خوب است. وقتی از او خواستم برای دوستم حمید مواد بخرد، مرا وسوسه کرد تا اموال حمید را سرقت کنیم. ابتدا قبول نکردم، اما او مرا راضی کرد و روز حادثه دو نفری به سراغ حمید رفتیم و سوار اتوبوس او شدیم. ما در فرصتی مناسب دست و پای او را با طناب و دهانش را با پارچهای بستیم تا اموالش و رادیو ضبط اتوبوسش را سرقت کنیم که ساعتی بعد متوجه شدیم او خفه شدهاست. هر دوی ما پشیمان شدیم، اما فایدهای نداشت و بعد هم جسد او را به بیابانهای اطراف شهر بردیم و داخل گودالی رها کردیم و اتوبوسش را هم به نمایشگاه خودرو بردیم و فروختیم. پس از تقسیم اموال فرشاد از من جدا شد و دیگر از او خبری ندارم.»
حکم قصاص
پس از اعتراف ستار، مأموران همدست وی را تحت تعقیب قرار دادند، اما هیچ ردی از او پیدا نکردند و به همین سبب پرونده ستار کامل و برای محاکمه به دادگاه کیفری فرستاده شد. اولیایدم در جلسه محاکمه برای ستار درخواست قصاص کردند و قاضی دادگاه هم وی را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کرد. در حالی که پرونده حادثه برای دستگیری متهم فراری همچنان باز بود، رأی قصاص ستار در یکی از شعبههای دیوان عالی کشور تأیید و برای سیر مراحل اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد. متهم در انتظار اجرای حکم بود که مأموران پلیس موفق شدند در سال ۸۷ فرشاد را در مخفیگاهش در یکی از شهرهای اطراف تهران شناسایی و بازداشت کنند. فرشاد در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و در دادگاه هم به قصاص محکوم شد.
حکم قصاص فرشاد پس از مدتی از سوی اولیایدم اجرا شد، اما ستار دوست مقتول همچنان در زندان بلاتکلیف ماندهبود.
صلح و سازش
در حالی که ۲۴ سال از حادثه قتل راننده اتوبوس گذشته بود و آخرین متهم همچنان در زندان رجایی شهر بلاتکلیف مانده بود، تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران به سرپرستی قاضی محمد شهریاری، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای جنایی جلسات صلح و سازشی با حضور اولیایدم برای تعیینتکلیف وضعیت متهم برگزار کردند. جلسات تیم و صلح و سازش در نهایت چند روز قبل نتیجه داد و اولیایدم در جلسه اعلام کردند چنانچه متهم دیه پرداخت کند، او را میبخشند. یکی از اولیایدم گفت: «متهم در زندان رفتار خوبی داشتهاست و از همان روز اول هم اظهار پشیمانی کردهبود. از طرفی او متأهل و دارای دو فرزند است و به همین دلیل تصمیم گرفتیم او را به شرط پرداخت دیه ببخشیم تا به آغوش خانوادهاش باز گردد و زندگی سالمی را آغاز کند. ما قصد داریم با پول دیه کار خیری انجام دهیم.» بدین ترتیب تیم صلح و سازش در تلاش است با کمک خیرین، دیه مقتول را فراهم و قاتل را پس از ۲۴ سال از زندان آزاد کند.