مسمومیت مرموز دانشآموزان همچنان ادامه دارد، اما تاکنون هیچ عامل مشخصی درباره این مسمومیتها پیدا نشدهاست. اگر چه شنبه گذشته وزارت کشور در بیانیهای اعلام کرد: «در تحقیقات میدانی دستگاههای ذیربط، نمونههای مشکوکی یافت شده که برای بررسیهای تخصصی جهت شناسایی علل عوارض ایجادشده در دانشآموزان، در آزمایشگاههای معتبر کشور در دست بررسی است و در اولین فرصت نتایج آن توسط وزارت بهداشت به اطلاع مردم شریف ایران خواهد رسید.»، اما همچنان عامل مسمومیتها مخفی ماندهاست.
در عین حال بررسی اظهارات دانشآموزان و تعداد دانشآموزان درگیر این پرسش را ایجاد میکند که آیا واقعاً عامل مسمومکنندهای وجود دارد؟ به عنوان نمونه دو روز گذشته در برخی مدارس مشهد تعدادی از دانشآموزان دچار مسمومیت شدند. در اینباره یکی از دانشآموزان اینگونه توضیح میدهد: «بویی مثل بوی سم را حس کردم. مثل بوی سم سوسک، تعدادی از همکلاسیهایم افتادند و بعد آنها را با آمبولانس بردند. برخی سردرد بودند، اما من هیچکارم نشد.»
علاوه بر این، مرور آمار مسمومیتها در مدارسی که تاکنون با این مشکل مواجه شدهاند نشان میدهد در برخی مدارس به اندازه یک کلاس و در برخی دیگر اندازه نصف کلاس و حتی کمتر دچار مسمومیت شدهاند. کنار هم گذاشتن این آمار و اظهارات برخی دانشآموزانی که دچار مسمومیت نشدهاند، این گزاره را در ذهن تقویت میکند که شاید اصلاً هیچ عامل مسمومکنندهای در کار نباشد، بلکه با استفاده از یک عامل محرک که برای دانشآموزان ناآشنا است، دانشآموزان دچار روان زاد جمعی یا هیستری جمعی میشوند.
در همین رابطه، بیبیسی انگلیسی در روزهای اخیر گزارشی را منتشر کرده که در این گزارش مدعی است هیچگونه عامل مسمومکنندهای برای مسموم کردن دانشآموزان دختر ایرانی استفاده نمیشود. در این گزارش به نقل از پروفسور وسلی، روانپزشک و اپیدمیولوژیست کینگز کالج لندن آمدهاست: «چندین عامل اپیدمیولوژیک کلیدی او را به این باور رسانده که اینها زنجیرهای از مسمومیت نیستند، بلکه در عوض یک مورد بیماری اجتماعی انبوه هستند که در آن علائم بین افراد گسترش مییابد.» آلستر هی، استاد سمشناسی محیطی در دانشگاه لیدز هم نتایج آزمایش خون برخی از دانشآموزان دختر ایرانی را بررسی کردهاست، اما گفته است: «هیچ سمی شناسایی نشدهاست»! او گفته این نتایج به طور غیررسمی از منابعی در ایران برای او ارسال شدهاست. آلستر هی همچنین گفتهاست: «با توجه به آنچه دیدهاست، بعید است یک عامل عصبی یا یک سم ارگانوفسفره - مانند آنهایی که در آفتکشها استفاده میشود- مسئول باشند.»
قطعاً گزارش رسانهای، چون بیبیسی محل استناد نیست و حتی میتواند برای گمراه کردن اذهان از اتفاق اصلی منتشر شدهباشد، اما میتواند به عنوان یک احتمال مورد بررسی قرار بگیرد. درباره این گزارش و احتمال بروز هیستری جمعی در دانشآموزان با دکتر کیانوش جهانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت دوازدهم گفتگو داشتیم که در ادامه میخوانید.
به نظر شما بیبیسی در این گزارش به دنبال کشف حقایق بوده یا با توجه به سابقه این رسانه احتمال گمراه کردن اذهان از مسئله اصلی وجود دارد؟
به هر حال این گزارشی است که از سوی رسانهای به نام بیبیسی در بخش انگلیسی این رسانه منتشر شدهاست. نکته جالب توجه استفاده از خبرنگاران بخش بیبیسی فارسی در تهیه این گزارش است، اما مطلب منتشر شده هیچ سنخیتی با مطالبی که در هفتههای گذشته در بیبیسی فارسی درباره مسمومیت دانشآموزان در ایران منتشر شده ندارد. این در حالی است که بیبیسی فارسی با القای حوادثی که در افغانستان اتفاق افتاده تلاش دارد مخاطب خود را به این نتیجه برساند که مسمومیت دانشآموزان کار خودیها است. تلاش بیبیسی فارسی برای القای این حوادث از سوی طرفداران جمهوری اسلامی در شرایطی است که در زمان بروز اتفاق مسمومیت دانشآموزان در افغانستان، سازمان بهداشت جهانی و برخی سازمانهای دیگر، چون ناتو تحقیقاتی را انجام دادند. در نهایت آخرین اظهار نظری که از سوی سازمان بهداشت جهانی اعلام شد، این بود که هیچگونه عامل خارجی که نقشی در مسمومیت دانشآموزان داشته باشد، کشف نشده و در نتیجه نتوانستند واژه مسمومیت را به آن اتفاقات نسبت دهند.
با این توضیحات آیا میتوان به گزارش بیبیسی انگلیسی درباره اتفاقات اخیر در ایران اعتماد کرد؟ چراکه افرادی که اظهارنظر کردهاند، افراد شاخص و شناخته شدهای برای جامعه ایران نیستند!
بیبیسی انگلیسی در این گزارش با اساتید سمشناسی و اپیدمیولوژی و روانشناسی در دانشگاههای بریتانیا صحبت کردهاست. این اساتید مدعی هستند که دسترسی به برخی از آزمایشها در ایران داشتهاند. تمام این افراد عنوان میکنند که با زنجیرهای از مسمومیتها با اقدام تروریستی که منجر به مسمومیت شود، مواجه نیستیم. جالب اینجاست که این گزارش به زبان انگلیسی تهیه شده و به مخاطب این مطالب را منتقل میکند، اما در بخش فارسی مطالب دیگری به مخاطب القا میشود! متأسفانه امروز مخاطبی که از بیبیسی فارسی و اینترنشنال تغذیه میشود، اینگونه برداشت میکند که به مدارس حمله شیمیایی میشود و مسمومیت شیمیایی در حال اتفاق افتادن است. با این توضیحات و تفاوتی که در انتشار مطالب در بخش فارسی زبان و انگلیسی زبان وجود دارد میتوان نتیجه گرفت که پشتپرده این مطالب سیاست جنگ روانی، جنگشناختی و بازی با روح و روان افراد جامعه ایران است.
آیا ادعای بیبیسی انگلیسی درباره رد عامل خارجی در مسمومیت دانشآموزان و بروز هیستری جمعی قابلقبول است؟
در واقع باتوجه به مرور حوادثی که در مدت اخیر اتفاق افتاده و کنار هم قرار دادن جزئیات، ادعای بیبیسی انگلیسی غیرواقعی و غیرمنطقی نیست. برداشت من این است که حتی اگر موارد محدودی مسمومیت اتفاق افتادهباشد یا تشخیص دادهشود، ربطی به این کلیت با این ابعاد ندارد. ابعاد موضوع، اپیدمیولوژی، همهگیریشناسی، جنسیت، گروه سنی که مبتلا به این علائم شدهاند و نوع حادثه و وقایعی که از گزارشها، شرح حالها و تصاویر دیده میشود، نشان میدهد با یک نوع روانزاد جمعی یا هیستری جمعی مواجه هستیم. باز هم تأکید میکنم ممکن است مواردی از مسمومیت اتفاق افتادهباشد.
به گزارش مسمومیتها اشاره داشتید. در همین گزارشها علائمی که عنوانشده همچون حالت تهوع، سردرد، سرگیجه و استفراغ عنوان شدهاند. آیا این علائم ارتباطی با هیستری جمعی دارند یا مسمومیت؟
هیچکدام از این علائم در هیستری جمعی ناشایع نیست. علائمی که در دنیا درباره هیستری جمعی ثبت شدهاست شامل سردرد، تهوع، استفراغ، شلی عضلات، احساس فلج در اندامها، دل درد، تاری دید، سوزش چشم، دو بینی و حتی کهیر پوستی تماماً علائمی است که درباره هیستری جمعی یا اختلال تبدیلی گزارش شدهاست. البته درجات شیوع این علائم در افراد متفاوت است، اما باید توجه داشت که صرفاً با این علائم نمیتوان نتیجه گرفت که حوادث اخیر هیستری است یا خیر! بلکه باید به مانند یک پازل قطعات را کنار هم قرار داد و به نتیجه رسید. از سوی دیگر تفاوت و تناقض در بوهای استنشاقشده و حالات دانشآموزان و اینکه برخی علامت دار شدهاند و برخی دیگر نه، نشان میدهد با یک عامل واحد روبه رو نیستیم. در عین حال باید این را در نظر بگیریم که ممکن است در اوایل شروع این اتفاقات یک مسمومیتی اتفاق افتادهباشد، اما در اتفاقات بعدی تفکر مسمومیت و مسمومشدن که قبلتر به وسیله شبکههای اجتماعی و رسانهها به دانشآموزان منتقل شدهاست، زمینه ذهنی را برای ابتلا به مسمومیت آماده کردهباشد که با کوچکترین عامل محرکی مثل بوی گاز که لزوماً مسمومکننده هم نیست، فرد دچار مشکل شود. البته باید در نظر داشته باشید که هیستری با تمارض تفاوت دارد. در تمارض فرد یا بیمار آگاهانه خود را دچار اختلال میکند، اما در هیستری صحبت از اختلال تبدیلی است و بیمار واقعاً احساس میکند که با اختلالی مواجه شدهاست. با این تفاسیر معتقدم اغلب موارد پیشآمده هیستری جمعی است.
با توجه به اینکه این حوادث در مدارس دخترانه در حال وقوع است، آیا آمار علمی و مستندی وجود دارد که نشان دهد هیستری جمعی در خانمها بیشتر از آقایان اتفاق میافتد؟
بله، آماری که وجود دارد نشان میدهد بروز هیستری جمعی در خانمها ۱۰ برابر شایعتر از آقایان است. از نظر سنی هم با توجه به آمار ثبت شده، در گروه سنی ۱۰ تا ۳۵ سال چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی شایعتر است. این نکته را فراموش نکنیم که در پزشکی به هیچ عنوان نمیتوان به صورت مطلق اظهارنظر کرد، اما بخش عمده ماجرا یک هیستری جمعی است.