به همه اعضای تیمملی خسته نباشید میگوییم. این قهرمانی حاصل دسترنج ملیپوشان، کادرفنی و فدراسیون است. از اینکه این قهرمانی خانواده وزنهبرداری، ورزش و مردم را خوشحال کرد هم از همه عزیزان قدردانی میکنیم، با این حال واقعیت چیز دیگری است و نباید خودمان را با این قهرمانی گول بزنیم. در گذشته اهالی وزنهبرداری و حتی عزیزانی که امروز در فدراسیون حضور دارند، منتقد چنین قهرمانیهایی بودند. تا قبل از این انتقادهای زیادی در خصوص قهرمانی امتیازی تیمملی مطرح میشد و اگر قرار باشد باز هم رویه گذشته ادامه پیدا کند که اوضاع عملاً تغییری نکرده است. در سالهای قبل هم با همین سطح از امتیاز و حتی با تعداد مدال بیشتر قهرمان آسیا شده بودیم، ولی چرا آن زمان منتقد بودید؟ نباید شوآف کرد. معتقدم منتقدان و دلسوزان وزنهبرداری باید نظرات و انتقاداتشان را در کمال احترام بیان کنند. شاید این انتقادها تلنگری باشد برای متولیان وزنهبرداری. هر سال شرایط فنی و کنترل دوپینگ این رشته تغییر کرده و به مراتب سختتر و متفاوتتر شده است. اگر قهرمانی امتیازی ارزشمند است، فدراسیون جهانی یا کنفدراسیون آسیا بعد از اتمام رقابتها مراسم اهدای کاپ و خواندن سرودملی تیم قهرمان را برگزار کند. نه اینکه مراسم اختتامیه در رستوران و هنگام شام برگزار شود. این روش ارزش قهرمانی تیمی در آسیا را نشان میدهد و نباید پشت این قهرمانی پنهان شد. میشد از قهرمانی آسیا بهتر استفاده کرد، اعزام نفرات در برخی اوزان ضرورتی نداشت در عوض امثال رسول معتمدی که برای سهمیه المپیک شانس دارند، میتوانستند در آسیا وزنه بزنند نه اینکه با این هزینهها عازم کوبا شوند. در این شرایط حتی اگر قهرمان هم نمیشدیم جامعه وزنهبرداری میدانست رویکرد فدراسیون تغییر کرده است. کلاً شش هفت نفر را برای کسب سه سهمیه المپیک در اختیار داریم و انتظار میرفت مدیریت بهتری در این خصوص انجام شود. عملکرد تیمملی در آسیا نشان داد نزدیک ۳۰ کیلوگرم تا رسیدن به مدال طلا و نقره فاصله داریم. کاهش این اختلاف در یک سال باقیمانده تا المپیک غیرممکن نیست، اما بسیار سخت است. اصلاً نباید توقع زیادی برای جامعه و مردم ایجاد کرد، ضمن اینکه کسب سهمیه المپیک نیز بسیار دشوار شده است. تا قبل از این چین در اوزان سبک سرآمد بود، اما حالا تا اوزان سنگین نیز پیش رفته و مدعی است. در بازیهای آسیایی و المپیک چین، قزاقستان و ازبکستان مدعی هستند. در اوزانی که ما میخواهیم سهمیه بگیریم، کشورهای عربی، چون قطر و بحرین با خرید تکستارههای دیگر کشورها رقیب جدی برای ایران به شمار میروند. در وزن ۱۰۲ کیلوگرم المپیک وزنهبرداران قطر، بحرین، ازبکستان و قزاقستان مدعی هستند. کشورهای دیگر را نیز باید مدنظر داشت. در این شرایط زدن رکورد خوب و قرار گرفتن در بین بهترینها برای رسیدن به سهمیه آسان نیست. از طرفی میتوان به جوانان فرصت بیشتری داد. با احترام به کیانوش رستمی و سهراب مرادی که افتخارات زیادی را کسب کردهاند، جوانانی مثل رسول معتمدی، علیرضا یوسفی، رضا دهدار، علی داوودی و آیت شریفی نیازمند انگیزه و حمایت بیشتر هستند. هم میتوان احترام باتجربهها را حفظ کرد و هم در کنار آنها به جوانان انگیزه داد تا در کسب سهمیه المپیک به هدفمان برسیم. هم از نظر سختافزاری و هم از نظر فنی و رکوردی عقبماندگیهایی داریم. انتظار داریم دوستان در فدراسیون با توجه به تجربیات و شناختی که در این مدت پیدا کردهاند، مشکلات را حل کنند. تکمیل زیرساختها و کمپ تیمهای ملی هم جدیتر از قبل پیگیری شود. قرار بود تعمیرات کمپ تیمهای ملی فروردینماه به پایان برسد، اما همچنان کار تمام نشده است. پروژهای که قرار بود چندماهه تمام شود، هنوز به سرانجام نرسیده و این هم خود جای نگرانی دارد. تعامل بیشتر با ادارات کل استانها و تشکیل پایگاههای قهرمانی را نباید فراموش کرد تا از این طریق اردوهای تیم ملی راحتتر در سایر شهرها برگزار شود و فقط مختص تهران نباشد. پایگاههای قهرمانی همچنین میتوانند جنبه استعدادیابی هم داشته باشند. اگر قرار است رویکرد به قهرمانی امتیازی تیمملی در آسیا مثل گذشته باشد، فدراسیون اهدای کاپ پس از مسابقات را از طریق کنفدراسیون آسیا و جهان پیگیری کند، در آن صورت کسی نمیتواند این قهرمانی را زیر سؤال ببرد و هر چقدر خوشحالی کنیم کم است، ولی تا آن زمان نمیتوانیم از قهرمانی سرمست باشیم.