احکام صدوسیویکگانه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش روی کاغذ نوشته شده و در آن به همه مواردی که میتواند کیفیت آموزش در کشورمان را ارتقا بدهد اشاره رفته است. عملکرد مسئولان آموزش و پرورش و سایر وزارتخانههای مرتبط با آموزش در کشورمان نشان میدهد که اکثرشان این سند را به خوبی درک نکرده اند که اگر کرده بودند همچنان به طی کردن راه خودشان اصرار نمیورزیدند.
میلیونها دانش آموز زیرمجموعه وزارتخانهای درس میخوانند که بیثباتترین مدیریت را تجربه میکند؛ و این ناشی از کوچکانگاری و کمتوجهی به این دستگاه عظیم و نگاه هزینهزا بودن و نه سرمایهآفرین بودن به نظام تعلیم و تربیت است. وزیر آموزش و پرورش در دولتهای مختلف، هر شش ماه تا یک سال و در نهایت هر دو سال یکبار تغییر میکند و در حال حاضر نیز این وزارتخانه با سرپرست اداره میشود.
وضعیت به شکلی در وزارتخانه آموزش و پرورش پیچیده و درهم است که این وزارتخانه نیاز به بررسی دارد که چرا در دولتهای مختلف بارها و بارها این پست دستخوش تغییر میشود. معلوم نیست چه اتفاقی در این ساختمان میافتد که هر کسی روی صندلی وزیر آموزش و پرورش مینشیند، نمیتواند کارهایش را بهدرستی انجام دهد و بعد از یک مدت نیز استعفا میدهد یا برکنار میشود و میرود.
سوء مدیریت در وزارتخانه آموزش و پرورش به زیرمجموعههایش، پله به پله منتقل و باعث کاهش بهرهوری آموزشی مدارس و دانشآموزان میشود. دیگر کمتر کسی دلش به حال آموزش در این کشور میسوزد. گویی همه به بیثباتی مدیریتی و پایین بودن کیفیت «آموزش» در کشور عادت کردهاند. اما مگر میشود از کنار این وضعیت نابسامان به آسانی گذشت؟
رهبر معظم انقلاب اسلامی دیروز در دیدار شمار زیادی از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور با بیان اینکه «عبور از گردنههای دشوار پیشرفت بدون کمک آموزش و پرورش ممکن نیست» گفتند: «بعضی هنوز قادر نیستند نقش آموزش و پرورش را در پیشرفت همه جانبه کشور درک کنند. یک خطای راهبردی در بین برخی از مسئولین در گذشته وجود داشته که خسارتهایی هم وارد آورده و آن کوچکانگاری این دستگاه حیاتی است.» موضوعی که در شماره دیروز روزنامه جوان مهدی نویدادهم، مشاور عالی پیشین وزیر آموزشوپرورش به آن اشاره کرد و گفت: «از تجلیات کوچکانگاری در آموزش و پرورش، بیثباتی مدیریتی بوده است، یعنی مدیریت وزارتخانه آموزشوپرورش جدی شمرده نمیشود. این در حالی است که در وزارت نفت، وزارت اطلاعات و وزارت امورخارجه بیثباتی مدیریتی دیده نمیشود چراکه دولتها در هشت سال فعالیتشان در این وزارتخانهها یک وزیر ثابت داشتند، اما در وزارت آموزشوپرورش چندین بار مدیریت تغییر کرده و این بیثباتی به آموزش در کشور آسیب زده است.»
کوچکانگاری در آموزش و پرورش در حالی مطرح میشود که مدیریت بر این سازمان اهمیت ویژه و نقشی راهبردی دارد، چرا که اگر این سازمان و مدیران آن از ماهیت کارشان غفلت کنند، حاصل آن در ابعاد اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی جامعه تأثیر میگذارد و موجب افت و انحطاط آن میشود.
مشکلات آموزش با استناد به بیانات رهبر انقلاب و توجه به سند تحول بنیادین، حل و فصل میشود، به شرط اینکه کسی عزم عمل کردن به آن را داشته باشد. در غیر این صورت آسیبی به کشور وارد میشود که شاید جبران آن ممکن نباشد.