راننده پرایدی که متهم است پس از بیهوش کردن زنان، طلای آنها را سرقت کرده بعد از بازداشت مدعی شد قصد داشت با سرقتهای انجام شده برای پسرش خودرو بخرد. وی گفت مدتی قبل خودروی پسرش سرقت و او افسرده شده بود. اوایل بهمنماه امسال بود که زن میانسالی در تهران سراسیمه به اداره پلیس رفت و از راننده خودروی پرایدی به اتهام سرقت اموالش شکایت کرد.
شاکی در توضیح ماجرا گفت: «مدتی قبل داخل خیابانی در نزدیکی خانهمان به عنوان مسافر سوار خودروی پرایدی شدم که راننده آن مرد میانسالی بود. رفتار و برخورد راننده خیلی مؤدبانه و با احترام بود و گفت کارمند ادارهای است و با افراد زیادی در ارتباط است و میتواند برایم وام جور کند. او سر صحبت را با من باز کرد و با حرفهایش اعتماد مرا جلب کرد و شماره تلفن همراهش را به من داد و خواست اگر نیاز به خودرو برای جابهجایی مسافر یا ارسال و تحویل بستهای داشتم با او تماس بگیرم. من چند باری با او تماس گرفتم و او هم مرا به مقصد رساند تا اینکه چند ساعت قبل بستهای را از خانه یکی از دوستانم تحویل گرفت و به خانهام آورد. برای تشکر او را تعارف به چای کردم و او نیز وارد آپارتمانم شد. دو لیوان چای روی میز گذاشتم و برای آوردن میوه به آشپزخانه رفتم و لحظاتی بعد برگشتم. وقتی لیوان چای را خوردم سرم گیج رفت و دیگر هیچ چیز نفهمیدم تا اینکه چند ساعت بعد به هوش آمدم و تازه فهمیدم راننده پراید مرا مسموم و بیهوش و اموالم را سرقت کرده است.»
شکایتهای سریالی
با طرح این شکایت، پرونده به دستور دادیار دادسرای ویژه سرقت برای شناسایی متهم در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت. مأموران پلیس در نخستین شاخه از تحقیقات با شکایتهای مشابه و متعددی از سوی زنان روبهرو شدند که حکایت از آن داشت راننده پراید تمامی طعمههایش را از میان مسافران زن انتخاب میکند و بعد از بیهوش کردن آنها دست به سرقت اموالشان میزند.
یکی از شاکیان در تحقیقات پلیسی گفت که به عنوان مسافر سوار خودروی متهم شده و پس از آشنایی آخرین بار او را با آبمیوه مسموم داخل خودرویش بیهوش و اموالش را سرقت کرده است.
مأموران در بررسی دوربین مداربسته و تحقیقات فنی موفق شدند متهم را که پرویز نام داشت، شناسایی و به دام بیندازند. وی در بازجوییها به سرقتهای سریالی اعتراف کرد. تحقیقات از متهم ادامه دارد.
گفتگو با متهم
پرویز سابقه داری؟
نه سابقه ندارم.
به چه کاری مشغول بودی؟
من با خودرو مسافرکشی میکردم.
چه شد که تصمیم گرفتی مسافران را بیهوش و اموالشان را سرقت کنی؟
میخواستم پسرم را خوشحال کنم، چون او مدتی بود افسرده شده بود.
یعنی میخواستی با سرقت افسردگی پسرت را درمان کنی؟
نه، واقعیتش پسرم خودروی پرایدی داشت و با آن کار میکرد و با دوستانش هم تفریح میرفت، اما مدتی قبل خودرویش را داخل خیابان سرقت کردند. پس از این حادثه پسرم افسرده و روز به روز هم حالش بدتر شد. میدانستم اگر برایش یک خودروی پراید بخرم حالش خوب میشود و دوباره به زندگی عادیش برمیگردد، اما پولی نداشتم، به همین خاطر تصمیم گرفتم سرقت کنم و برای پسرم پراید صفرکیلومتری بخرم و او را خوشحال کنم.
چرا پراید خودت را به او ندادی؟
پراید من مدل پایین است، از طرفی هم من با خودرویم کار و هزینه زندگیمان را تأمین میکردم.
چرا برای سرقت، زنان را انتخاب میکردی؟
زنان معمولاً همراه خودشان طلا دارند و الان هم طلا خیلی قیمتش بالا رفته است، اما مردان وسایل ارزشمندی با خود همراه ندارند.
فکر نمیکردی با این شیوه مرتکب قتل شوی؟
نه، معمولاً از داروهای دوز پایین استفاده میکردم.