کد خبر: 1157689
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۲۱:۰۸
دخترها، مادرها و پدرها جاي خالي را با كلمات مناسب پر كردند!
خوش به حالت
كه دختر داري «خوشا به حالت كه دختر داري»، بدون شك همه ما اين جمله زيبا را از ديگران شنيده‌ايم. ايام فرخنده ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر نزديك است. در كاشانه امروز، كاري شبيه امتحان دستور زبان فارسي انجام داده و از پدران، مادران و دختران سرزمين‌مان خواستيم جاي نقطه‌چين را براي ما پر كنند.
نیره ساری

دختر غمخوار و دلسوز، بركت و رحمت خانه است
از پدران سرزمين‌مان خواستيم در جمله «دختر براي پدر... است»، جاي نقطه‌چين را پركنند و آنها در پاسخ نوشتند:
- چاي بعد از خستگي
- آب خنك وسط گرماي تابستان
- آخيش بعد از كلي حال خوب
- دارو و درمان
- خدا را شكر
- نور وسط قلب
- رحمت
- ته ديگ سيب‌زميني
- بهانه زندگي
- ثمره عشق
- محبت خدا روي زمين
- دوست و دلدار و رفيق
- چراغ خانه
- اجابت دعا بعد از ‌سال‌ها انتظار
- مدادگلي كلاس اول ابتدايي
- شادي و نشاط خونه
- حاضرجواب شيرين
- چلچله و بلبل
- آب بعد از بستني
- بادام هندي وسط آجيل
- رز سرخ گل‌فروشي
- تعطيلي وسط تقويم

- نياز ماهي به آب
- معجزه
- آخ كه چه كيفي دارد
- كنجد روي نان بربري
- ميوه دل
- غمخوار
- موز ظرف ميوه
- دلسوزترين
- اميد فردا
- مايه فخر و آبرو
- برآورده شدن آرزوهاي قديم تا آينده
- اميد برگشتن به خانه
- انگيزه كار و ادامه زندگي
- قوت قلب
- لذت ناز خريدن و ناز كشيدن
- رونق خانه

دختر براي مادر مونس و همدم است
از مادران سرزمينم خواستم در جمله «دختر براي مادر... است»، جاي نقطه‌چين را پركنند و آنها در پاسخ نوشتند:
- همدم و مونس
- هم‌صحبت
- قند همراه چاي
- هم‌زبون و هم‌كلام
- لذت تن كردن دامن چين‌چيني
- اجابت آرزو براي بافتن موهاي بلند
- خواهر، برادر، پدر، مادر و حتي پسر
- خويشاوند در عين بي‌كسي
- درددل‌هاي آخر شب
- همراه و همدم
- شيرين‌زبوني
- اميد زندگي
- لذت شونه كردن موي بلند
- خرگوشي بستن موهايش
- آغوشي از جنس امن
- اميد رفاقت در دوران پيري
- انگيزه براي محبت و ناز كشيدن
- مثل گلبرگ گل
- عين دلسوزي و قناعت
- بركت و رحمت خانه
- آرامش
- مونس
- همراه روزهاي سخت
- دلسوز روزهاي تلخ
- لذت آشتي بعد از قهر
- دامن پوشيدن و كفش تق‌تقي
- درست شبيه لذت نماز اول وقت
- درياي آرامش
- مثل پياز داخل غذا، بودن و داشتنش واجب
- زبان دوم
- قدرت تصميم و مشورت
- اطمينان خاطر از تنها نبودن
- صميمیت مطلق
- رؤياي عروسك‌بازي‌هاي كودكي
- خيالت راحت
- تولد دوباره يك زن يا مادر
- نقاشي خداست

پدر براي دختر عشق اول باقي مي‌ماند
از دختران سرزمينم خواستم در جمله «پدر براي دختر... است» جاي نقطه‌چين را پركنند و آنها در پاسخ نوشتند:
- عشق اول، يعني حتي اگر بعد از پدر بازهم عاشق شوم اما هر چه باشد از عشق پدرم عقب‌تر است.
- تكيه‌گاه
- محيط امن براي بازيگوشي
- كوه
- حمايتگر بي‌بديلي كه نمونه روي زمين ندارد
- توجه و محبت بدون منت، امن‌ترين جنس مخالف روي زمين
- تركيب عاشقانه و عاقلانه، چشم مهربان و دستان زحمتكش
- پناه
- پرواز سمت رؤيا
- يعني هرجا كم آوردم سر برگردونم كنارم باشد
- هر جا، هر جور، هر مدل، پشت و پناهم باشه
- شبيه يه ماشين حسابيه كه هيچ وقت خراب نميشه، نه به معني مادي بلكه يعني هميشه ميشه روش حساب كرد.
- اولين پناه
- سرريز شدن از محبت
- تعيين‌كننده‌ترين و اساسي‌ترين عنصر در سرنوشت
- سلطان عشق
- اولين مردي كه به او ابراز علاقه واقعي مي‌كنم
- دستي ايمن و مردانه
- بوسيدن پيشاني از مهر
- دستي كه جز عشق معناي ديگري ندارد
- يعني «قبل از تاريكي هوا برگرد» مي‌گويد و من دوستت دارم مي‌شنوم
- حمايت هميشگي
- يعني جسارت ريسك كردن به قدرت بودنش
- درددل‌هاي شبانه، روي صندلي پارك


بابا بيا بشين كنارم و دستامو بگير و باهام حرف بزن
از برخي ديگر هم اين سؤال را پرسيديم كه دوست داشتي بابا چه مدلي باشه و برات چي‌ كار كنه؟!
حسنا (6‌ساله): بيشتر باهام بازي كنه
كيميا (12‌ساله): كاش كمتر خسته و بي‌حوصله باشه
نهال (4‌ساله): همينطوري دوستش دارم
رويا (14‌ساله): دوست داشتم بيشتر براي خونه وقت بذاره
نفيسه(21ساله): همه به پدرم ميگن خوش به حالت كه دختر داري. از اين حرف احساس غرور مي‌كنم.
فاطمه ( 22ساله): دوست دارم پدرم بشينه روبه‌‌روم. دستامو بگيره. ازم بپرسه ته دلت چه خبره بابا جون؟ كي غصه دارش كرده؟ بگو خودم لهش كنم. تا منو داري غم نداشته باش. به هيچي فكر نكن. باهم درستش مي‌كنيم. اصلاً تو خراب كن، من درستش مي‌كنم. من هستم كه درستش كنم.
فيروزه (16‌ساله): كمتر بشينه پاي اخبار شبكه6.
مستانه (12‌ساله): دلم نوازش و مهر محبت بيشتري از پدرم مي‌خواهد. دلم مي‌خواهد خودش بخواهد تا سرم را روي پايش بگذارم.
مليكا (18‌ساله): آرزو دارم با بابام برم كافه و گشت و گذار پدر و دختري، مثل خيلي پدر و
دخترهاي ديگه.
مبينا (11‌ساله): ماشين شاسي بلند بخره
زهرا (20‌ساله): كمتر بهم بگه زود بيا
رها (9‌ساله): كمتر با مامان دعوا كنه
نيلوفر ( 16‌ساله): باهام حرف بزنه و حرفامو بشنوه
مهرسا (8‌ساله): سبا زودتر بياد خونه
مريم (12‌ساله): تو درسا بهم كمك كنه و همه‌ش نگه از مامانت و داداشت بپرس
هلما (7‌ساله): باهام نقاشي بكشه
دنيا(6‌ساله): موهامو شونه كنه و گل سر بزنه
زهرا (18‌ساله): مي‌رفتيم كوه، بيرون و دور‌دور مي‌كرديم.
سارا (18‌ساله): دوست داشتم بابام اول رفيقم باشه بعد بابام

 

مينا محمددوست، كارشناس ارشد مشاوره:

رابطه عاطفي ميان دختر و پدر
او را از محبت‌هاي كاذب بيرون خانه محافظت مي‌كند

مينا محمددوست، كارشناس ارشد مشاوره مي‌گويد: ما بايد كاري كنيم تا دختران سرزمين‌مان هويت خود را از دست ندهند و به سمت خردورزي سوق پيدا كنند. او معتقد است بايد به دختران خود مستقل و قوي بودن را آموزش دهيم.

تفاوت‌هاي روحي دختر و پسر از كودكي تا ابتداي جواني در چيست؟
وقتي با مادران باردار صحبت مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه حتي جنين دختر و پسر در دوران بارداري با يكديگر تفاوت‌هاي بسيار دارند. در جنب و جوش آنها اختلاف وجود دارد. حالا اين تفاوت در تمام ابعاد روحي ميان هر دو تا در بزرگسالي وجود دارد. هر كدام‌شان با توجه به جامعه و فرهنگ و ژن‌هاي متفاوت روحيات مختلفي دارند. بخشي از اين موضوع ژنتيك است. در واقع اين مصداق به گواه تاريخ است، هر چند بايد گفت الزاماً اينگونه نيست كه دختر لطيف‌تر باشد. خانم‌ها به دليل ساختار فيزيولوژي بايد كار سبك‌تری انجام دهند كه بر همين اساس اين لطافت بر اصل موضوع اثرگذار است.
تفاوت‌هاي تربيتي دختران و پسران كه والدين بايد در نظر بگيرند به ويژه در مورد دختر چيست؟
تربيت با توجه به ويژگي‌هاي ذاتي دختر و پسر حلقه گمشده اين روزهاست و نقش مهمي در شكل‌گيري شخصيت هر كدام از فرزندان خواهد داشت. يك دختر ضمن حفظ لطافت و معصوميت خود بايد بتواند قوي و تأثيرگذار باشد و اين وظيفه تربيتي والدين را دوچندان مي‌كند. ما بايد دختران را طوري تربيت كنيم كه تأثيرگذار باشند نه تأثيرپذير و ياد بگيرند به عنوان يك فرد در جامعه متناسب با توانمندي‌ها و ظرفيت‌هاي خود پا به پاي مردها تلاش و در سازندگي كشور كمك كنند. ما بايد كاري كنيم دختران سرزمين‌مان هويت خود را از دست ندهند و به سمت خردورزي و ارزش‌هاي ديني و ملي سوق پيدا كنند. اگر به ارزش‌هاي ديني و معنوي‌مان برگرديم، شاهد خواهيم بود كه زنان و دختران ما جايگاه زيبا و والايي دارند. تمام زن‌هايي كه در دين اسلام الگوي ما هستند، تأثيرگذار بودند. از سوي ديگر ما بايد دختران‌مان را طوري پرورش و رشد دهيم كه مادران نمونه‌اي براي فردا باشند، قدرتمند باشند، اثرگذاري داشته باشند و همه چيز را در ظاهر خلاصه نكنند. در اين دهه‌ها رشد چنين شخصيتي كمرنگ بوده است. يك دختر بايد به اين باور برسد كه توان و ارزش او به ظاهر خلاصه نخواهد شد و از اين راه درصدد موفقيت نباشد. دختران ما بايد ياد بگيرند الگويي براي مصرف نباشند. ما در قرني زندگي مي‌كنيم كه دختران ما مي‌توانند كارمند نمونه، مدير موفق، دكتر و مهندس اثرگذار باشند و حتي در ابعاد ديگري همچون ورزش و هنر زنان موفقي باشند. دختران سرزمين‌مان بايد به گونه‌اي در خانواده و اجتماع رشد كنند كه ريشه علم و آگاهي در درون آنها قوي شود و درصدد پرورش استعدادهاي دروني
خود باشند.
چرا مي‌گويند دختران گرايش به پدر دارند و به اصطلاح «بابايي» هستند؟
ما انسان‌ها محبت را دوست داريم و از اول در روان ما گرايش به جنس مخالف وجود دارد. اينكه پسرها رابطه خوبي با مادر دارند و دختران رابطه خوبي با پدران هم اين موضوع را نشان مي‌دهد. زماني كه يك پدر به شكل اصولي و درست محبت پدرانه خود را دريغ نكند و رابطه نزديكي با دخترش برقرار كند، در واقع در حال سيراب كردن او از چشمه محبت بي‌انتهاست چراكه فرد تشنه به هر حال به آب نياز دارد و در نهايت سراغ آن خواهد رفت. ما همواره به لحاظ رواني به سمتي گرايش داريم كه خلأ خواهيم داشت. يك دختر اگر رابطه عاطفي سالم وخوبي با پدرش داشته باشد، در واقع شخصيتي قوي و بي‌نياز از محبت غير در او شكل خواهد گرفت، او را از محبت‌هاي كاذب بيرون خانه محافظت خواهد كرد و البته در زمان و موقعيت مناسب به نيازهاي خود به صورت معقول پاسخ خواهد داد.
استفاده از الفاظ محبت‌آميز و توجه به دختران چه اثرات مثبتي در بزرگسالي آنان خواهد داشت؟
استفاده از الفاظ محبت‌آميز بسيار اثرگذار است. در واقع زبان يكي از مهم‌ترين راه‌هاي برقراري ارتباط ما با بقيه بوده و نوازش كلامي كه عاري از تملق باشد، به موفقيت در اين مسير كمك مي‌كند. نوازش كلامي و محبت بجا و درست استعدادهاي مختلف دختران ما را شكوفا مي‌كند و باعث مي‌شود با اعتماد‌به‌نفس از هر تعريفي خارج از چارچوب خانه بي‌نياز شوند. همچنين زبان به ما براي انتقال تجارب خوب و بد كمك خواهد كرد. وقتي مفاهيم درست و بجا و بموقع منتقل می‌شود كه خودمان آنها را از گذشته تجربه كرده باشيم، در نتيجه انتقال اين آگاهي كمك خواهد كرد فرزند ما به هر سمت‌وسويي كشيده نشود.

 

ایمان و اصالتي که چنین پدرانی به دختران‌شان هدیه دادند

ياد گرفتند بنويسند «بابا آمد»، اما يك روز نوشتند «بابا نيامد»... بابا هرگز نيامد و شهيد شد. دوست داشتند به آغوش كشيده شدن پدر را تجربه كنند اما حالا دستان آنها فقط مي‌تواند قاب عكس و مزاري با يك نوشته و عكس را در آغوش بكشد. چه كسي مي‌داند در تمام اين سال‌هايي كه پدرشان را نديدند، چند بار و چقدر و چطور دلتنگ شدند؟! دختراني كه به روش‌هاي مختلف دلتنگي خود را نشان دادند و با پدران شهيد خود درددل كردند.

دختر شهيد سپهبد صياد شيرازي: در عالم بچگي دلم مي‌خواست بابا كنارمان باشد. مي‌رفتيم مسافرت يا پارك، مي‌ديدم بچه‌هاي ديگر با پدرهاي‌شان آمده‌اند، باهم مي‌گويند و مي‌خندند و تفريح مي‌كنند و دلم مي‌سوخت كاش پدر ما هم كنار ما بود. با اينكه خيلي كم مي‌ديدمش، ولي خيلي دوستش داشتم. همان زمان جنگ يكي از من پرسيد: «اگر پدرت شهيد بشود، چه كار مي‌كني؟» گفتم «آن قدر غذا نمي‌خورم تا بميرم.»
دختر شهيد شعيب زمزم از شهداي غدير ايل لري: پدر جان آيا مي‌شنوي چه مي‌گويم؟ مي‌دانم كه مي‌شنوي. دوست داشتم در كنارم باشي تا سر بر زانويت بگذارم و درددل‌هايم را برايت بگويم. دلم مي‌خواست كنارت بنشينم تا برايم حرف بزني و با سخنان شيرينت مرا راهنمایي كني.‌ اي كاش بودي تا من هم در كنار تو به خود ببالم. اما نه! حالا كه فكر مي‌كنم مي‌بينم اكنون زماني است كه بايد بيشتر به تو افتخار كنم، چون تو شهيدي و شهيد زيباترين تفسير عشق و شجاعت و ايثار است... شايد من هم در نگاه اول حسرت بخورم كه چرا پدر ندارم ولي با نگاه عميق مي‌بينم آنچه پدرم به من داده هيچ پدري به هيچ دختري نداده، پدرم نعمت اصالت و ريشه نعمت معرفت و ايمان را در خونم تزريق کرد؛ نعمت‌هایي كه هرگز فروشي نيست و پدران ميليونر دوستانم هرگز نمي‌توانند در هيچ معامله‌اي آن را خريد و فروش كنند.
دختر شهيد ترك(29دي1390 توسط عوامل تكفيري در دمشق به شهادت رسيد): من صداي پدرم را كه قبلاً شنيده‌ام دوست دارم. صداي پدرم بسيار نرم و تلاوت قرآنش بسيار زيبا بود و صدايي كه هميشه در زمزمه مي‌گفت من خيلي دوست داشتم، وقتي مي‌گفت: الحمدلله... الحمدلله... پدرم زيبا سخن مي‌گفت و نرم و آرام. وقتي من را صدا مي‌زد، انگار تمام دنيا را به من داده بودند. صداي پدرم هميشه در گوشم بود كه مي‌گفت: فاطمه... فاطمه...
دختر شهيد عبدالله باقري نياركي: عكس بابايم را زده‌اند، ببينيد بابايم چقدر خوشگل است، عكسش را همه جا زده‌اند، دلم تنگ شده و مي‌خواهم عكسش را نگاه كنم. مادرش مي‌گويد: «وقتي همه مي‌گويند كه بابا تير خورده، سعي مي‌كند كمي جريان را بفهمد». ما به زينب مي‌گوييم كه: «بابا بهشت است و زنده»، مي‌گويد: «خب برويم بهشت يا اينكه ما كي بهشت مي‌رويم؟» مي‌گويم: «ما هر موقع كارهاي خوب انجام دهيم، بعد مي‌رويم بهشت» كه مي‌گويد: «خب زود كارهاي خوب كنيم تا زود به بهشت برويم» يا گاهي هم مي‌پرسد: «بهشت تلفن ندارد تا من با بابا حرف بزنم؟»
دختر شهيد اسماعيل خانزاده (نخستين شهيد مدافع حرم شهرستان محمودآباد): قبلاً هم چنين كاري نمي‎كرد، سر خاك بابایش مي‎رفت، ولي در حالت نشسته برايش فاتحه مي‎خواند و قبر پدر را مي‎بوسيد. آن روز كه بعد از مدرسه رفتيم قشنگ كفش‌هايش را درآورد و روي قبر دراز كشيد و زماني كه بلند شد و آمد پايين گفت بالاخره به آرزوي خودم رسيدم و هميشه دوست داشتم كه اينجوري بروم و روي قبر دراز بكشم و بابايي را بغل كنم.
دختر شهيد سيدعلي عالمي (مدافع حرم): بابا بيشتر از اينكه بابام باشه، رفيقم بود. هر چي توي دلم بود بهش مي‌گفتم و هميشه هم هوامو داشت و بهترين راه‌حل‌ها رو بهم مي‌داد. گاهي بر سر مزارش مي‌روم و مي‌گويم اگر بودي كمك مي‌كردي، حالا هم كمكم كن. گاهي هم آنقدر با پدرم حرف مي‌زنم كه بالاخره خوابش را مي‌بينم و دلم گرم مي‌شود به اينكه واقعاً مرا مي‌بيند و حواسش به من است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار