علی نصری نوشت: برخی سیاستمداران «مصونیت پخمگی» دارند، یعنی هر رفتار غیرعادی، نامتعارف، ضدملی یا حتی غیرانسانی هم که از آنها سر بزند، هرگز نه توسط رسانهها و نه افکار عمومی مورد سؤال جدی قرار نمیگیرند. رضا پهلوی مصداق بارز شخصیتی است که پشت نقاب کمهوشی دارای مصونیت پخمگی است. اگر در بحبوحه وقایع چند ماه گذشته در ایران و منطقه، هر فعال سیاسی درجه سوم ایرانی به اسرائیل سفر میکرد و با منفورترین، فاسدترین، جنگطلبترین و ایرانستیزترین سیاستمدار جهان- که حتی در میان مردم خودش هم جایگاهی ندارد- دیدار میکرد، قطعاً با صدها سؤال چالشی از سوی خبرنگاران و کاربران شبکههای اجتماعی و حتی طرفداران خودش، در مورد پیامدهای مخرب «واقعی» و «نمادین» این سفر و دیدارها، اهداف واقعی آن، جزئیات مذاکرات پشت پرده، دیدگاههایش در مورد برنامه و سلاحهای هستهای پنهان اسرائیل، ترور دانشمندان ایرانی، تهدیدهای مداوم اسرائیل به حمله نظامی به تأسیسات هستهای ایران و پیامدهای جانی و محیطزیستی ویرانگر و جبرانناپذیر آن، دیدار و دست دادن او با شلدون ادلسون، میلیاردر امریکایی صهیونیست حامی حزب جمهوریخواه که رسماً پیشنهاد بمباران اتمی تهران را داده بود و سیاستهای آپارتایدی و نژادپرستانه آنها در قبال فلسطینیان و دهها موضوع دیگر، با موجی از پرسشها، چالشها و انتقادات جدی مواجه میشد و تا به تکتک آنها پاسخ قانعکنندهای نمیداد، رهایش نمیکردند. اما رضا پهلوی که دارای مصونیت پخمگیاست، میتواند با خیال آسوده به دعوت وزیر اطلاعات اسرائیل که رسماً عامل ترور دانشمندان ایرانی است به این کشور سفر کند، نتانیاهو را در وسط سنگینترین بحران سیاسیاش ملاقات کند، از قول مردم ایران بدون هیچگونه نمایندگی از سوی آنها «پیام» بدهد و هدف سفرش را همدردی با قربانیان ۷۰سال پیش هولوکاست و مشورت با «متخصصان آب» اسرائیلی برای حل مشکل کمآبی ایران بیان کند و حتی یک خبرنگار در یکی از رسانههای فارسیزبان هیچکدام از ادعاهایش را به چالش نکشد و حتی یک سؤال جدی به عنوان یک شخصیت سیاسی عاقل و بالغ ۶۲ساله از او نپرسد. «مصونیت پخمگی» شاید برای رضا پهلوی باعث آسایش خاطر و آزادی عمل کامل باشد و برای رسانههای فارسیزبان وابسته به همان دولتهای ایرانستیز خارجی موجب فرار از مسئولیت شود، اما برای شهروندان عاقل ایرانی باعث نگرانی است، چراکه به قول گوته: «هیچچیز وحشتناکتر از تماشای جهل در عمل نیست».