وقتی در آخرین مراحل جنگ صفین در سال ۳۶ هجری، پیروزی از آن سپاه اسلام بود و به نظر میرسید که سپاه معاویه در حال شکست خوردن است، ناگهان به پیشنهاد عمروعاص، سپاهیان معاویه قرآنها را بر نیزهها برافراشته و درخواست پایان جنگ و داوری بر اساس قرآن را کردند؛ حیلهای که کاملاً کارگر افتاد و باعث ایجاد چنددستگی، سردرگمی و اختلاف در میان سپاهیان امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) شد و در حالی که امام علی (علیهالسلام) بر ادامه جنگ اصرار داشت و به سپاهیانش هشدار میداد که معاویه مرد دین نیست و این فریب و نیرنگ است، آنان فریب خورده و در نهایت جنگ باخته سپاه کفر به ایجاد اختلاف و شکاف در میان سپاه اسلام تبدیل شد!
استفاده از نیروهای خودی برای ضربه زدن به یک گروه یا ملت از طرف دشمن سابقهای طولانی دارد و یکی از ابزارهای مهم برای غلبه بر طرف مقابل در طول تاریخ است و قطعاً یکی از مصادیق این توصیه معروف است که «بالاترین هنر در جنگ این است که دشمن را بدون مبارزه شکست بدهید.» توصیهای که «سان تزو» استراتژیست چینی حدود پنج قرن قبل از میلاد مسیح در کتاب «هنر جنگ» آن را تجویز کرد. پیشنهاد بر سر نیزه کردن قرآنها از سوی عمروعاص در معرکه صفین و تبدیل کردن بخشی از نیروهای سپاه اسلام به عامل پیشبرد برنامههای دشمن، استفادهای فریبکارانه و غیراخلاقی از این تاکتیک برای غلبه بر مسلمانان بوده و البته این اقدام در طول تاریخ بارها به شیوههای گوناگون از سوی سلطهگران استفاده شده است.
بعد از گذشت ۴۴ سال از پیروزی انقلاب اسلامی و توفیق نیافتن دشمنان این انقلاب برای متوقف کردن حرکت تاریخی ملت ایران با استفاده از همه ابزارها اعم از ترور، جنگ تحمیلی، جنگ اقتصادی و با توجه به قوی شدن روزافزون کشور ایران در حوزههای مختلف و ناتوانی نظام سلطه در رویارویی نظامی با ایران، تفرقهافکنی بین مردم ایران و مشغولسازی داخلی برای جلوگیری از پیشرفت روزافزون و به نقطه غیرقابل برگشت رسیدن قدرت ایرانیان در دستور کار دشمنان این ملت قرار گرفته است.
از طرفی در عصر غلبه شبکههای اجتماعی و رسانههای نوین، تلقی و احساس سادهلوحانهای برای برخی به وجود آمده که این رسانهها سبب گسترش بیشتر آزادی شده و جامعهای عادلانهتر را نوید میدهد. این در حالی است که این شبکهها به طور مطلق به صورتی مستقل و آزاد و با هدف بهبود زندگی انسانها توسعه پیدا نکردهاند بلکه در کنار برخی خدماتی که برای تسهیل زندگی انسانها ارائه دادهاند در کنترل کامل توسعهدهندگان و پیشبرد اهداف آنها قرار دارند. این رسانههای نوین به خصوص آنهایی که به صورت رایگان خدماتی برای جوامع و ملتهای دیگر ارائه میدهند هدفی جز مدیریت افکار و قوه شناختی آن جوامع را بر عهده ندارند. میتوان گفت در عصر سوشیال مدیا و جامعه شبکهای، «ذهنیت» یک امر فردی نیست، بلکه با نظام قدرت ارتباطی تنگاتنگ دارد و تحت تأثیر اراده قدرت مسلط شکل میگیرد. شبکههای اجتماعی با ایجاد یک بستر ارتباط اجتماعی چند به چند، یک احساس آزادی و آگاهی کاذب ایجاد میکنند و به علت تسلط قدرتها بر مدیریت آنان، میتوانند یک جامعه منسجم را به یک جامعه متشتت و تکه پاره تبدیل کنند. حال با وجود ابزاری چنین قدرتمند که توانسته در میان تمام آحاد یک جامعه نفوذ کند، چرا نباید دشمنان یک ملت و یک آیین از این ابزار برای به کنترل گرفتن کنشهای اجتماعی آن جامعه استفاده نکنند و کنشهای بخشهایی از آن جامعه را بر اساس خواست خود جهت ندهند؟
امروزه جامعه ایران با توجه به گسترش رسانهها، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی به اندازه سابق یکدست نیست و این رسانهها توانستهاند ولو در بخشی محدود از جامعه اثرات مخربی در ایجاد گسست هویتی و تاریخی از فرهنگ غنی اسلام و هویت سترگ ایرانی بر جای بگذارد. این واقعیت را باید مورد مطالعه قرار داد و بر همه ایرانیان اعم از مسئولان و مردم واجب است که برای حل این مشکل چارهاندیشی کنند. ملتی که هویت جمعی آن به درستی شکل گرفته و آحاد آن، خود را ملزم به وفاداری به این هویت میدانند از پس توطئههای خطرناک دشمن برخواهد آمد و ملتی که خود را نشناسد، هویتی برای خود قائل نباشد و نداند که چه خونهای پاکی برای حفظ و حراست از این سرزمین و این هویت و آیین مردمان آن ریخته شده، خواسته یا ناخواسته ابزار و سرباز دشمن برای نابودی کشور خود خواهد شد. چند روز پیش رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم آذربایجان همین هشدار را دادند و فرمودند: «طرف ملّت ایران استکبار است. همه مراقب باشند کمک به استکبار نکنند؛ همه مراقب باشند ابزار استکبار در مقابل انقلاب و در مقابل اسلام و در مقابل ایران عزیز قرار نگیرد.» و البته این هشداری بود که چند ماه قبل نیز به گونهای دیگر در دیدار نخبگان خطاب به نخبگان کشور داده بودند: «بعضی از نخبهها، یعنی دارای استعداد حالا تعبیر نخبه شاید با توضیحی که دادیم برایشان درست نباشد. اینها در اینجا رشد میکنند، وقتی نوبت ثمردهی میرسد میروند میوهشان را به دیگری میدهند. گاهی هم آن دیگری دشمن است. گاهی میروند میشوند پیچ و مهره استکبار جهانی برای تصرف ملتها و دشمنی با ملتها، میشوند ابزار او، میشوند پیچ و مهره او.»
بر هر ایرانی شرافتمند و وطندوستی از هر عقیده و مرامی، ولو مخالف حکومت، واجب و وظیفه است که در راستای اهداف دشمنان این سرزمین و این ملت نقشآفرینی نکند و پیچ و مهره دشمنان این آب و خاک نشود. میتوان منتقد، معترض و حتی مخالف حکومت بود، ولی در عین حال آنقدر عقلانیت و شرافت داشت که در زمین دشمن بازی نکرده و نقشههای شوم دشمن را نقش بر آب کرد. بازی نکردن در زمین دشمن و مراقبت برای محقق نکردن خواست او و تکمیل نکردن پازل دشمنان، وظیفه هر ایرانی اعم از انقلابی، معترض و منتقد و حتی مخالف حکومت است و رعایت آن، نشانه بلوغ، شرافت و بصیرت یک ایرانی واقعی و وطندوست و وجه تمایز یک فرد متولد ایران، ولی عمله و مزدور دشمنان ایران با آنانی است که با هر عقیده و مرامی دل در گرو این خاک و در گرو تعالی ملت ایران دارند.