آنچه در آستانه قزاقستان رخ داد، بیهیچ تعارفی سقوط آزاد تیم ملی کشتی ایران بود. تیمی که کمتر از یکسال قبل بر سکوی دوم جهان ایستاده بود، اما در قهرمانی آسیا به ایستادن روی سکوی سوم بسنده کرد. آنهم در شرایطی که نه فقط همچون مسابقات جهانی تیم ملی کشتی آزاد با تیمهای قدری، چون امریکا و روسیه سرشاخ نبود که سطح مسابقات نیز چندان بالا نبود، به طوری که تیمهایی مانند ژاپن و قزاقستان و هند و بحرین با نفرات اصلی خود در این رقابتها شرکت نکردند! با این وجود، اما تیم ملی کشتی آزاد ایران که از ۳۶ دوره رقابتهای قهرمانی آسیا در ۲۹ دوره بر سکوی قهرمانی ایستاده بود، با فاصله امتیازی فاحش (۵۵) نسبت به قهرمان (قزاقستان) برسکوی سوم ایستاد. آنهم در شرایطی که تنها یک طلا توسط رحمان عموزاده در این رقابتها کسب کرده بود! اتفاقی که بهزعم بسیاری از پیشکسوتان و کارشناسان کشتی آزاد زنگ خطری جدی بود!
نتیجه رقم خورده در آستانه قزاقستان شوکه کننده بود. فکر میکنید این ناکامی در قهرمانی آسیا یک اتفاق بود یا زنگ خطری جدی؟
این اتفاق، زنگ خطری بود برای کشتی آزاد ایران که باید از آن درس بگیریم. گاه در یک مسابقه شما شاهد عدم نتیجهگیری یکی دو کشتیگیر هستید. این اتفاق خاصی نیست. طبیعی است که یکی دو کشتیگیر گاهاً در شرایط ایدهآل قرار نداشته باشند، اما در کنار آنها دیگر دوبنده پوشان عملکرد خوب و قابل قبولی را به نمایش میگذارند. اما وقتی کل تیم از لحاظ شرایط بدنی، جسمانی و روحی اوضاع خوبی ندارند یعنی یک جای کار میلنگد و باید بازنگری اساسی در روش کار خود داشته باشیم.
در واقع مهمترین نکته نیز همین بود. در حالی که تکتک این کشتی گیران در رقابتهای قهرمانی کشور نمایش خوبی ارائه داده بودند، اما در قزاقستان به نظر میرسید بدن بازیکنان خسته است و روحیه جنگندگی ندارند!
متأسفانه همین طور است. تیم ملی در آستانه نه فقط نتیجه قابل قبولی کسب نکرد که دوبنده پوشان نیز عملکرد ضعیفی را به نمایش گذاشتند و این یعنی ما باید یک بازنگری کلی روی کارمان داشته باشیم. باید در روش تمرین و بدنسازی تیم تغییراتی ایجاد کنیم تا مشکلاتی که در قزاقستان داشتیم حل و فصل شود که در آینده بار دیگر گریبانمان را نگیرد.
اتفاقاً یکی از انتقادهای وارده به بدنساز تیم بود. اینکه بدنساز تیم مدرک مدیریت و برنامهریزی ورزش دارد، نه تحصیلات بدنسازی و فیزیولوژی. فکر میکنید این مسئله میتواند تأثیری در رقم خوردن نتیجه داشته باشد؟
ببینید، نمیتوانیم یک طرفه قضاوت کنیم، اول باید دید آیا مربی بدنسازی که در تیم ملی حضور دارد اختیار تام داشته و همه کارها در اختیار خودش بوده یا نه، زیر نظر و با هماهنگی سرمربی برنامه داده است. مطمئناً نمیتوانیم بگوییم مربی بدنساز تامالاختیار است که در این صورت بدون شک مقصر مربی بدنساز است و باید حتماً روش و شیوه تمرینی خود را تغییر دهد. در غیر این صورت اگر مربی بدنساز با مشاوره و زیرنظر سرمربی کاری انجام داده که طبیعتاً باید این گونه باشد، مسئله متفاوت است و باید به طور کلی شیوه تمرینی و بدنسازی تیم تغییر کند. هرچند که هر مربی بدنسازی برنامه و روش خاص خودش را دارد، اما از تجربهای که در کشتی دارم میدانم که هیچ مربی بدنسازی بدون مشاوره با سرمربی کاری انجام نمیدهد و کارهایش با هماهنگی سرمربی تیم است. اما به نظر من سیستم بدنسازی تیم به هر دلیلی ایراد داشته است. حالا، چون من در کنار تیم نبودم و نمیدانم چه اتفاقی رخ داده و چه روشی انجام شده مطمئناً خود کادرفنی باید بنشیند روی مسائل و نقاط ضعف تیم بحث و بررسی کنند برای یافتن راهکاری جهت حل مشکلات. وگرنه اینکه بگوییم همه تقصیرات گردن مربی بدنساز است به نظر من منطقی نیست.
اما بدون شک از نظر فنی عملکرد خوبی نداشتیم و شاهد سقوط آزاد تیم بودیم. در حالی که سال گذشته با وجود روسها و امریکا دوم جهان شدیم و سابقه ۲۹ دوره قهرمانی در این رقابتها را داریم!
اصلاً راجع به این مسئله بحثی وجود ندارد. اینکه بنشینیم تحلیل کنیم که با کسب تنها یک طلا و ایستادن بر سکوی سوم آسیا آیا خوب بودیم یا بد به نظرم منطقی نیست. چون ما بد بودیم. این چیزی نیست که نیازی به تحلیل داشته باشد. ما باید الان فقط به این بپردازیم که چطور باید مشکلات را حل کنیم تا بار دیگر شاهد تکرار این اتفاق نباشیم.
اتفاقاً به مورد خوبی اشاره کردید. در آینده نزدیک ما دو رقابت حائز اهمیت را پیشرو داریم. بازیهای آسیایی و المپیک پاریس. باید چه کنیم که بار دیگر شاهد تکرار ناکامی که در قزاقستان رخ داد نباشیم؟
ما باید روش آمادهسازی کشتی گیران خود را تغییر دهیم. این نظر من به لحاظ فنی است. در این رده سنی که دیگر فنی به کشتیگیر اضافه نمیشود. پس میماند بحث آمادگی بدنی و حفظ شرایط روحی روانی. در اصل میزان آمادگی جسمی و روحی روانی کشتیگیر است که باعث میشود روی تشک موفق شود یا ناکام. به همین دلیل مهمترین مسئلهای که در این میان باید تغییر کند روش تمرینی و روش آمادهسازی کشتیگیران برای مسابقات است. چه به لحاظ بدنی چه روانی. مطمئناً بهترین راهکار این است.
باوجود ناکامی در قهرمانی آسیا فدراسیون کشتی تصمیم گرفت همچنان به پژمان درستکار اعتماد کند. ثبات کادرفنی بدون شک اتفاق خوبی است، اما فکر نمیکنید تقویت کادر فنی برای برطرف شدن مشکلاتی که در قزاقستان شاهد بودیم نیز بتواند به موفقیت تیم در آینده کمک کند؟
خب مشاوره گرفتن که خیلی خوب است. ما بهترین مربیان بدنساز را داریم که آشنایی کاملی با علم روز بدنسازی دنیا دارند. برای نمونه دکتر میرزایی مدرس جهانی است و بابت علم تمرینی و بدنسازی حرفهای زیادی برای گفتن دارند و میتواند به عنوان مشاور کمک شایانی هم به درستکار و هم تیم او بکند. علاوه بر میرزایی نیز ما مربیان بسیار خوبی داریم که بدون شک مشاوره گرفتن از آنها میتواند کمک شایانی برای حل مشکلاتی باشد که باعث شد در آستانه برخلاف آنچه که انتظار میرفت به ایستادن روی سکوی سوم قناعت کنیم!
اما میتوان گفت این ناکامی در بهترین زمان رخ داد؟ چرا که با برطرف کردن نقاط ضعف تیم میتوان با شرایطی به مراتب بهتر در بازیهای آسیایی و المپیک پاریس حاضر شد. اینطور نیست؟
ببینید، ما تیم خوبی داریم پتانسیل و نفرات خیلی خوبی داریم که میتوان روی آن حساب کرد. موجودیت کشتی ما فوقالعاده است. سرمایههای کشتی ما فوقالعاده است. مشکل تنها روش آمادهسازی است که میتوان با اصلاح آن به شکل بهتری ملی پوشان را به شرایط آمادهسازی رساند.
آمادهسازی بهتر یعنی برگزاری اردوهای تدارکاتی، مشترک و حضور در مسابقات مختلف؟
خب این دیگر نظر سرمربی است. اینکه نیازی به برپایی اردوهای تدارکاتی، اردوهای مشترک یا حضور در مسابقات مختلف داشته باشد یا نه، دیگر نظر سرمربی تیم است. چون بدون شک سرمربی اشراف بیشتری روی بازیکنان و شرایط آنها دارد و با توجه به شناختی که دارد میتواند بهترین برنامه را برای آمادهسازی آنها بریزد. اما بدون شک همه اینها در کنار نحوه تمرین و... دخیل است و تأثیرگذار.