رحمان عابدینزاده نوشت: در سالهای اخیر، بسیاری از سازمانها از رویکرد فردگرایانه دور شده و به سمت ساختار تیمی حرکت کرده اند. برخی از بارزترین مزایای کار تیمی عبارتند از: توانایی بررسی یک مشکل از دیدگاههای مختلف، احتمال بیشتر برای تشخیص اشتباهات و امکان تقسیم حجم کار بین چند فرد. در حالی که کار تیمی میتواند بسیار مؤثر باشد، برخی از نقاط منفی نیز وجود دارد که در قالب این نوع همکاری، وجود دارد:
زمانبندی طولانیتر برای پروژهها
هنگامی که پروژهای از سوی تیمی مورد بررسی قرار میگیرد، هماهنگی، توزیع کار، بازخورد و سازماندهی عمومی بیشتری مورد نیاز است. این امر میتواند به اتمام دیرتر پروژه، هزینه بیشتر و مصرف بیشتر منابع سازمان منجر شود.
سوءاستفاده گران
برخی از افراد تمایل دارند که فعالیتهای خود را به دیگران واگذار و به عبارتی از زیر کار فرار کنند. این نه تنها کارآمد نیست، بلکه میتواند باعث نارضایتی و روحیه منفی برای کل تیم شود.
درگیریهای شخصیتی
حتی اگر یک تیم از نظر مجموعه مهارتهای مورد نیاز کاملاً متعادل باشد، ممکن است در طول زمان به دلیل شیوههای مختلف ارتباطی یا رویکردهای کار یا به دلیل اینکه اعضای تیم به شیوههای ناسالم با یکدیگر رقابت میکنند، درگیریهای شخصیتی ایجاد شود.
افرادی که بهطور مستقل بهتر کار میکنند
برخی افراد به تنهایی بهتر کار میکنند و برای فعالیت در محیط تیمی مناسب نیستند. قرار دادن اینگونه افراد در تیم، ممکن است استفاده نادرست از استعداد آنها باشد و ممکن است حضور آنها بر روحیه و بهره وری سایر اعضای تیم تأثیر بگذارد.
کاهش نوآوری و فقدان ایدههای جدید
فشار همکاران ممکن است برخی از کارمندان را از ترس «تغییر شرایط مطلوب» یا تضعیف اتفاق نظر به سرکوب ایدههای خود بکشد. همچنین ممکن است اعضای تیم از به اشتراک گذاشتن ایدهها از ترس اینکه از سوی فرد دیگری رد شوند، خودداری کنند.
سرزنش و مسئولیت پذیری
وقتی مشکلی پیش میآید، اعضای تیم یکدیگر را سرزنش میکنند. درباره تیم، تعیین محل وقوع خطا بسیار دشوارتر است به ویژه اگر اعضای تیم درباره اینکه چه کسی مسئول چه چیزی است، نظرات متفاوتی داشته باشند.
مشکلات ارزیابی کارکنان
از آنجا که یک تیم به عنوان یک گروه عمل میکند و یک گروه مسئولیت مشترکی دارد، ارزیابی مدیران و سرپرستان برای نقاط قوت و ضعف نسبی تک تک اعضای تیم دشوار است. به عنوان مثال، اگر تیمی موفق باشد، اینکه چگونه و چرا به هدف خود رسیده است، مشخص نیست.
قطع ارتباطات و تعاملات
مهارتهای ارتباطی باید در سطح بالایی باشد تا تیم بتواند بهطور مؤثر کار کند. در عمل، مشکلات ارتباطات رایج است و اغلب منجر به ناکارآمدی و عدم اعتماد بین اعضای تیم میشود.
اعتماد بیش از حد به جلسات
از آنجا که تیمها تنها در صورتی مؤثر هستند که اعضای تیم با یکدیگر ارتباطات مؤثر داشته باشند، لذا جلسات و نشستهای تیمی بخش مهمی از اکثر پروژهها هستند. با این حال، به دلیل ماهیت اشتراک نظر در جلسات، بحث و گفتگوها به راحتی میتوانند به سؤالات و مشکلات بیشتری منتهی شوند.
جناحگرایی
علاوه بر درگیریهایی که بین افراد ایجاد میشود، تیمها میتوانند به گروههایی تقسیم شوند که دو یا چند زیرگروه هر کدام دستور کار یا موضع خاص خود را دارند. جناحگرایی میتواند ناشی از اختلاف بین افراد یا عقاید متفاوت و مشترک باشد.
مسائل رهبری تیم
رهبران تیم در موفقیت یا شکست یک تیم نقش بی نظیری ایفا میکنند. رهبری ناکارآمد میتواند بهطور بالقوه کل تیم را در یک سازمان بی اثر کند. همچنین رهبران تیم میتوانند گاهی اوقات اعتبار کارهایی را که انجام نداده اند به خود اختصاص دهند و سایر اعضای تیم را که مشارکت آنها شناخته نشده است خشمگین کند.