سیما فردوسی، دکترای روانشناسی و چهره نامآشنای خانوادهها در حوزه مشاوره و روانشناسی تربیتی در گفتگو با «جوان» میگوید: در بحث ازدواج، یکسری از ملاکها همواره ثابت است و نباید از آن چشمپوشی کرد، از قبیل همکفو بودن در زمینههای مختلف، اما دختران و پسران در سنین بالاتر به دلایل مختلف باید از برخی جزئیات چشمپوشی کنند، زیرا موجب تأخیر بیشتر در ازدواج میشود. گفتوگوی «جوان» با این روانشناس را میخوانید. سن دقیق و درست برای ازدواج چه زمانی است و حداکثر زمان برای انتخاب در این زمینه چه بازه سنی است؟
از آنجا که برای ازدواج نیازمند بلوغ همهجانبه اعم از فکری، جسمی، روانی و اجتماعی در افراد هستیم، طبق بررسیها انتظار بر این است که دختران از ۲۱ سال به بعد و پسران از ۲۳ سال به بعد به این بلوغ برسند، هر چند استثنا وجود دارد و ممکن است برخی زودتر و برخی دیرتر به بلوغ مورد نظر دست پیدا کنند. در واقع آنچه مدنظر است ۲۱ سال به بالاست، چراکه مسائلی مثل فرزندآوری مطرح است که پایینتر از این سن مضرات خود را به همراه دارد. ازدواج در هر سنی امکانپذیر است، اما به دلیل اینکه ازدواج، فرزندآوری را به دنبال خود را دارد، بهترین سن بارداری تا ۳۵ سالگی است و بعد از آن باید زیر نظر پزشک باشند، لذا برای خانمها تا ۳۵ سالگی را سن بهتری در نظر میگیرند.
ملاکهایی که افراد باید در ازدواج در نظر بگیرند، آیا در سنین مختلف متفاوت است؟
تفاوت زیادی ندارد، اما در سنین بالاتر مسائلی پیش میآید که جای سؤال است، از جمله اینکه چرا فرد در این سن ازدواج میکند؟ آیا ازدواج قبلی داشته و از همسر خود جدا شده یا هیچ موردی نبوده و در این سن موقعیت ازدواج پیدا کرده است؟ اگر شامل این شود که فرد سابقه ازدواج داشته است، باید ملاکهای دیگری را افزون بر معیارهای معمول در نظر بگیرد، اما اگر بگوییم مشکلی ندارد و تنها یک تصمیم بوده است، وضعیت فرق دارد. زمانی که سن بالا میرود، افراد سختگیرتر میشوند و به راحتی نمیتوانند از خیلی چیزها بگذرند و در نتیجه ریزتر میشوند و به جزئیات توجه میکنند، لذا باید روی این موضوعات کار شود و سختگیریها را تعدیل و به موارد اساسیتر بیشتر فکر کرد. همکفو بودن، همشأن و همتراز بودن در تمام زمینههای مختلف فکری، عقیدتی، ایدئولوژیکی، تحصیلات، مسائل خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی باید تاحدی وجود داشته باشد و اگر این تفاوت در هر یک زمینهها زیاد باشد، مسلماً احتمال بروز مشکل بیشتر است. به غیر از این مسئله، شخصیت افراد باید متناسب با یکدیگر باشد. برخی مواقع هر دو نفر کاملاً شبیه یکدیگر هستند، ولی شباهتها جالب نیست. فرض کنید دو نفر هر دو درونگرا باشند. بین دو فرد درونگرا همواره سکوتی حکمفرما خواهد بود یا فرض کنید هر دو برونگرای مطلق باشند که جو را سنگین خواهد کرد، لذا باید همسنخ بودن دو شخصیت را مدنظر قرار داد تا بتوانند با یکدیگر سازش کنند. همچنین به لحاظ شخصیتی افراد باید سالم باشند و ملاکهای سلامت شخصیت را مدنظر قرار دهند. از همه مهمتر این است که افراد اختلال شخصیت نداشته باشند و این موارد باید توسط مشاور مورد بررسی قرار گیرد، چراکه خیلی از مشکلات زوجین ناشی از شخصیتهای ناسالمی است که کنار هم قرار میگیرند. موضوع دیگر چگونگی طرز تفکر افراد نسبت به پدیدههاست. به طور مثال دو شخص اوقات فراغت خود را چگونه میگذرانند؟ آیا در کتاب خواندن یا سفر رفتن تمایلات مشابه و یکسان دارند یا خیر! ارتباط با خانواده همسر، آمد و رفت و وفق دادن مهم است و قرار دادن و قرار گرفتن در شاکله خانواده همسر بسیار اهمیت دارد، به خصوص وقتی که دو شخص از دو فرهنگ متفاوت باشند، گویش، آداب و سنن متفاوتی دارند که لازم است نسبت به فرهنگ یکدیگر شناخت پیدا کنند. تحصیلات بهتر است تقریباً در یک رده قرار داشته باشد و تفاوت معنادار آسیبزننده و مشکلسازی وجود نداشته باشد. موارد مطرحشده اساسی است و البته موارد ریزتری وجود دارد که در سنین بالا نباید روی آن تمرکز کرد.
آیا ملاکها میتواند بازبینی شود و تغییر پیدا کند؟
خیلی تغییر نمیکند. به طور مثال بحث شباهت در مسائل اعتقادی تغییر نمیکند، اما باید پایبندی به ملاکها وجود داشته باشد و انتخابها بر اساس حال افراد صورت گیرد. اگر در نیمه راه کسی تغییر کرد مشکلساز میشود، لذا ثبات شخصیت و ثبات فکر و عقیده و ایدئولوژی مهم است که طرفین باید قبل از ازدواج به این ثبات رسیده باشند.
توجه به جزئیات که بین صحبتهای خود اشاره کردید، خوب است یا بد؟ یا کجا باید کم و زیاد شود؟
وقتی طرفین در سنین بالا ازدواج میکنند، احتمالات ازدواج و گزینههای انتخابی کمتر میشود، در نتیجه لازم است از مسائل ریز صرفنظر شود چراکه در غیر این صورت سن افراد بالاتر میرود و در نهایت با سختگیری بیشتر، انتخاب و پیدا کردن مورد همسنخ نیز کمتر میشود.
بازه زمانی برای شناخت چقدر است. در واقع دختر و پسر در چه زمانی به شناخت دست پیدا میکنند؟
باید شناخت به قدری قوی و عمیق باشد که جای نگرانی به حداقل ممکن برسد. گاهی آدمها زودتر به شناخت میرسند و گاهی دیرتر. عواملی مثل هوشمندی و ارتباط بیشتر و استفاده از مشاور در این موضوعات دخیل است. رفتوآمد و شناخت بیشتر به انتخاب بهتر کمک میکند. به هر حال در بازه زمانی حداقل شش ماه میزان شناخت باید واکاوی شود که در صورت نیاز رابطه ادامه پیدا کند یا خیر! در حالت کلی بین شش ماه تا یک سال رفتوآمد برای شناخت کافی نیاز است.
توصیه و پیام شما به کسانی که در سنین بالا قصد ازدواج دارند چیست؟
اگر افراد در سن بالا هستند، انتظار است احساسی برخورد نکنند، اسیر احساس نشوند، منطقی پیش بروند و همچنین به جزئیات ریز و مسائل دست و پا گیر توجه نکنند، البته مسائل اولیه را باید مدنظر قرار بدهند، اما نکاتی ریز و در حاشیه است که میتوانند از آن صرفنظر کنند تا انتخاب و تصمیمگیری تسهیل شود؛ و صحبت آخر؟
افراد فکر نکنند هدف اصلی صرفاً ازدواج بوده و بعد از آن فکر کنند همه چیز تمام شده است. بعد از ازدواج هم باید برای استحکام و دوام خانواده تلاش کرد تا ازدواج به ثمر برسد و خوشبختی با خود به دنبال داشته باشد. با ازدواج همه مسائل حل نمیشود و دو نفر که زندگی مشترک را آغاز میکنند، باید به این فکر کنند که برای دوام و بقای ازدواج چه کاری انجام دهند. به وظایف و مسئولیتهای خود آگاه باشند و بر اساس آن پیش بروند تا پایبندی به آن حفظ شود.