مراجعهکنندگان به شوراهای حل اختلاف مشکلات موجود در آن را بهتر از هر کسی میدانند چراکه با آنجا سروکار داشتهاند و از ریز و درشت ایرادات مربوط به این نهاد باخبرند.
آقای صادقی یکی از افرادی است که اخیراً به یکی از شعب شورای حل اختلاف مراجعه کرده است. او با گلایه از کمکاریهای انجامشده در این شعبه میگوید: در ابتدای مراجعه به یکی از شوراهای حل اختلاف تهران، انگار افراد حاضر در آنجا تحمل من را نداشتند، پیرامون پروندهام سه سؤال داشتم که به هیچ یک از آنها جواب ندادند، در نهایت یکی از مسئولان شعبهای که پروندهام در آنجا مطرح بود، گفت بروم و هنگام وقت تعیینشده برای جلسه رسیدگی، سؤالاتی که دارم را بپرسم، در صورتی که اگر به سؤالهای من پاسخ میدادند، احتمالاً نوبت به جلسه رسیدگی نمیرسید!
بعد از سه بار مراجعه به مجتمع و شعبه حل اختلافی که به خاطر اختلاف در بازگشت پول ودیعه اجاره در آنجا پرونده داشتم، با یکی از کارمندان آنجا همصحبت شدم و علت رفتار نامناسب کارمندان آن مجتمع را از او پرسیدم که در پاسخ، حقوق بسیار ناچیز شاغلان در شوراهای حل اختلاف را علت این موضوع دانست.
یکی دیگر از موضوعاتی که در شورای حل اختلاف آزاردهنده بود، پیچیدگی و طولانیتر شدن روند رسیدگی به پروندهام بود. من ابتدا در دفتر خدمات قضایی طرح دعوی کردم و پس از چند روز ابلاغ رسیدگی در شورای حل اختلاف برایم پیامک شد. انتظار داشتم با رفتن به شورا کارها زودتر از دادگاه پیش برود، اما روندی که اتفاق افتاد، اینگونه نبود.
حدود ۴۰ روز از روز طرح دعوی من زمان برد تا جلسه رسیدگی تشکیل شود. پس از رسیدگی هم که سه جلسه و طی مدت دو ماه زمان برد، در نهایت رأی صادره به قدری ضعیف بود که هم من و هم طرف دیگر پرونده درخواست تجدیدنظر ثبت کردیم.
امکانات ضعیف ساختمانهای شوراهای حل اختلاف و نبود فضای پارک خودرو و مسائلی از این دست هم، این پیام را میداد که خود قوه قضائیه برای این شوراها اهمیت شایستهای قائل نیست. فکر میکنم رسیدگی در شورای حل اختلاف، یک جور از سر باز کردن قضیه است.