رهبر معظم انقلاب امسال در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام به بخش کمتر پرداختهشده شخصیت و گفتمان حضرت امام اشاره کردند و «ایمان» و «امید» را دو مؤلفه اساسی در گفتمان رهبری امام خمینی دانستند که باعث سه تحول اساسی در داخل کشور، منطقه و فضای بینالمللی شد رهبر معظم انقلاب امسال در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام به بخش کمتر پرداختهشده شخصیت و گفتمان حضرت امام اشاره کردند و «ایمان» و «امید» را دو مؤلفه اساسی در گفتمان رهبری امام خمینی دانستند که باعث سه تحول اساسی در داخل کشور، منطقه و فضای بینالمللی شد. این تحول در داخل کشور پیروزی انقلاب اسلامی بود و در حالی به پیروزی رسید که خیلی از شخصیتهای سیاسی آن روزگار، براندازی شاه را ممکن نمیدانستند. در فضای منطقه هم شکلگیری جنبش بیداری اسلامی و رونق معنویت، دینگرایی و دینخواهی در فضای بینالمللی تحولاتی بود که امام در سایه ایمان و امید خود ایجاد کرد، از این رو تبیین و تحلیل عنصر ایمان و امید در گفتمان امام خمینی (ره) برای ایران امروز هم راهگشا و گرهگشاست. در گفتگو با «عباس سلیمینمین» تحلیلگر سیاسی و مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، به نقش این دو عنصر در پیروزی انقلاب اسلامی و عبور از چالشها و دشمنیها در ایران امروز پرداختیم.
رهبر معظم انقلاب ایمان و امید را دو عنصر اساسی در گفتمان و شخصیت حضرت امام بیان کردند. این دو مؤلفه چه تأثیری در پیروزی انقلاب اسلامی و مخالفت مردم ایران با حکومت شاه داشت؟
ناامیدی یا سرکوب امید پیشنیاز و امر لازم برای پذیرش سلطه توسط ملتهاست، یعنی هر ملتی که امید در آن سرکوب و منکوب شد، طبیعتاً آن ملت آمادگی اینکه زیر بار زورگوییها و زیادهخواهیهای قدرتهای سلطهگر برود، پیدا خواهد کرد. اینکه ملتها امید داشته باشند خود بتوانند بر مشکلات چیره شوند و امید داشته باشند بتوانند خودشان را اداره کنند، این ذهنیت پیشنیاز یک حرکت تحولزا در یک جامعه است، یعنی تحولی در یک جامعهای صوت نمیگیرد، الا اینکه آن جامعه امیدوار باشد با اتکا به توان خود بتواند مسائل و مشکلات را حل کند و زیر بار مدیریت خارجی نباشد، بنابراین همواره شما در تاریخ مشاهده میکنید که قدرتهای سلطهگر در مقام نفی امید برمیآیند و سعی میکنند ملتی را از خود ناامید کنند؛ اینکه نمیتوانید، اینکه لیاقت ندارید و اینکه شما نیروهای دستچندم هستید. به عنوان مثال وقتی نفت در ایران کشف شد، نیروهای سلطهگر و نیروهای وابسته به آنها همواره این مطلب را میگفتند که ملت ایران امکان انجام امور ابتدایی را هم ندارد. رزمآرا به عنوان نخستوزیر وقت که وابسته به انگلیسیها هم بود با صدای بلند در مجلس اعلام کرد ما لیاقت ساختن آفتابه را هم نداریم، چگونه میتوانیم صنعت پیچیده نفت را مدیریت کنیم. آن زمان صنعت نفت پیچیدهترین تکنولوژی زمان خود بود، بنابراین نیروهای سلطهگر و نیروهای وابسته به آنها در کشورهای مختلف سعی میکنند امید را در دلها بخشکانند. این درست نقطه مقابل عزت ملتهاست. همان موقع که رزمآرا این مطلب را بیان میکرد، ملت ایران توانست صنعت نفت را به بهترین شکل اداره کند و نیروهای انگلیسی کاملاً خلع ید شدند. در انقلاب اسلامی هم شاهد اراده ملت ایران هستیم. خیلی از سیاسیون آن زمان پیش امام میرفتند و میگفتند که به دلیل حمایت امریکا از شاه و وجود ارتش، امکان از بین بردن رژیم پهلوی وجود ندارد و شما کوتاه بیایید. ایمان و امید امکان رژیم شاه را در هم شکست. اینکه ملت ایران باور داشته باشد که لیاقت اداره جامعه خود را دارد، از برکات انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی این امید را در دلها شکوفا ساخت و عملاً ثابت کرد خود ملتها میتوانند با اتکا به توان خود، امید به فردای بهتر داشته باشند.
در مقابل نگاه امیدآفرین حضرت امام، برخی هم معتقد هستند این نوع امیدآفرینی بیشتر رؤیاپردازی است و فاصله میان امکانات و آرزوها در کشور باعث خسارتهای مختلفی شده است. نظر شما در این زمینه چیست؟
امید داشتن به آینده ولو اینکه رؤیاپردازی باشد
- که البته نیست- بسیار ارزشمند است. در انقلاب اسلامی هم این نبوده و واقعنگری حاکم بوده است. اینکه ملتها در این زمینه رؤیاپردازی کنند، بهتر از این است که احساس حقارت کنند، یعنی اینکه خود را حقیر بپندارند و دیگران را لایقتر از خود بر اداره جامعه بدانند. این خیلی تحقیرآمیز است که من محیط زندگی و فعالیت خودم را برای اداره به دیگران بسپارم و خود را ناتوان بدانم. اگر ملتی دچار این حالت شد که ما متأسفانه در دوران پهلوی دچار این تحقیر شدیم، امکان پیشرفت نخواهد داشت. در دوران پهلوی تمام تلاش دشمن این بود که مدیرانی را تربیت کند که همواره بگویند ملت ایران نمیتواند و لایق نیست و غربیها لایق هستند. همین تحقیر باعث میشود ما سهم ۱۶ درصدی از درآمدهای نفتی را بپذیریم. همین تحقیرها باعث شد ما خود را ناگزیر بدانیم که شرایط ناعادلانه را بپذیریم. ایجاد امید در یک ملت رؤیاپردازی نیست بلکه ایجاد تحول در یک ملت است. اینکه آیا امروز هم رزمآراها هستند بله جواب مثبت است، وجود دارند. شما دیدید که برخی از رسانهها و افراد مراسم سطحی و مسخره تاجگذاری ملکه انگلیس را با چه آب و تابی تعریف میکردند. همینها ملت خودمان را تحقیر میکنند. مقابله با رزمآراهای امروز از وظایف افراد متعهد و دلسوز کشور است.
ایمان و امید در امام از چه مؤلفهها و باورهایی نشئت میگرفت؟
پیوند زندن این دو به هم خیلی مهم است، یعنی ما هم امید داشته باشیم که میتوانیم جامعه و کشور را خودمان اداره کنیم و هم امید ما با قدرت لایزال معنوی پیوند بخورد. طبیعتاً اینجاست که کوششها و تلاشها انگیزه دیگری پیدا میکند. شما به خاطر خدا تلاش میکنید نه به خاطرخودنمایی، طبیعی است که این انگیزه معنوی، امید را به بهترین شکل ممکن عملی میکند. وقتی شما به پشتیبانی پروردگار و لطف پروردگار ایمان داشته باشید، در یک فضای معنوی قرار میگیرید که دیگر هیچ قدرت مادی جلودار شما نخواهد بود. پیوند ایمان و امید که ما در انقلاب اسلامی خیلی از مقاطع شاهد این پیوند هستیم، منشأ تحولات بزرگی در کشور شد.
در حال حاضر شاهد هستیم برخی جریانات داخل کشور و رسانههای خارجی دنبال ایجاد یأس در جامعه و مخصوصاً در بین نسل جدید هستند. چگونه میتوان جامعه را امیدوار نگه داشت و مقابل خط یأسآفرینی ایستاد؟
آنچه مسلم است اینکه دشمن و کسانی که استقلال ملت ایران و شکلگیری تمدن جدید مبتنی بر میراث ارزشمند تاریخی در ایران را برنمیتابند و این امر را سرمنشأ تغییرات اساسی در منطقه و میان ملتهای تحت سلطه میبینند، قطعاً مقابل حرکت نظام اسلامی خواهند ایستاد و یأسآفرینی آنها چیز عجیبی نیست، مهم نحوه مواجهه ماست. نسل جدید ما واقعیتها را میبینند و به اطلاعات مختلف دسترسی دارند، یعنی بعضی ضعفها را هم مشاهده میکنند، بنابراین دلیلی ندارد که ما ضعفها را کتمان کنیم بلکه ما باید وجود ضعفها را بپذیریم و دلیل آنها را برای جامعه تبیین کنیم. بالاخره نمیتوانیم این امر را نادیده بگیریم که برخی از مدیران در مسیر گفتمان انقلاب حرکت نمیکنند، یعنی در مسیر ایمان و امید نیستند بلکه در مسیر زیادهخواهی حرکت میکنند، بله در ظاهر حرفهای خوبی میزنند، اما عمل آنها متفاوت است. وقتی ما این واقعیتها را نادیده بگیریم، جوان ما هم به رسانههای تبلیغاتی دروغگوی خارجی رجوع میکنند که میخواهند امید را سرکوب کنند. جوان ما نباید از دهن دشمن ضعفها را بشنود، بلکه خود ما باید واقعیت را به جوان ارائه کنیم و با تبیین، تحلیل و همدلی بتوانیم او را از دروغگویی دشمن در امان نگه داریم.