رهبر معظم انقلاب اسلامی روز یکشنبه در بازدید از نمایشگاه توانمندیهای صنعت هستهای کشور، نکات مهمی در مورد ابعاد این صنعت و پیشرفتهای ملت ایران بعد از انقلاب اسلامی بیان کردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی روز یکشنبه در بازدید از نمایشگاه توانمندیهای صنعت هستهای کشور، نکات مهمی در مورد ابعاد این صنعت و پیشرفتهای ملت ایران بعد از انقلاب اسلامی بیان کردند. یکی از محورهای سخنان معظمله اشاره به تلاش دشمن برای مواجهه با ملتهای مستقل بود. رهبری در سخنان خود به دو روش اشاره کردند که دشمن با این ابزارها بر ملتها سیطره پیدا میکند. روش اول، تسلط مستقیم بر ملتها و استعمار آنهاست و روش دوم که خطرناکتر است، القای روحیه بیعرضگی و «ما نمیتوانیم» در ملتهاست. در گفتگو با «مسعود رضایی» پژوهشگر تاریخ معاصر و فعال سیاسی به ریشههای شکلگیری تفکر «ما نمیتوانیم» در اذهان برخی سیاستمداران در طول تاریخ معاصر و شکستن این تصور توسط انقلاب اسلامی پرداختیم.
تفکر ما نمیتوانیم و منفعل بودن در مقابل استکبار، ریشه در چه نوع نگاهی در بین بخشی از سیاستمداران ایرانی در طول تاریخ معاصر دارد؟
برای ریشهیابی این مسئله باید به نوع رفتار و عملکرد کشورهایی نگاه کنیم که تحت عناوینی، چون استکبار، استعمارگر و امپرالیست شناخته میشوند، یعنی اگر ما در بررسی سابقه این کشورها به حدود سه یا چهار قرن پیش برگردیم، میبینیم که این کشورها و مخصوصاً کشورهای اروپایی مثل هلند، پرتغال، انگلیس و فرانسه وارد جوامع دیگر مثل آفریقا یا قاره امریکا شدند. بررسی عملکرد و نوشتههای این کشورها نشان میدهد در مواجهه با بومیان این مناطق، خود را انسان برتر میدانستند و کاملاً نگاه نژادپرستانه در رفتار اینها موج میزد. اینگونه تصور میکردند که ما انسانهای برتر و بهتری هستیم که بقیه باید به ما خدمت کنند و همین نگاه به مستمسکی برای به بردگیکشیدن مردم این مناطق تبدیل شده بود. در ماجرای چند قرن استثمارگری و رفتارهای وحشیانه با ملتهای دیگر و مخصوصاً ملتهای مظلوم، ابزار این کشورها دو عامل سختافزاری و نرمافزاری بود. بُعد سختافزاری توانمندیهای صنعتی و نظامی بود که به دست آورده بودند و ابزارهایی مثل قایقهای توپدار و ابزارآلات مدرن باعث میشد بتوانند مستقیم در جوامع حضور پیدا کنند. بُعد دوم این بود که در جوامع تحت سلطه خود هم تلاش میکردند این تفکر را که ما انسانهای برتر و برگزیده هستیم و شما در مرتبه پایینتری از فهم و شعور نسبت به ما قرار دارید، القا کنند، یعنی به لحاظ فکری هم تلاش میکردند بر ملتهای مستقل مسلط شوند. این امر رویهای است که تا به امروز به شیوههای مختلف ادامه پیدا کرده است.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ امریکاییها که عملاً در ایران حاکم شدند، میبینیم با همین روشها در ایران تلاش کردند، مسلط شوند و تا حد زیادی هم موفق شدند. امریکاییها در ایران با نشان دادن قدرت نظامی و حضور مستقیم در ایران تلاش میکردند از لحاظ فکری هم مخصوصاً در بین طبقه حاکم و طبقه مرفه هم سلطه پیدا کنند. رژیم شاه از خود شاه گرفته تا درباریان و دیگران به شدت رفتارهای غربگرایانه از خود نشان میدادند و این رفتارها را ناشی از یک فرهنگ برتر غرب به حساب میآوردند و تصورشان از خود و کشور این بود که ما هر چقدر غربیتر شویم، بهتر است، یعنی باید جذب فرهنگ، اخلاق و سبک زندگی غربیها شویم، آن هم از مبتذلترین نوع آن فرهنگ چراکه انسانهای غربی فرهیختهتر و بالاتر هستند. رژیم وابسته پهلوی کاملاً به استعدادها و توانمندیهای جامع ایران بیتوجه بود، یعنی همه امکاناتی را که کشور به آن نیاز داشت از خارج میآوردند، در حالی که ما یک ملت بودیم، جوانان تحصیلکرده داشتیم، مهندس داشتیم و در حوزههای مختلف افراد متخصص داشتیم، اما اصولاً باوری به ایرانیها نبود. این رویکرد نماد کامل خودباختگی و «ما نمیتوانیم» بود.
بعد از انقلاب اسلامی تصور «مانمیتوانیم» کاملاً شکسته شد. پیشرفتهای هستهای هم نمودی از همین شکستن باور خودضعیفپنداری است. اگر بخواهیم به نمودهایی از شکستن سد «ما نمیتوانیم» در جمهوری اسلامی اشاره کنیم، به چه مقاطعی و مواردی میتوان پرداخت؟
یکی از برکات انقلاب اسلامی، بها دادن به استعدادهای مردم و مخصوصاً جوانان بود. این استعدادها بعد از انقلاب به فعلیت رسید. ما همان چند ماه اول انقلاب اسلامی با حمله نظامی مواجه شدیم. در این بین گذشته از نیروهای مردمی، سپاهی و متولد شده بعد از انقلاب که کارها و توانمندیهای آنها را مشاهده کردیم، همان نیروهای باقی مانده از زمان رژیم گذشته- یعنی همان ارتش در رژیم پهلوی که تحت یک فرهنگ غربی وابسته امکان ظهور و بروز استعدادهای نظامیان ایرانی را نداشت و اصلاً به آنها اجازه داده نمیشد- در دفاع مقدس و پس از آن به خودباوری رسیدند. در حال حاضر نیروهای مسلح ما تمامی نیازهای خود را از صفر تا صد تولید میکنند. من تأکید دارم که این پیشرفتها فقط در حوزه نظامی هم نیست. در حوزه پزشکی وضعیت کشور را قبل و بعد از انقلاب مقایسه کنید. در دوره قبل از انقلاب عدمخودباوری را در حوزه پزشکی کاملاً مشاهده میکنید. افتخار مقامات و طبقات این بود که برای هر امر درمانی به خارج از کشور میرفتند. اسدالله علم در خاطرات خودنوشته که برای پر کردن دندان هم به خارج از کشور میرفتند. امروز، اما شما میبینید که در کشور ما با توجه با آن فضای خودباوری که به وجود آمده، در عرصه پزشکی چه پیشرفتهای عجیبی ایجاد شده است. امروز ایران صدها میلیون دلار در سال درآمد از گردشگری سلامت دارد. تولیدات تجهیزات پزشکی و رادیوداروهای بسیار پیچیده هم در کشور انجام میشود. برخی از این داروها فقط در چند کشور محدود تولید میشود.
با این حال بعضاً شاهد نگاههایی در کشور هستیم که معتقد است بدون بستن با کدخدا امکان پیشرفت و حل مشکلات وجود ندارد. اخیراً هم مباحثی در مورد فاصله بین آرزوها و امکانات مطرح شده است. تحلیل شما در این زمینه چیست و این نگاه چه نسبتی با نگاه «مامیتوانیم» دارد؟
ما همواره تعامل سازنده و روابط متقابل احترامآمیز را که حافظ منافع طرفین باشد، پذیرفتهایم و نظام جمهوری اسلامی هم همواره همین نگاه را دنبال کرده است. ایران با تمام کشورهای دیگر بر اساس احترام متقابل و منافع دوجانبه مایل به ارتباط و همکاری است. هیچگاه ایران خواهان قطع ارتباط و کاهش تعاملات بینالمللی خود نبوده است. جایی که ما احساس کنیم طرف مقابل به دنبال ایجاد سلطه و تضییع منافع ملی ماست، آنجا طبیعی است که ملت ایران و مسئولان نظام در دفاع از منافع ملی حتماً ملاحظات خود را اعمال خواهند کرد. برخی کشورها بر اساس سابقهای که از دوران رژیم گذشته دارند به دنبال تحت فشار گذاشتن و محروم کردن ما از منافع خودمان هستند. آن دیدگاهی که ارتباط با امریکا و ارتباط با غرب را یک امر غیرقابل چشمپوشی میداند و قائل است به اینکه ما به هر تقدیر و به هر قیمت باید این ارتباط را داشته باشیم، دیدگاه سالم، صحیح و مدافع منافع ما نیست و مبتنی بر واقعیتهای جاری جامعه نمیباشد. ما با فشارها و تحریمهایی از سوی کشورهای سلطهگر و استکباری مواجه شدهایم و مشکلاتی هم برایمان به وجود آمده است، اما دستاوردهای بسیار زیادی هم به دست آوردهایم. مهمترین این دستاوردها از لحاظ ذهنی به خودباوریرسیدن ملت ایران است. در حال حاضر به قدری این باور در جامعه مستحکم است که خودتحقیری و مرعوب شدن در جامعه ما دوباره امکان رشد نخواهد داشت، البته دستگاههای تبلیغاتی دشمنان تلاش میکنند این رویه خودباوری را از بین ببرند، ولی پیشرفتهای نظام در حوزههای مختلف مانع این امر شده است.