کمی در خصوص فرآیند تولید مجموعه مستند «داستانهای ناگفته» بفرمایید و اساساً چرا روایت فتح را بستری برای تولید این اثر انتخاب کردید؟
ایده کار راجع به جنگ خصوصاً از زاویه نگاه ارتش سالها در فکرم بود و ماجرای تلاشهای نیرو هوایی بهخصوص در روزهای ابتدایی جنگ خیلی در ذهنم نقش بسته بود؛ بنابراین میشود گفت طرح به مرور شکل گرفت و تقریباً نزدیک به یک سال پیش از مراجعه به روایت فتح مشغول تحقیق و بررسی شخصی بودم که با مراجعه به گروه مستند روایت فتح و صحبت با جناب مهدی همایونفر، مدیر وقت و دلسوز روایت فتح که بسیار به این موضوع علاقهمند شده بود و البته پس از ایشان، روحالله رفیعی، تحقیقات حضوری و میدانیام را آغاز کردم. تحقیقاتی که شامل مراجعات متعدد به ستاد نیروی هوایی و مصاحبه با تعدادی از خلبانان بازنشسته و مرور اسناد و عکسهای هوایی و کتابهای متعددی که در این زمینه نوشته شده، بود. دستکم چهار جلد کتاب خاطرات، چهار جلد کتاب تاریخچه جنگ و چند جلد اسناد جنگ در بخش تحقیق و پژوهش مورد مطالعه قرار گرفت که بیشترین اسناد مربوط به بازه مورد بررسی ما، یعنی دو سال ابتدایی جنگ میشد. بدون اغراق باید گفت رفیعی، مدیریت دلسوز وقت روایت فتح و توجه ایشان به نقش بزرگ ارتش در جنگ دلیل حضور من و همکاریام با گروه مستند روایت فتح بود. البته در ابتدای این مسیر و تداوم تحقیقات با یکی از دوستانم به نام آقای اصغرزاده همکاری بسیار نزدیکی داشتیم، ایشان تا نیمههای فرآیند تولید مستند همراه بنده بودند.
در این مستند به چه بخشهای ناگفتهای از عملکرد ارتش در جنگ تحمیلی پرداخته شده است؟
قسمت ابتدایی مجموعه مربوط به عملیات کمان ۹۹، بزرگترین عملیات تاریخ نیروی هوایی ارتش است و سایر قسمتها مربوط به روزهای آغازین دفاع مقدس.
کمی در خصوص عملیات کمان ۹۹ و سالهای ابتدای جنگ بهعنوان هنرمندی که درباره این بازه زمانی مستند تولید و تحقیق کردید، بفرمایید؟
وقتی صحبت از کمان ۹۹ میشود، معمولاً به حجم و بزرگی آن عملیات پرداخته میشود. در واقع نکته مهم برای اکثر محققان، پرواز همزمان ۱۴۰جنگنده روی آسمان دشمن است، اما نکته مهم این است که ارتش در آن روزها درگیر برخی مسائل داخلی هم بود. یادم میآید که یکی از خلبانان بازنشسته در تحقیقاتم میگفت تقریباً نیمی از گردانهای پروازی تبریز بازخرید شده بودند. علاوه بر این نزدیک به یک سال هم بهخاطر شرایط خاصی که بر همه پایگاههای نیروی هوایی حاکم شده بود، تقریباً هیچ پرواز آموزشی یا آمادگی انجام نمیشد، یعنی از ۵۰سورتی پرواز در هر پایگاه، نیروی هوایی به یک یا دو سورتی پرواز در روز رسیده بود، به این معنا که نه هواپیماها آماده بودند، نه خلبانها آماده و نه حتی کارکنان فنی توان سابق را داشتند. نکته مهم در عملیات کمان ۹۹، آماده شدن تمامی هواپیماها، تمامی کارکنان فنی و اداری و خلبانها در طی کمتر از ۲۴ ساعت است. از قول معاون عملیات پایگاه همدان در آن روزها، جناب تیمسار فرجالله براتپور نقلقول میکنم که در زمان رژیم پهلوی هیچگاه همزمان چهار یا پنج هواپیما آماده پرواز نبودند. افزون بر آن، معمولاً تعدادی از هواپیماها در سالنهای تعمیر و نگهداری بودند. اما غروب روز سیویکم شهریورماه تا طلوع آفتاب روز یکم مهر، تمامی هواپیماهای موجود در پایگاه آماده پرواز بودند. روندی که در شرایط عادی نیاز به یک ماه زمان داشت در مدت ۱۲ ساعت انجام شد.
در خصوص تولیدات هنری ما در اغلب رشتهها و حوزههای مختلف با محوریت جانفشانیهای ارتش شاهد هستیم که آثاری تولید شده است. شما بهعنوان مستندسازی که در این زمینه ورود کردید راهکار افزایش تولیدات را در چه میبینید؟
بهتر است بگوییم علت عدم علاقه هنرمندان یا مستندسازان در این زمینه چیست. من در کسوت یک مستندساز بزرگترین عامل ضربه به روایت روزهای جنگ را در یک داستان نقل میکنم؛ یکی از خلبانان عزیز که جنگندهاش در سال ۶۵ مورد اصابت قرار گرفته و به کمک کردهای عراق موفق شده بود از دست بعثیها فرار کند و به کشور برگردد، تعریف میکرد که چند سال پیش جوانی برای نصب پرده به خانهاش آمده بود و از شغل این عزیز پرسیده بود. ایشان هم در پاسخ گفته بود «خلبان دوران جنگ هستم». جوان داستان ما از تیمسار پرسیده بود که مگر ارتش هم در جنگ بوده؟! تیمسار پاسخ داده بود «سه ماه اول جنگ که کسی غیر از ارتش نبود». بزرگترین عامل عدم علاقه هنرمندان و بسیاری از جوانان به روایت دوران جنگ استفادههای غیرتاریخی و غیرتخصصی و مصادره کردن جنگ است. به نظرم چارهای نیست و راهکاری ندارد. بسیاری از جوانان دهه ۷۰ و ۸۰ تماشای این مجموعه برایشان سخت بود، اما بعد از دیدن آن، ساعتها با من مکالمه داشتند که نشان از علاقهمند شدنشان به موضوع داشت.