این شبها شبکه ۲ سیما طنز شبانگاهی «سیدخندان» را با اجرای محمدرضا شهبازی روی آنتن برده است که خلاقانه و متعهدانه عمل و کوششی تازه برای پیدا کردن قالبهایی جدید در ارتباط با مخاطب را تجربه میکند. برنامه سیدخندان با حضور هنرمندانی جوان در حوزههای شعر، استندآپ، نمایش، دوبله، ترانه و سرود اجرا میشود. پیش از این هم تاکشوهایی در تلویزیون پخش شده است و این برنامه سبک و سیاق جدیدی در میان چنین تولیداتی نیست و شاید در نگاه اول روزهای ابتدایی «خندوانه» را در ذهن تداعی کند. باید در نظر گرفت که محمدرضا شهبازی سالهاست در زمینه طنز ورود جدی دارد و خود یک طنزپرداز است، نه یک برنامهساز کپیکار. او علاوه بر برنامههای مختلفی، چون «پاورقی» که اخیراً از شبکه ۲ پخش میشد در جشنوارههای طنز انقلاب هم دارای کارنامهای مشخص است.
شهبازی همچنین در سریال دو فصلی «وضعیت زرد» و مسابقه «رخداد» هم فعال بوده است. برای همین نمیتوان او را یک مجری و بازیگر مقلد دانست که حالا به دلیل نبود سلبریتیها، برنامه «سیدخندان» را هدایت و اجرا میکند، بلکه او با پشتوانهای از سالها فعالیت در زمینه طنز مسیری متفاوت را طی کرده و توانسته اندوخته و تجربهای در این زمینه به چنگ آورد.
ظهور استعدادهای طنز آتش به اختیار
«سیدخندان» نکات قابل توجهی دارد که انصافاً نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. اولاً اینکه در رویکردی ستودنی آغاز برنامه طنز و سرگرمی با تلاوت قرآن از سوی کودکان انجام میشود که حس خوبی به مخاطب میدهد. ثانیاً از میهمانان و هنرمندانی استفاده شده که تاکنون به دلیل فضای بسته هنری فرصت ظهور و بروز نداشتند. آنها سلبریتی نیستند، توانایی و استعداد دارند، اما شهرت ندارند، ولی کاراولیهایی هستند که به احتمال زیاد در شبکه مافیایی سابق بهطور جدی امکان محک آنها وجود نداشت. میتوان گفت تا پیش از این طنز در صداوسیما به انحصار چند نفر خاص درآمده بود که هر کدام با تقلید از شبکههای خارجی در رسانه ملی و حتی سینما با نیروهای خودشان مورد حمایت بودند. البته انقلابیها نیز در تربیت نیروی متخصص سالها دچار ضعف بودند و درجا میزدند، بهویژه در حوزه طنز که خلأ زیادی احساس میشد، به طور قطع ظهور و بروز طنزپردازانی، چون شهبازی نه از طریق یک پروژه حساب شده مدیریتی، بلکه از دل یک حرکت آتش به اختیار فرهنگی شکل گرفته است. پس از فتنه ۱۴۰۱ و اغتشاشاتی که رخ داد برخی از همین سلبریتیها که بعضاً دوتابعیتی هم هستند مثل همیشه خود را موظف دیدند تا در شبکههای اجتماعی مواضعی بگیرند که سنخیتی با وحدت و منافع ملی نداشت. گویی برای از بین نرفتن پاسپورتهای غربی لازم است در چنین مواقعی این افراد دست به مواضعی بزنند که وفاداری خود را به منافع پرچم کشورهایی که تابعیت آنجا را دارند نشان داده باشند. طبیعی است که منافع این کشورها لزوماً همراستا با منافع ملی ایران نباشد. این افراد بحمدالله حضورشان در رسانه ملی کمرنگ شده است. در نتیجه ناخواسته بستری برای فعالیت هنرمندان دغدغهمند و انقلابی و تازهوارد ایجاد شد، بهگونهای که در برنامههای امسال تلویزیون به خوبی این وضعیت ملموس و مشهود است و معلوم شد که میتوان با تفکرات و منش اسلامی و انقلابی برنامهسازی کرد، بهخصوص در خلق خنده حلال و طنز سالم برای مخاطب مشکلپسند تلویزیون دست به خلاقیت زد. این اتفاق در حالی رقم میخورد که این اعتماد به نفس در میان برخی نیروهای رسانهای وجود داشته باشد که بدون تقلید از شبکههای ماهوارهای نیز میتوان خلاقانه عمل کرد و موفق هم بود. «سیدخندان» در این مدت محدود توانسته به خوبی جای خود را در بین تماشاگران تلویزیونی باز کند. معرفی فعالان گمنام فرهنگی و مذهبی در برنامه اتفاق خوبی است که نشان داد قرار نیست تنها چند سلبریتی بیایند و الگوهای ناقصی برای نوجوانان و جوانان ارائه دهند.
سیدخندان میتواند به مرور بهتر شود
برنامه «سیدخندان» میتواند برای تولیدات مثبت و خنده حلال موجساز باشد و باعث ایجاد اتفاقاتی جدید و تأثیرگذار در جامعه شود، چه آنکه «خندوانه» نیز در خلأ وجود برنامههای طنز در نوع خود موجساز بود و البته آسیبهای جدی هم به فرهنگ جامعه زد که از جمله اصرار روی حضور برخی سلبریتیها بود. قطعاً شهبازی دوتابعیتی نخواهد شد و خانوادهاش را هم به کانادا نخواهد برد و در حمایت از اغتشاشگران در شبکههای اجتماعی فعال نخواهد بود و همسرش پیشگام کشف حجاب و حمله به ارزشها نخواهد شد. تفاوت میان «سیدخندان» و «خندوانه» بسیار زیاد است، هرچند در ابتدای راه شباهتهایی بین این دو میبینیم، اما همانگونه که گفتیم این ابتدای راه است، راهی که اگر روزهای آغازین «خندوانه» را دوباره بازپخش کنند به تفاوتهای فاحش آنها خواهیم رسید.